💢 ادامه بررسی مفهوم شناسی «ولایت» در اندیشه عرفان
ازجمله نقاط ضعف ولایت عارفان، عدم انطباق گستره «ولایت» در عرفان و تصوف با آموزه¬های شیعه است. چنانچه گذشت گستره مصداق انسان کامل، اولیاء و اقطاب حتی نزد عارفان شیعی مسلک بر ائمه معصومین: محدود نمی¬شود. یکی از آسیب¬های جدی عرفان و تصوف در مقوله «ولایت»، توسعه آن به غیر از امام معصوم، بدون تعیین ضابطه است. «ولایت» در عرفان و تصوف از «امامت» شیعی برنخواسته و مقصود از آن، ولایت امام نیست بلکه بهصورت پسینی بر امام - به عنوان مصداق اتم- تطبیق داده شده است از این رو ظرفیت توسعه آن به بیش از امام وجود دارد که در موارد متعددی به فعلیت رسیده است. به کارگیری مفاهیمی همچون قطب، شیخ، پیر و مرشد و... برای ولیّ، امر توسعه ولایت از امامت را سهل و آسان ساخته است؛
سلسله اقطاب و مشایخ و تبعیت محض دیگران در برابر آنها، چرخه اصلی سیر و سلوک در عرفان و تصوف به حساب می¬آید. تعداد اولیاء و کیفیت مراتب و دستهبندی آنها از مباحث اختلافی میان اهل عرفان است، اما آنچه در این میان حائز اهمیت است سنت اجازه میان مشایخ است؛ شیخ لاحق می¬بایست از شیخ سابق اجازه داشته باشد. ... این اجازه قدرت تأثیر و تصرف در نفس سالک را به همراه دارد. ازاین رو مثلاً در مساله ذکر، بخشی از تأثیر به خود ذکر و بخش اعظم آن به قوه تصرف کسی که ذکر را داده است برمی¬گردد. یعنی بیش از آنکه ذاکر بتواند از خود ذکر بهره ببرد، از تصرفی که درآن، دم شیخ هست بهره می¬گیرد.
در مقابل، ابعاد اجتماعی و حکومتی «ولایت» از منظر عرفان و تصوف مغفول مانده است. تئوری ولایت عارفان، ابعاد اجتماعی و دنیوی و خلافت ظاهری امامان را پوشش نمیدهد، در حالی¬که در اندیشه امامیّه، ولایت امام نه همچون تعریف اهل سنت به ریاست عامه در امر دنیا محدود میشود و نه همچون اندیشه عرفانی، منقطع از آن تعریف میگردد، بلکه حکومت، شأنی و شعبهای از ولایت امام است. نتیجه غفلت از مقیاس اجتماعی ولایت را میتوان در عدم ظرفیت میراث علمی عرفان و تصوف در ساماندهی اجتماعی مشاهده کرد به گونهای که فاقد عقلانیت و الگویی است که بتواند به نیازهای اجتماعی و حکومتی اسلام در صحنه عینیت پاسخ دهد.
از منظر امامیّه، «ولایت» با دو معیار نصب و نصّ، اثبات میشود؛ طبق این معیار، ولایت در مرتبه اول تنها برای ائمه معصومین: ثابت است و در مرتبه بعد، ادله اثبات ولایتفقیه، شأن اجتماعی و ولایت امری امام را در عصر غیبت برای فقیه جامع الشرایط ثابت میکند. براین اساس شیخ، پیر، مرشد و قطب، فاقد هرگونه اعتبار و وجاهتی برای میراث داری ولایت و تبعیت دیگران از آنها هستند.
