جنگل نمی خواهد بمیرد.
باز من و غم تنها شدیم. باز فکر هایی دردناک و برنده به تیزی چاقو. خونی که در رگ هایم میرود به جوش آم
ولی از یک چیز مطمئنم، این که از رو نمیریم. هرچهقدر لازم باشه هرچهقدر طولانی. بالاخره میرسیم به دشت...
جنگل نمی خواهد بمیرد.
پلیکان های ارومیه
در خیالم، پلیکان ها به ارومیه پر آب میرسند. به ایرانی شاد. جوجه هایشان به دنیا می آیند بی آن که نگران باشند یا بترسند. پلیکان ها روی آب میرقصند. میخندند. آزادند. آزاد.
22.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
لای لای نه مامی ژیانم / لای لای این نهال زندگیام
من وینه ی باخه وانم / من مثل باغبان هستم
به دل چاودیریت ده که م / با دلم از تو مواظبت میکنم
بخه وه ده ردت له گیانم / بخواب دردت به جانم
~~
ئاواتی هه موو ژینم / آرزوی تمام زندگیام
شه وی تاریک نامینی / شب تاریک نمیماند
تیشکی روژ دیته سه ری / نور صبحدم بالا میآید
~~
کورپه ی شیرینم لایه / فرزند شیرینم لای لایی
سه د خوزگه به خوزگایه / صد بار ای کاش («ای کاش» همراه با نوعی آه و افسوس)
دایکی تو لیره بوایه / مادر تو اینجا بود