eitaa logo
فلسفه تابع وحی
293 دنبال‌کننده
45 عکس
41 ویدیو
71 فایل
معرفی اندیشه فلسفه تابع وحی (فتوح) ارتباط با مدیر کانال: @yahyaab
مشاهده در ایتا
دانلود
🔶 جامعه توحیدی 🔹مقام معظم رهبری قیافه و اندام جامعه توحیدی با قیافه و اندام جامعه غیر توحیدی متفاوت است. این جور نیست که اگر در یک جامعه توحیدی، یک قانونی اجرا می شود، آن قانون یا ده تا مثل آن قانون در یک جامعه غیر توحیدی اجرا شد، آن هم توحیدی است، نه. قواره جامعه توحیدی، شکل قرار گرفتن اجزای این جامعه، اندام عمومی اجتماعی که بر اساس توحید و یکتاپرستی و یکتاگرایی است، با غیر این چنین جامعه ای به کلی متفاوت است. در یک کلمه، آنچه امروزه به آن می گویند نظام اجتماعی. نظم اجتماعی و سیستم اجتماعی و شکل اجتماعی جامعه توحیدی یک چیزی ست به کلی مغایر و مباین و احیاناً متعارض و متضاد با جامعه غیر توحیدی. 📚طرح کلی اندیشه اسلامی در قرآن ؛ ص229 🔶 بی خاصیت بودن مباحث توحیدی فلسفی چه بحث های فلسفی بی اثر و خشکی! ببینید چقدر درباره توحید بحث کردند متکلمین و چقدر این بحث ها در تشکیل و ایجاد یک جامعه توحیدی بی اثر بود. اگر چنانچه درباره یک مسئله ای که مربوط به زندگی ست، صد سال بحث بشود، مگر ممکن است بعد از صد سال در زندگی یک اثری نبخشد؟ صدها سال به صورت خشک، به صورت فریبنده از لحاظ ظاهر و بی مغز از نظر باطن، به صورت مجرد، فارغ، فارغ از ارتباطات با دنیای واقعیت و خارج، بحث کردند، اما الان که برای بنای یک زندگی نو می خواهیم از توحید مدد بگیریم، وقتی نگاه می کنیم به آن بحث ها، می بینیم هیچ ارتباطی ندارد؛ به قول خودمان کالحجر فی جنب الانسان. آن همه بحث ها، آن دور و تسلسل و آن حرف ها و خب؛ حالا از این توحید می خواهیم ما برای دنیای خارج استفاده کنیم، چه داریم؟ در حالی که اگر به قرآن برمی گشتیم، اگر توحید را از قرآن می خواستیم، قرآن ابعاد و رویه ها و اندام های مختلف این پیکر و این هیکل را، این بنای توحید را، در ضمن صدها آیه، با بهترین بیان، با رساترین شیوه بیان کرده، آن وقت معلوم می شود که زندگی توحیدی و انسان موحد کیست. 📚 طرح کلی اندیشه اسلامی در قرآن، ص384 https://eitaa.com/fotoooh
9.12.91.mp3
زمان: حجم: 19.4M
جریان توحید در نظام فکری - استاد سیدمهدی میرباقری https://eitaa.com/fotoooh
هدایت شده از نردبان فقاهت
✔️ آیت الله سید احمد (حفظه الله تعالی): 🔹 در معقول خوب است. در رواشح سماويه در حاشيه اش بر کشی، منقول او هم خوب است. 🔸 معقولش خوب است ولی منقولش خيلی خوب نيست، در رجال خيلی قوی نيست، در حديث شناسی خيلی قوی نيست. @Nardebane_feghahat
بحثی پیرامون توحید و نسبت خالق و مخلوق و حضور خداوند در عالم- 🔸 استاد حسین مفیدی https://eitaa.com/fotoooh🏠