🏠@fotoooh
🔶 جمع بندی اندیشه «ولایت» در عرفان
🔸 محمد تقی سبحانی
«نقطۀ مثبت نظریۀ عارفان این است که پارهای از مضامین موجود در روایات را تبیین میکند؛ آنچه معمولاً مورد انکار یا استغراب فیلسوفان و یا حتّی متکلّمان قرار می¬گیرد، یعنی مواردی همچون مقامات وجودی ائمّه:، تصرف آنها در عالم، ارتباط ولائی آنها با نفوس مردم و سایر خلائق و... این خصوصیات از نظریۀ عارفان بر میآید. امّا از آن طرف، تئوری امامت عارفان، ابعاد اجتماعی و دنیوی و خلافت ظاهری امامان را پوشش نمیدهد. این نظریه نشان نمیدهد که چرا این انسان کامل همان کسی است که باید ولایت کلّی جامعه را هم داشته باشد. از سوی دیگر، همین نظریه، ویژگیهایی را به انسان کامل نسبت میدهد که به نظر میرسد از خصوصیاتی که در ادلۀ دینی و شیعی برای امامت داریم، فاصله گرفته است. بهعنوانمثال، نوع تلقّی عارفان از امام به گونهای است که گویا او انسان یا موجودی است که برای او هیچگونه کمال افزونتری فرض ندارد و دارای علم مطلق و قدرت مطلق است. اما آنچه در روایات اهلبیت: وجود دارد و درواقعیّت حیات ائمّه: هم قابل مشاهده است، اینکه ایشان همواره علمشان در حال فزونی است و هیچگاه صفت قدرت یا علم مطلق در روایات به امامان نسبت داده نشده است.»
«به اعتقاد بنده، نظریۀ عارفان و نظریۀ فیلسوفان دورتر از سایر نظرات بهاندیشۀ امامیه است، هرچند که آراء فیلسوفان از بعد اجتماعی و سیاسی و آراء عارفان از بُعد باطنی و ولایت تکوینی، ویژگیهای مثبتی دارد که به امامت شیعه نزدیک میشود.»
📚 «نظریههای امامت امامیه در گفتگو با حجت الاسلام والمسلمین محمدتقی سبحانی»، امامت پژوهی، ص259
🏠@fotoooh
🔶 عدم ارائه نظام مسائل جدید توسط ملاصدرا و تبعیت او از نظام مسائل فلسفی پیشینیان
🔸 مصباح یزدی
هرچند او [صدرالمتألهین] هم در بسیاری از مباحث، شیوه پیشینیان را رها نکرد و مخصوصاً در طرح مسائل گوناگون فلسفی، همان روش گذشتگان را دنبال نمود و غالباً در مقام نتیجهگیری و اظهارنظر نهایی بود که نظر خاص خود را مبنی بر اصالت وجود ارائه میداد.
📚 آموزش فلسفه، ج1، ص310
🏠@fotoooh
هدایت شده از حَنان | یحیی
جلسه «امتداد حکمت» با حضور استاد سبحانی و استاد شریفی جلسه پرشور و جذاب و مفیدی نبود. بخش عمده جلسه به کلیات و مقدمات بحث سپری شد و ادعاهایی که فاقد تبیین روش شناختی بود. ضعف تیم علمی تدارک جلسه محسوس بود؛ چرا که اگر صرفاً برای جلسه یک موضوع انتخاب کنند و ارائه بحث را به خود اساتید واگذار کنند بهتر از این نخواهد شد. بلکه می بایست مسیر بحث را با سوالات دقیق به محل نزاع و بزنگاه های بحث هدایت کنند.
به عنوان مثال یکی از سوالات اصلی بحث امتداد حکمت و اینکه چگونه حکمت به عرصه عینیت راه پیدا می کند، پرسش از چگونگی ترکیب نتایج سه حوزه معرفتی «وحی، عقل و تجربه» است. اگر مقام نظر و مفاهیم انتزاعی را به عقل بسپاریم، احکام عملی را به وحی و عینیت را به تجربه (چنانکه درحال حاضرچنین است) امتداد خاصی رخ نخواهد داد. امتداد منوط به این است که بتوان الگویی برای ترکیب این سه منبع پیشنهاد داد که درنهایت هم «اسلامی» باشد و هم «کارآمد» .
به بیان دیگر، حکمت عبارت است از «عقلانیت کارآمد دینی» ؛ قید «اسلامی» و «دینی» بودن ، چنین اقتضا دارد که «وحی» محورِ «عقل» و «تجربه» باشد. قید «کارامدی» نیز چنین اقتضا دارد که «وحی» از طریق «عقل»، در «تجربه» امتداد پیدا کند.
به همین منوال می بایست سوالات دقیق روش شناسی از ارتباط حوزه های مختلف معرفتی را مطرح کرد و پاسخ داد.
