خونه ای که من امروز برای اولین بار توی زندگیم حس کردم نقش مامان رو دارم توش بازی میکنم؛ در آرامش خوابید.
سخت دلهره اور و عجیب
مادر بودن سخته ها؛ خیلی.
میگه دلم به حال خودم میسوزه.
خود!
ترسناکترین چیز همینه.
فیلمی رو تصور کن که قهرمان و ضد قهرمانش یک نفره.
ترسناک
ملال آور
پر از زجر و تلاطم
اگه تو هم داری به سختی دوام میاری و جز خودت کسی برات نمونده از همینجا تو رو به گرمی در آغوش میکشم و بهت میگم:
دمت گرم!
دمت گرم که پای خودت وایسادی.
دمت گرم که توی این دوره و زمونه هنوزم رویاهات میتونن روت حساب باز کنن.
دمت گرم رفیق. خیالت تخت؛ خدا خیلی هواتو داره. غصه نخوریا..