هدایت شده از Her seyim
351.2K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#هیام
اول صبح پیام میده همون موقع هم فحش میده که چرا انقدر میخوابی خو لامصببببببببببببببببب😩🤣💔
@Shokufeeee
هدایت شده از s𝗍a𝗋𝖿ּ𑄝݂݂x
آخرین باری که بابام موقع بازی با تاب دختر عمه کوچیکم مچمو گرفت:
پدرعسیس: بچه تو بزرگ شدی...
دختر عسیسش: ...
سپس پدر عسیس اومد و دختر عسیسش رو محکم تاب میداد و بازی میکردن
دلمم تنگ شده..
پارت سوم!
چند روز میگذره، پاکستان با ایران ملاقات میکنه. انها همدیگه رو در یک کافه نشسته بودن و غرق مکالمه خنده بودن. هند از پشت یک درخت انها رو تماشا میکرد و احساس میکرد حسادتش در حال جوشیدن است.
🇵🇰 : خیلی خوشحال شدم دوباره دیدمت، ایران.
🇮🇷 : منم همینطور، عزیزم.
🇵🇰 : اسرائیل.. هنوز اذیتت میکنه؟
🇮🇷 : ...اره، ولی من خوبم.
🇵🇰 : اون حرومزاده.. چرا بیخیال نمیشه.
🇮🇷 : هاها.. اسرائیل فقط به خودش فکر میکنه.
🇵🇰 : ایران، حتی اگه هند نزاره کمکت کنم، اینو بدون من همیشه کنارتم. مهم نیست چی بشه، فقط اینو بدون من همیشه پیشت هستم.
ایران لبخندی میزنه و به ارامی دست پاکستان رو میگیره و به ارامی نوازش میکنه. در همین هنگام هند صورتش از عصبانیت و حسادت قرمز شده بود و سعی میکرد خودش را ارام کند. ایران به پاکستان نزدیک میشه و به ارامی صورتش را در دستانش میگیره، ناگهان هند وارد کافه میشه و مچ دست ایران رو محکم میگیره و پس میزنه. هند با نگاه خشمگینی به پاکستان نگاه میکنه و دستش میگیره و از روی صندلی بلند میکنه.
🇮🇳 : بسه. تو با من میای خونه.
پاکستان با چشمانش از تعجب و ترس به هند نگاه میکنه و سرش رو تکون میده.
هنگامی که انها به خونه میرسن هند پاکستان رو به دیوار میکوبه و گلوی پاکستان رو میگیره.
🇮🇳 : چرا گذاشتی ایران حرومزاده لمست کنه؟
پاکستان با ترس به هند نگاه میکنه.
🇵🇰 : ب.. به تو چه! اون دوستمه میزارم هرکاری بکنه!
🇮🇳 : هرکاری؟ یعنی اینقدر احمقی که میزاره هرکسی بهت دست بزنه؟
🇵🇰 : ایران هر کسی نیست. ایران بهترین دوستمه.
🇮🇳 : یک سوال دارم
🇵🇰 : چیه؟
🇮🇳 ایران رو دوست داری؟
🇵🇰 : چ.. چی..؟
🇮🇳 : گفتم. ایران. رو. دوست. داری؟
🇵🇰 : ا.. امم.. نمیدونم.. ش.. شاید..
هند چشمانش از حسادت تیره شد و گلوی پاکستان رو محکم تر فشار داد.
🇮🇳 : خوب گوش بده، پاکستان. از این به بعد تو مال منی، فهمیدی؟ هیچکس حق نداره بهت نزدیک بشه.
ناگهان هند گلوی پاکستان رو رها میکنه و پاکستان شروع به سرفه میکنه. هند مچ دست پاکستان رو میگیره و او را به سمت اتاق میبره.
🇮🇳 : امشب باید بهت یک درسی بدم که بهت نشون بدم مال کی هستی.
هدایت شده از "هیکآری" انگار این بار،تاریکی عمیقتر از هر نوری بود
من فهمیدم که خنده نور است و نور خنده است. این راز جهان هستی است.
_لک لک طلایی