🔶 نادرستی نظریه تبدّل وجود جسمانی و مادی نفس به وجود تجردی
بر اساس ظاهر پاره ای عبارات مصنّف(صدرا)، نفس در ابتدا دارای وجود جسمانی است و در اثر استکمال، وجود جسمانی و مادی آن به وجود مجرد و غیر مادی تبدیل می شود.
به نظر ما،اگر چنین مدعایی داشته باشد، قابل قبول نیست و چگونه موجود مادی به موجود مجرد تبدیل شده است؟
📚شرح اسفار، کتاب نفس، جزء دوم از جلد هشتم، مرحوم مصباح یزدی،ص۴۲۵
🔶ناسازگاری نظریه اتحاد نفوس جزئی ملاصدرا با اصول دینی و مکاشفات بزرگان
مصنّف(صدرا) در عبارات خود تصریح دارد که نفوس جزئیه متعدد، پس از استکمال و اتحاد با عقل فعّال، هویات شخصی خود را از دست می دهند و در عقل فعّال مندک می شوند و دیگر نفس، به معنای دقیق کلمه نیستند(اتحدت بالعقل الفعّال و صارت عقلا فعالا)
پس نفوس دانی و متوسط با یک صورت مثالی و نفوس کامل با عقل فعال متحد شده و تعدد آنها به وحدت تبدیل می گردد.
اشکال👇
این ادعا با اصول ضروری ادیان آسمانی و با مشاهدات و مکاشفات فراوانی که در پی ارتباط با ارواح به دست آمده، مخالفت دارد و ارتباط با ارواح گذشتگان، حاکی از حفظ و تداوم هویت شخصی آنهاست.
📚شرح اسفار، کتاب نفس، جزء دوم از جلد هشتم، مرحوم مصباح یزدی،ص۴۲۷-۴۲۶
استاد مفیدیگزیده ای از گزیده ای از معارف توحیدیگزیده ای از معارف.mp3
زمان:
حجم:
4.6M
تفسیر اتقان الصنع، روابط مخلوقات و برهان فرا رابطه
#تازه_های_نشر
💥حکمت تاریخ: نگرشی بر فلسفۀ تاریخ در پرتو معارف قرآن و اهل بیت علیهم السلام.
این کتاب، حلقهٔ وصل جهاننگریِ «ولایت الهیه» و نظام ولایت اجتماعی «حکمت حکومت» است.
حکمت تاریخ، نگرشی حِکمی به موضوعاتِ مطرح در فلسفۀ تاریخ است که در آن، مبدأ، مسیر و منتهای تاریخ و اصول حاکم بر تکامل تاریخ اجتماعی بشر با شیوهای استنادی، از معارف ثقلین استظهار میگردد. به بیان دیگر، حکمتِ مضاف به تاریخ، که از آن به حکمت تاریخ تعبیر میشود، نظریۀ تکامل تاریخ را بر پایۀ نظام معارف وحیانی تبیین و تشریح میکند.
حکمت تاریخ صرفاً مولودِ یک ضرورت نظری نیست، بلکه این دانش از حلقههای پیوند بین اعتقادات دینی و برنامهریزی اجتماعی محسوب میشود؛ چراکه بدون یک تحلیل روشن و روشمند از تاریخ اجتماعی بشر و شناخت عوامل دخیل در پیشرفت یا عقبگرد تاریخ اجتماعی، امكان برنامهریزی جامع و معطوف به آینده وجود نخواهد داشت.
این کتاب در ۴۱۲ صفحه با قیمت ۱۱۰ هزار تومان با همت «کارگروه تدوین حکمت» تولید و با تلاش «نشر تمدن نوین» به زیور طبع آراسته شد.
👈 پینوشت: توزیع کتاب، موکول به آیین رونمایی از آن، بعد از دهه محرم شده است.
#تمدن_نوین_اسلامی
💢 رساله الولایه
💠 مرحوم علامه طباطبایی (ره)
مرحوم علامه طباطبائی(ره) در کتاب «رساله الولایه» - که به تعبیر آیت الله جوادی آملی بهترین و ارزشمندترین اثر علامه می باشد. (شرحی بر رساله الولایه، ص93.) - به تبیین مراتب این عالم پرداخته اند و با بهره گیری از مبنای اعتباریات، مناسبات عالم دنیا را ظاهری و اعتباری می دانند. ایشان معتقدند ازآنجاکه هر امر اعتباری، بر یک امر حقیقی تکیه دارد، تکیه این عالم نیز به حیات باطنی و اخروی است و راه گذر و عبور از اعتباریات این عالم و پیوست به دار بقاء و وصول به حیات طیبه اخروی، «ولایت» است.