🔶🔵🔶 نظریه «روش تنزیهی» در معارف توحیدی اصول و ضوابط تحلیل در حوزه الهیات و مباحث مختلف توحیدی را می بایست از خود معارف وحیانی و کلمات معصومین (ع) اخذ کنیم که آن را «روش تنزیهی» نامیده ایم. طبق این مبنا که از روایات متخذ است، در توصیف خدای متعال می بایست همه اطراف مساله که اثبات آنها کمال به حساب می آید برای خداوند متعال ثابت شود و همه اطراف مساله که ضعف و نقصان به حساب می آید، نفی گردد. در ادامه اصول این نظریه را مرور می کنیم: 👇👇👇 https://eitaa.com/fotoooh
🔸اصل اول: اثبات معرفت الله و خروج از تعطیل و تشبیه ضابطه کلی حرکت عقل در این عرصه، خروج از «تعطیل» و «تشبیه» است که در روایات متعددی به آن اشاره شده است: مُحَمَّدُ بْنُ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ، عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِيلَ، عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ الْحَسَنِ، عَنْ بَكْرِ بْنِ صَالِحٍ، عَنِ الْحُسَيْنِ‏ بْنِ سَعِيدٍ، قَالَ‏: سُئِلَ أَبُو جَعْفَرٍ الثَّانِي عَلَيْهِ السَّلَامُ: يَجُوزُ أَنْ يُقَالَ لِلّهِ: إِنَّهُ شَيْ‏ءٌ؟ قَالَ: «نَعَمْ، يُخْرِجُهُ‏ مِنَ‏ الْحَدَّيْنِ: حَدِّ التَّعْطِيلِ‏، وَ حَدِّ التَّشْبِيهِ». (كافي (ط - دار الحديث)، ج‏1، ص: 202) موفقیت عقل و فهم بشری در درک توحید نه می بایست به تعطیل بیانجامد و اینکه هرگونه درک و فهم از توحید را منکر شود و به کلی خود را معذور و عاجز از هرگونه فهمی از الوهیت حضرت حق بداند و نه اینکه در این عرصه به تشبیه با مخلوقات و محسوسات روی آورد. دیگر اصول «روش تنزیهی» را در ادامه ذکر خواهیم کرد. هرچند عقل نمی تواند حقایق توحیدی را در توصیفات خود محدود سازد، اما از فهم این حقایق به کلی محجوب نیست: لَمْ‏ يُطْلِعِ‏ الْعُقُولَ‏ عَلَى تَحْدِيدِ صِفَتِهِ وَ لَمْ يَحْجُبْهَا عَنْ وَاجِبِ مَعْرِفَتِه‏ (نهج البلاغة (للصبحي صالح)، ص: 88) «بِالْعُقُولِ يُعْتَقَدُ التَّصْدِيقُ بِاللَّهِ وَ بِالْإِقْرَارِ يَكْمُلُ الْإِيمَانُ بِهِ وَ لَا دِيَانَةَ إِلَّا بَعْدَ الْمَعْرِفَةِ وَ لَا مَعْرِفَةَ إِلَّا بِالْإِخْلَاصِ وَ لَا إِخْلَاصَ مَعَ التَّشْبِيهِ وَ لَا نَفْيَ مَعَ إِثْبَاتِ الصِّفَاتِ لِلتَّشْبِيهِ» (التوحيد (للصدوق)، ص: 40) در این بیان شریف، معرفتی که همراه با اخلاص و نفی صفات تشبیه باشد معتبر شمرده شده است. بنابراین امکان معرفت پیدا کردن به «الله» عزوجل در میانه تعطیل و تشبیه تأیید شده است. حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ بْنِ أَحْمَدَ بْنِ الْوَلِيدِ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى الْعَطَّارُ قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ أَحْمَدَ قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ عِيسَى عَنْ هِشَامِ بْنِ إِبْرَاهِيمَ‏ قَالَ قَالَ الْعَبَّاسِيُ‏ قُلْتُ لَهُ يَعْنِي أَبَا الْحَسَنِ ع جُعِلْتُ فِدَاكَ أَمَرَنِي بَعْضُ مَوَالِيكَ أَنْ أَسْأَلَكَ عَنْ مَسْأَلَةٍ قَالَ وَ مَنْ هُوَ قُلْتُ الْحَسَنُ بْنُ سَهْلٍ‏ قَالَ فِي أَيِّ شَيْ‏ءٍ الْمَسْأَلَةُ قَالَ قُلْتُ فِي التَّوْحِيدِ قَالَ وَ أَيُّ شَيْ‏ءٍ مِنَ التَّوْحِيدِ قَالَ يَسْأَلُكَ عَنِ اللَّهِ جِسْمٌ أَوْ لَا جِسْمٌ قَالَ فَقَالَ لِي إِنَّ لِلنَّاسِ فِي التَّوْحِيدِ ثَلَاثَةَ مَذَاهِبَ مَذْهَبُ إِثْبَاتٍ بِتَشْبِيهٍ وَ مَذْهَبُ النَّفْيِ وَ مَذْهَبُ إِثْبَاتٍ بِلَا تَشْبِيهٍ فَمَذْهَبُ الْإِثْبَاتِ بِتَشْبِيهٍ لَا يَجُوزُ وَ مَذْهَبُ النَّفْيِ لَا يَجُوزُ وَ الطَّرِيقُ فِي الْمَذْهَبِ الثَّالِثِ إِثْبَاتٌ بِلَا تَشْبِيهٍ. (التوحيد (للصدوق)، ص: 101) در این حدیث شریف، سه مذهب توحیدی بیان شده است: 1. اثبات با تشبیه 2. نفی 3. اثبات بلاتشبیه که دو مورد اول باطل است و طریق سوم تأیید شده است. به نظر می رسد مفهوم «نفی» در این حدیث متفاوت با حدیث قبل است. https://eitaa.com/fotoooh
🔶اسلام، عامل تکامل عقلانیت 🔸حضرت امام خمینی ره: «اسلام براي اين انساني كه همه چيز است؛ يعني از طبيعت تا ماوراي طبيعت تا عالم الهيّت مراتب دارد، اسلام تز دارد، برنامه دارد اسلام. اسلام مي خواهد انسان را يك انساني بسازد جامع؛ يعني رشد به آن طور كه هست بدهد. حظّ طبيعت دارد. رشد طبيعي به او بدهد؛ حظّ برزخيت دارد، رشد برزخيت به او بدهد؛ حظّ روحانيت دارد، رشد روحانيت به او بدهد، حظّ عقلانيت دارد، رشد عقلانيت بدهد؛ حظّ الهيّت دارد، رشد الهيّت به او بدهد. همه حظوظي كه انسان دارد و به طور نقص است، الآن نرسيده است؛ اديان آمده اند كه اين ميوة نارس را رسيده اش كنند؛ اين ميوة ناقص را كاملش كنند». 📚صحيفه امام، ج 4، ص 9 ـ 22/7/1357 🏠https://eitaa.com/fotoooh
🔸🔸اصل دوم: ضعف عقل و دیگر قوای ادراکی در شناخت کامل و احاطه به خداوند مجموعه وسیعی از روایات به این حقیقت تأکید دارند که هرچند معرفت به خداوند لازم و ضروری است اما شناخت کامل و اشراف و احاطه علمی به خداوند نیز منتفی است و ظرف و ظرفیت قوای ما محدود تر از آن است که بتواند خداوند متعال را در خود جای دهد. حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ بْنِ أَحْمَدَ بْنِ الْوَلِيدِ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ الصَّفَّارُ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى بْنِ عُبَيْدٍ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ أَبِي نَجْرَانَ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا جَعْفَرٍ الثَّانِيَ ع عَنِ التَّوْحِيدِ فَقُلْتُ أَتَوَهَّمُ شَيْئاً فَقَالَ نَعَمْ غَيْرَ مَعْقُولٍ وَ لَا مَحْدُودٍ فَمَا وَقَعَ وَهْمُكَ عَلَيْهِ مِنْ شَيْ‏ءٍ فَهُوَ خِلَافُهُ لَا يُشْبِهُهُ شَيْ‏ءٌ وَ لَا تُدْرِكُهُ الْأَوْهَامُ كَيْفَ تُدْرِكُهُ الْأَوْهَامُ وَ هُوَ خِلَافُ مَا يُعْقَلُ وَ خِلَافُ مَا يُتَصَوَّرُ فِي الْأَوْهَامِ إِنَّ مَا يُتَوَهَّمُ شَيْ‏ءٌ غَيْرُ مَعْقُولٍ وَ لَا مَحْدُودٍ .. . (التوحيد (للصدوق)، ص: 106) در این حدیث شریف نکته دقیقی را در کیفیت معرفت حقیقی به