هدایت شده از ๛ وارستگی ๛
🔸 انقلاب اسلامی، از آغازِ پیروزی تاکنون، همواره با دو نوع زبان روایت شده است:
«زبانِ تبیین» که در پی فروکاستنِ آن به مجموعهای از عللِ سیاسی، اقتصادی و اجتماعی است
و «زبانِ روایت» که میکوشد تا آن را در افقِ حقیقتِ وجودیاش بازنماید.
🔹 زبانِ تبیین، که میراثِ علومِ انسانیِ مدرن و نگاهِ اثباتگرایانه است، هرچند در مواردی سودمند مینماید، اما از درکِ آنچه انقلاب را از سایرِ تحولاتِ تاریخی متمایز میسازد، ناتوان است.
🔸 انقلاب اسلامی، از منظرِ این زبان، صرفاً یک «حادثه» در میان حوادثِ دیگر است که میتوان آن را با همان دستگاهِ مفاهیمِ تحلیلِ سیاسی، فهمید و تبیین کرد.
✍🏻 سیدعلی روحالامین
🔖 بُرشی کوتاه از یادداشت «شهادت رهبری و گشایش زبان روایت در انقلاب اسلامی»:
➕ https://varastegi.ir/4063
🔺 @varastegi_ir
6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
شهادت دنیای تاریک را روشن میکند..
#امام_شهید
💠 کانال فتوحات عرفانی:
🔺 @fotuhat
➕ https://eitaa.com/joinchat/1330053153C6e9feac48e
1.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🖤 یادی از رهبر شهید و عزیزمان در نخستین شب جمعه سال ۱۴۰۵
💠 کانال فتوحات عرفانی:
🔺 @fotuhat
➕ https://eitaa.com/joinchat/1330053153C6e9feac48e
4.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
♦️ما هم دلمون برای امام شهیدمون تنگ شده...
💠 کانال فتوحات عرفانی:
🔺 @fotuhat
➕ https://eitaa.com/joinchat/1330053153C6e9feac48e
هدایت شده از روحالامین
18.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
وارثان کربلا
«ما به جنگجویانِ مؤمن محتاجیم و سالیانِ سال نیز محتاج خواهیم بود. فرزندانِ خود را برای کُشتهشدن در راهِ استقلالِ وطن به دنیا بیاورید. اگر زنده ماندند و عاشق شدند و به شیرینی زندگی کردند، فَبِها المُراد.»
بر جادههای آبی سرخ، نادر ابراهیمی، صفحه ۲۳۵
در جنگ رمضان، حملات رژیم صهیونیستی و ایالات متحده به ایران به مرحلهای از خشونت خود رسیده که شاهد «شهادتهای خانوادگی» بسیاری از هموطنان خود هستیم. چند روز پیش ۸ عضو خانواده رستمی همراه با نوزاد ۲۰ روزهشان، محمدعلی، در قزوین، در خانهی خودشان به شهادت رسیدند. محمدعلی همسن جنگ رمضان بود.
اما مهمتر از حملات ظالمانهی تروریستها به خانوادههای ما، تصویری ازلی است که این شهادتهای خانوادگی به یادمان میآورند؛ تشییع این نوزاد شیرخوار و ۴ کودک شهید این خانواده به ما فرصت زیستن در هوای عاشورا را ارزانی کرد. گویی تعزیهای بر پا شد که برای ایفای نقش و مرثیه هر یک از خانواده حضرت سیدالشهدا (ع) داوطلبی به میدان آمده بود. از علی اصغر (ع) و عبدالله (ع) و قاسم (ع) تا رقیه (س) و سکینه (س)، حالا شمایلی در بین ما داشتند؛ و این همان سرنوشتی است که امام خمینی از ابتدای انقلاب در حال و آتیه ملت ایران دید و از آن سخن گفت.
این صحبتهای امام بخشی است از سخنرانی در جمع روحانیون قم، تهران و آذربایجان در ۲۱ مهر ۱۳۶۱
🔰☫ نگاهی دیگر به جنگ ایران و آمریکا:
🆔 @Rooholamin_ir
➕ https://eitaa.com/joinchat/254410773C73298d1055
در ایام جنگ تحمیلی و بمباران شهرها برخی دوستان خدمت آیت الله العظمی بهجت(ره) رسیدند، ایشان فرمودند این دعا را زیاد بخوانید؛ حفظ میشوید.
اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ
اللَّهُمَّ اجْعَلْنِي فِي دِرْعِكَ الْحَصِينَةِ الَّتِي تَجْعَلُ فِيهَا مَنْ تُرِيدُ. (سه مرتبه)
اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ
💠 کانال فتوحات عرفانی:
🔺 @fotuhat
➕ https://eitaa.com/joinchat/1330053153C6e9feac48e
2.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#بزن_جواد!
نمیدانم روزی چندبار نگاهش میکنم!
هربار بغض دلتنگی برای خانوادهام گلویم را چنگ میاندازد، نگاهش میکنم و اشک میریزم.
هربار خبرها را میخوانم و دلم میلرزد، نگاهش میکنم و اشک میریزم.
هربار کسی حرفی از سر ناامیدی یا تلخی میزند، نگاهش میکنم و اشک میریزم.
معتادش شدهام؛ معتاد صدای نجیبش... .
هربار که دستش را روی آن دکمه میگذارد و همرزمش میگوید: «بزن جواد، بزن!» انگار جواد دکمهای را برای آرام کردن دلِ بیقرار و ترسوی من فشار میدهد. انگار جواد را خدا برای من مبعوث کرده... .
جواد را با آن صدای لرزان و پر از بغضش،
با آن گردنی که در برابرِ همهکارهاش کج کرده،
خدا برای من مبعوث کرده... ؛ که هربار خواستم از تاریکی شب استفاده کنم، با ترسهایم، با شکهایم، با دو دلیهایم، با فریبخوردگیهایم، با کجفهمیهایم،
فرار کنم سمت بیابانهای به ظاهر امن اما بیآبوعلف، دوباره در گوشم تکرار کند:
«خدایا همهکاره تویی!
خدایا همهکاره تویی!
خدایا همهکاره تویی!»
بخوان جواد! هربار که شبکهی خبر آغاز مرحلهی نمیدانم چندمِ عملیات وعده صادق را اعلام میکند و تصویر موشکها را پخش میکند، برایم هزار بار بخوان «وَمَا رَمَيْتَ إِذْ رَمَيْتَ وَلَٰكِنَّ اللَّهَ رَمَىٰ» تا دلم قرص شود.
بزن جواد! بزن! انگشت تو عصای موسیست برای دل من... .
دستم را بگیر! من را از میان دریای ترس و ناامیدی رد کن، پیامبرِ خوشلهجهی نجیبِ دوستداشتنیِ شهیدم.
#آصفه_آصفپور
#شهید_جواد_شاهنظری
✍🏻 جان و جهان
💠 کانال فتوحات عرفانی:
🔺 @fotuhat
➕ https://eitaa.com/joinchat/1330053153C6e9feac48e
🔸 سلام به تو که وقتی خبر انفجار شنیده شد، همه با خوشحالی بهم گفتیم «خدا رو شکر مسکونی نزد.» و هیچکس به این فکر نکرد که پدر، مادر، همسر و فرزندی ، عزیزی در منطقهی نظامی دارند. انگار مناطق نظامی جز خاک ایران نیست. شاید تقصیر خودت هست که آنقدر ایرانمرد و پهلوانی که مثل رستم دستان پای این کشور ایستادی! و ما انگار نه انگار که یک ایست و بازرسی خورده یا یک کلانتری یا یک پادگان نظامی. شاید چون فکر میکنیم که مقرهای نظامی ما کوههای این سرزمیناندکه هیچ بمبی تکانش نمیدهد اما همه خوب میدانیم که این کوه گوشت و پوست دارد و جانی عزیز را در میان گرفته. تهش اگر پای لانچر شهید شدی یا پای پدافند دست وپات را از دست دادی. این ما هستیم که با منت سهمیهی دانشگاه را توی سر بچهات میزنیم. ما همینقدر فراموشکاریم ولی تو اصلا محل به نیش و کنایهی بعضی از ما نمیگذاری و پای ایران ایستادی تا تنگهی هرمز تنگهی هرمز بماند و خلیج فارس تا ابد نامش خلیج فارس باشد.
