me' (Filtering)
ازراعیل شد
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
هدایت شده از 𝑑𝑢𝑠𝑡𝑒𝑑 𝑎𝑡𝑡𝑖𝑐(داریم به فنا میریم ✨)
عاشق اینم که محتوای اینجا خیلی شیر تو شیره همه چی داره
میگم یه تقدیمی برای چنل خودت بزار ممبر زیاد شه
بزا خودم یچیزی بسازم
هدایت شده از 𝓥𝓮𝓵𝓿𝓮𝓽 𝓐𝓼𝓱
آخرین تماسی که با او گرفتم ...
حال خوبی نداشتم ، خسته بودم..خسته از همه چیز!
از زندگیم ، از حال و هوایم و از هرچه بتواند تصور کند..
میخواستم با صدایش آرامشم شود و انگیزه ای به جان خسته ام بخشد..
اما انگار او قصدش چیز دیگری بود!
خرد کردن من با هر روشی..
بدون حتی یک کلمه تماس را خاتمه داد و من ماندم و خلع خاکستری بین زمین و زمان!
افکار بهم ریخته ام را برای دومین بار سر و سامانی دادم.. به یاد دارم که اولین دوره ای که این طور خردم کرد و پشت سرش مرا گزارد، ابر بهاری پیش تر نبودم..
آنقدر اشک ریختم تا به خواب رفتم ،
انقدر خودم را نفرین میکردم تا در آخر به یک جادوگر تبدیل میشدم،
آنقدر در خود غرق میشدم که در خلع خاکستری زمان فرو میرفتم !
اما این بار فرق دارد من دیگر برایش اشک نریختم ،
دیگر جادوگر زمانه خاکستری ام نشدم،
دیگر خودم را غرق نکردم!
این بار نوبت اوست!
که غرق شود و در خلع خاکستری زمانه فرو رود ،
میدانم که نقش هایمان روزی تغییر خواهند کرد ، اکنون نوبت اوست!
هنوز هم جانِ من و دلبند من است...
اما میخواهم درد کشیدنش را ببینم ،
میخواهم تجربه دردی که از دوری اش کشیده ام ببیند..
تقلایی که برای بازگشتنش میکردم حس کند..
همین!
شاید بگویی سنگدلم اما تو جای من نیستی..
اما__ باشد من قبول میکنم که سنگدل شده ام در برابر او!
اما بدان این خودش بود که قلب در تپش من را چنان سنگی برای خودش کرد..
-سخن بی پایانم این بود...
اااااههههه بیا پیوی