خداوند و مرز آن با تشبیه و تعطیل بیان می کند و آن اینکه اولاً تصور خداوند ضروری است اما تصور امری غیر معقول و نامحدود! و این را بدانیم که هرآنچه به وهم می آید، غیر خداوند است و اوهام انسان نمی تواند ظرف تصویر خداوند متعال گردد، با این وجود این محدودیت باعث نمی شود که تصویر خداوند را تعطیل کنیم بلکه «إِنَّ مَا يُتَوَهَّمُ شَيْ‏ءٌ غَيْرُ مَعْقُولٍ وَ لَا مَحْدُودٍ». فَلَيْسَتْ لَهُ صِفَةٌ تُنَالُ، وَ لَا حَدٌّ يُضْرَبُ‏ لَهُ فِيهِ الأَمْثَالُ، كَلَ‏ دُونَ صِفَاتِهِ تَحْبِيرُ اللُّغَاتِ، وَ ضَلَ‏ هُنَاكَ‏ تَصَارِيفُ الصِّفَاتِ، وَ حَارَ فِي مَلَكُوتِهِ عَمِيقَاتُ مَذَاهِبِ التَّفْكِيرِ، وَ انْقَطَعَ دُونَ الرُّسُوخِ فِي عِلْمِهِ جَوَامِعُ التَّفْسِيرِ، وَ حَالَ دُونَ غَيْبِهِ الْمَكْنُونِ‏ حُجُبٌ مِنَ الْغُيُوبِ‏، تَاهَتْ‏ فِي أَدْنى‏ أَدَانِيهَا طَامِحَاتُ‏ الْعُقُولِ فِي لَطِيفَاتِ الْأُمُورِ. (كافي (ط - دار الحديث)، ج‏1، ص: 332) فَلَا تُدْرِكُ الْعُقُولُ وَ أَوْهَامُهَا وَ لَا الْفِكَرُ وَ خَطَرَاتُهَا وَ لَا الْأَلْبَابُ وَ أَذْهَانُهَا صِفَتَه (التوحيد (للصدوق)، ص: 46.)‏ تُقَدِّرْ عَظَمَةَ اللَّهِ سُبْحَانَهُ عَلَى قَدْرِ عَقْلِكَ‏ فَتَكُونَ مِنَ الْهَالِكِينَ. (التوحيد (للصدوق) ص56.) ضَلَّتْ فِيكَ الصِّفَاتُ، وَ تَفَسَّخَتْ دُونَكَ النُّعُوتُ، وَ حَارَتْ فِي كِبْرِيَائِكَ لَطَائِفُ الْأَوْهَام‏ (الصحيفة السجادية، ص: 148) أَنْتَ الَّذِي قَصُرَتِ الْأَوْهَامُ عَنْ ذَاتِيَّتِكَ، وَ عَجَزَتِ الْأَفْهَامُ عَنْ كَيْفِيَّتِكَ، وَ لَمْ تُدْرِكِ الْأَبْصَارُ مَوْضِعَ أَيْنِيَّتِك‏ (الصحيفة السجادية، ص: 212) قَدْ ضَلَّتِ الْعُقُولُ فِي أَمْوَاجِ‏ تَيَّارِ إِدْرَاكِهِ وَ تَحَيَّرَتِ الْأَوْهَامُ عَنْ إِحَاطَةِ ذِكْرِ أَزَلِيَّتِهِ‏ وَ حَصِرَتِ الْأَفْهَامُ عَنِ اسْتِشْعَارِ وَصْفِ قُدْرَتِهِ وَ غَرِقَتِ الْأَذْهَانُ فِي لُجَجِ أَفْلَاكِ مَلَكُوتِهِ‏ (التوحيد (للصدوق)، ص: 71) الصِّفَاتِ وَ مُمْتَنِعٌ عَنِ الْإِدْرَاكِ بِمَا ابْتَدَعَ مِنْ تَصْرِيفِ الذَّوَاتِ‏ وَ خَارِجٌ بِالْكِبْرِيَاءِ وَ الْعَظَمَةِ مِنْ جَمِيعِ تَصَرُّفِ الْحَالاتِ مُحَرَّمٌ عَلَى بَوَارِعِ ثَاقِبَاتِ الْفِطَنِ تَحْدِيدُهُ‏ وَ عَلَى عَوَامِقِ نَاقِبَاتِ الْفِكْرِ تَكْيِيفُهُ وَ عَلَى غَوَائِصِ سَابِحَاتِ الْفِطَرِ تَصْوِيرُهُ‏ لَا تَحْوِيهِ الْأَمَاكِنُ لِعَظَمَتِهِ وَ لَا تَذْرَعُهُ الْمَقَادِيرُ لِجَلَالِهِ وَ لَا تَقْطَعُهُ الْمَقَايِيسُ لِكِبْرِيَائِهِ- مُمْتَنِعٌ عَنِ الْأَوْهَامِ أَنْ تَكْتَنِهَهُ وَ عَنِ الْأَفْهَامِ أَنْ تَسْتَغْرِقَهُ‏ وَ عَنِ‏ الْأَذْهَانِ‏ أَنْ‏ تُمَثِّلَهُ‏ قَدْ يَئِسَتْ مِنِ اسْتِنْبَاطِ الْإِحَاطَةِ بِهِ طَوَامِحُ الْعُقُولِ وَ نَضَبَتْ عَنِ الْإِشَارَةِ إِلَيْهِ بِالاكْتِنَاهِ بِحَارُ الْعُلُوم‏ (التوحيد (للصدوق)، ص: 70) در این روایت