آیت الله جوادی آملی عصاره «رساله الولایه» را اینگونه بیان می¬کنند: «انسان عوالمی را پشت سر گذاشته و عوالمی را در پیش دارد و خود هم یک «موجود حقیقی» است. زندگی این موجود که در گذشته و حال با عوالم گذشته و حال و آینده در ارتباط بوده و هست و فعلاً هم از «حقیقت خاص» برخوردار است، زندگی اجتماعی است. در زندگی اجتماعی چاره ای جز قانون نیست، و قانون یک سلسله اعتبارات حکمت عملی است که بایدها و نبایدها، و شایست ها و نشایست ها آن را تأمین می کنند. اگر چنانچه قوانین، یک سلسله امور «اعتباری» هستند و انسان یک «حقیقت» است که با حقایق گذشته و آینده در ارتباط است، حتماً این امور اعتباری به یک تکیه گاه تکوینی متکی است. البته اعتباری بودن قوانین از آن نوع اعتباری نیست که به ید معتبر باشد و هیچ پیوند و رابطه تکوینی نداشته باشد یا در استنباط آن پیوند اشتباه شده باشد، یا درست منتقل نشده باشد؛ بلکه درست ریشه یابی شده و اعتبار، ارتباط درستی با تکوین برقرار کرده و تکوین، با لسان اعتبار به درستی برای انسانها، تفهیم شده است.
قرآن کریم جهان ماده و عالم دنیا را عالم اعتبار می داند، دنیا از آن جهت که دنیاست اعتبار است. البته آسمان و زمین و دیگر موجودات مادی تکوینی هستند و حقیقت؛ ولی عناوین اعتباری جز اعتبار و جز غرور و جز لهو و لعب چیز دیگر نخواهد بود. قرآن کریم وقتی از دنیا، از آن جهت که دنیاست، سخن می گوید: می فرماید: «یعلمون ظاهراً من الحیاه الدنیا و هم عن الاخره غافلون» (روم؛7) یعنی مردم دنیا زده، ظاهر دنیا را می بینند و از آخرت غافلند و این تعبیر نشان می دهد که آخرت، باطن دنیاست.»
📚عبدالله جوادی آملی، شرحی بر رساله الولایه، ص93
برای مطالعه بیشتر حول این مبنا که «ولایت» باطن و پشتوانه «شریعت» است ر.ک: سید محمد حسین طباطبایی، شيعه، ص: 167؛ مرتضی مطهری، امامت و رهبری، ص125؛ عبدالله جوادی آملی تسنيم، ج3، ص110.
🏠@fotoooh
سحر و علوم غریبه.mp3
زمان:
حجم:
4.2M
#بشنوید
* سوالات مربوط به « سحر » را چگونه جواب بدهیم؟
🌐 استاد مفیدی
🔶 تأثیرپذیری فلسفه از روایات اهل بیت (ع)
🔸 شهید مطهری (ره)
فلاسفه شيعه بدون آنكه فلسفه را به شكل كلام درآورند و از صورت حكمت برهانى به صورت حكمت جدلى خارج سازند، با الهام از وحى قرآنى و افاضات پيشوايان دينى، عقايد اصيل اسلامى را تحكيم كردند. از اين رو اگر ما بخواهيم متكلّمين شيعه را برشماريم و مقصودمان همه كسانى باشد كه درباره عقايد اسلامى شيعه تفكّر عقلى داشتهاند، هم جماعتى از راويان حديث و هم جماعتى از فلاسفه شيعه را بايد جزء متكلّمين بشماريم، زيرا چنانكه گفتيم حديث شيعه و فلسفه شيعه هر دو وظيفه علم كلام را بهتر از خود علم كلام انجام دادهاند.
📚مجموعهآثاراستادشهيدمطهرى، ج3، ص: 93
🏠@fotoooh