تو را بارها به یاد میآورم اما نمیتوانم سراغت بیایم؛ زیرا میان ما دردی اتفاق میافتد که با آن یکدیگر را میکشیم.
فوآدبهرَنگِغَمگین
سخنیداری؟ با این پیرمرد صحبت کن. بگو میان آن همه سیگار ، نخی هم به یاد من سوخت؟ محافظ https://eit
فکر کردم بازم تا نصفشب حرف میزنیم
-
ببخشید خوابم میومد