شریف، تمثل را به ذهن نسبت داده است. عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ وَ مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ، عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ، عَنْ أَحْمَدَ بْنِ بِشْرٍ الْبَرْقِيِ‏، قَالَ: حَدَّثَنِي عَبَّاسُ بْنُ عَامِرٍ الْقَصَبَانِيُّ، قَالَ: أَخْبَرَنِي هَارُونُ بْنُ الْجَهْمِ، عَنْ أَبِي حَمْزَةَ: عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ عَلَيْهِمَا السَّلَامُ، قَالَ‏: قَالَ: «لَوِ اجْتَمَعَ أَهْلُ السَّمَاءِ وَ الْأَرْضِ أَنْ يَصِفُوا اللَّهَ بِعَظَمَتِهِ، لَمْ يَقْدِرُوا» .(كافي (ط - دار الحديث)، ج‏1، ص: 250)
مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ، عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسى‏، عَنْ رِبْعِيِّ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ، عَنِ الْفُضَيْلِ بْنِ يَسَارٍ، قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ عَلَيْهِ السَّلَامُ يَقُولُ: «إِنَّ اللَّهَ لَايُوصَفُ، وَ كَيْفَ يُوصَفُ وَ قَدْ قَالَ فِي كِتَابِهِ: «وَ ما قَدَرُوا اللَّهَ حَقَّ قَدْرِهِ‏» ؟! فَلَا يُوصَفُ بِقَدَرٍ إِلَّا كَانَ أَعْظَمَ مِنْ ذلِكَ» . (كافي (ط - دار الحديث)، ج‏1، ص: 253) بنابراین در شناخت معارف توحیدی همواره می بایست به این قاعده کلی توجه داشت که به هر مقدار خداوند متعال را با ادق معانی و اصطلاحات توصیف کنیم، بازهم خداوند در قالب این کلمات و الفاظ و اصطلاحات نمی گنجد و در نهایت می بایست خداوند را تسبیح و تنزیه کرد و گفت: «سُبْحانَ اللَّه‏» و «اللَّهُ أَكْبَر». به بیان دیگر توصیفات ما از خداوند متعال اگر همه ضوابط را هم رعایت کند، تنزل و رقیقه ای از حقیقت حضرت حق را اشاره و حکایت می کند و نسبتی با آن حقایق متعالی برقرار می کند. به بیان دیگر فهم ما از حقایق توحیدی به عجز و ضعف ادراکی ما قید می خورد: «...اللَّهُ أَكْبَرُ فِيهِ نَفْيُ كَيْفِيَّتِهِ كَأَنَّهُ يَقُولُ اللَّهُ أَجَلُّ مِنْ أَنْ يُدْرِكَ الْوَاصِفُونَ قَدْرَ صِفَتِهِ الَّتِي هُوَ مَوْصُوفٌ بِهَا وَ إِنَّمَا يَصِفُهُ الْوَاصِفُونَ عَلَى قَدْرِهِمْ لَا عَلَى قَدْرِ عَظَمَتِهِ وَ جَلَالِهِ تَعَالَى اللَّهُ عَنْ‏ أَنْ يُدْرِكَ الْوَاصِفُونَ صِفَتَهُ عُلُوّاً كَبِيراً...» (التوحيد (للصدوق)، ص: 238) « وَ مَا زَالَ عِنْدَ أَهْلِ الْمَعْرِفَةِ بِهِ عَنِ الْأَشْبَاهِ وَ الْأَضْدَادِ مُنَزَّها (التوحيد (للصدوق)، ص: 51) «أَيُّهَا السَّائِلُ اعْلَمْ مَنْ شَبَّهَ رَبَّنَا الْجَلِيلَ بِتَبَايُنِ أَعْضَاءِ خَلْقِهِ وَ بِتَلَاحُمِ أَحْقَاقِ مَفَاصِلِهِمُ الْمُحْتَجِبَةِ بِتَدْبِيرِ حِكْمَتِهِ أَنَّهُ لَمْ يَعْقِدْ غَيْبَ ضَمِيرِهِ عَلَى مَعْرِفَتِهِ‏ وَ لَمْ يُشَاهِدْ قَلْبُهُ الْيَقِينَ بِأَنَّهُ لَا نِدَّ لَه‏» (التوحيد (للصدوق)، ص: 54) 🏠https://eitaa.com/fotoooh