✍🏻 حسین نصر اصفهانی
💠 کانال فتوحات عرفانی:
🔺 @fotuhat
➕ https://eitaa.com/joinchat/1330053153C6e9feac48e
هدایت شده از ๛ وارستگی ๛
💠 پدیدارشناسی «بعثت مردم» در جنگ رمضان
(معمایِ ایرانی برای جهان؛ چرا این ملت با شهادت زندهتر میشود؟)
🔺 جهت مطالعه به لینک زیر مراجعه نمائید:
🔎 https://varastegi.ir/4077
✍🏻 سیدعلی روحالامین
🔰کانال وارستگی را دنبال کنید:
🔸 @varastegi_ir
هدایت شده از ๛ وارستگی ๛
💠 حضور در عالَمی دیگر
🔸 در عالَم تخصصها هر کاری را به اهلش میسپارند و جنگ هم متخصصان خود را میطلبد. بسیاری از مردم ایران که خود را محروم از حضور در میدان جنگ میدیدند و کار جنگ را به اهلش واگذاشته بودند، اکنون میدانی برای حضور در این جهاد مقدس یافتهاند. جهادی که در خیابانها و میدانهای شهر رقم میخورد چون دشمن میدان جنگ را در خیابانها قرار داده. شاید این مکرِ خدا بوده که دشمن به میدانی طمع کند که اتفاقاً عرصه را برای حضور یکایک مردم باز میکند.
🔹 مردان و زنان و نوجوانانی که هرشب پرچم مبارزه در دست، خود را در لشکر سپاه اسلام مییابند و روزها به ظاهر به کار تخصصی خود مشغول میشوند ولی در دلهایشان شوری است که آنان را به کاری دیگر در زمانی دیگر فرامیخواند. به حضور در میدان در دل شب. انگار محلی برای کارِ حقیقی یافتهاند. این مردم تخصصشان در میدان بودن است!
🔸 با این شور شبانه، وقتی روزهنگام به کار خود برمیگردند، در کارشان معنایی دیگر مییابند و آن شورِ جهاد به تخصصهایشان رنگ دیگری میزند. گویی دل، معنابخش و راهبرِ دست میشود! و دست، عادت روزمره را وامینهد و پی خواستِ دل میرود. بهظاهر همان کار روزانه را انجام میدهد ولی این بار با دلی بیدار! و شاید قدمی پیشتر رود و میدان کار روزانه را همان میدان جهاد شبانه ببیند و همین کار عادی را جهادگونه انجام دهد.
🔹 اما دوستان! انگار عالَم امروز با عالَم گذشته فرق کردهاست. بعد از ده اسفند انگار همه نسبتهای ما تغییر کرده و به دنیای دیگری پا گذاشتهایم. شاید سالهاست که مقدمات این عالم جدید فراهم شده ولی من این چند روز بیشتر حسش میکنم. ما روزها در عالَمِ دیروز به سر میبریم و شبها به عالَمِ امروز سفر میکنیم. برخیهامان سردرگم میان دو دنیای متفاوتیم. علایق عالَمِ دیروز و شور عالَم امروز را توأمان میخواهیم. ما درحقیقت به دنبال یافتن خودیم در میان این دو عالَم. هنوز از آن عالَم نبریدهایم و به یکباره در عالَم جدیدمان خانه نگرفتهایم که ساکن و برقرار باشیم. شاید بخشی از بیقراریهایمان از این سرگشتگی میان دو عالَم است. ما تا خود را در فراق آن عالَم نو حس نکنیم، بیهوده بر تختهپارههای عالَمِ گذشته خود چنگ میزنیم.
🔸 دوستان! گویی محبوبی زیبارو که سالها انتظارش را میکشیدیم در عالَم جدید رخ نمایانده، وقت آن نرسیده که عزمی در ما پیدا شود تا به سوی آن معشوق نقل مکان کنیم؟
مایه خوشدلی آن جاست که دلدار آن جاست
میکنم جهد که خود را مگر آن جا فکنم
حافظ
✍🏻 دکتر علی جلالی
💠 کانال و سایت وارستگی:
🔺 @varastegi_ir
🔎 http://varastegi.ir
هدایت شده از ๛ وارستگی ๛
💠 ای پیامبر معجزهات کو؟!
🔸 وقتی در غار ظلمانی تاریخ از عالم پُر زرق و برق امروز گوشهگیری کرده بودیم و شاید برخیهایمان از سر حسرت به زرق و برقش مینگریستیم و تمنایش میکردیم، کدام فرشته وحی به ما گفت: بخوان!
و ما هاج و واج به هم مینگریستیم تا آنکه درخشش کلمات را در قلبهای همدیگر دیدیم. آینهوار نوشته قلبهایمان در قلب دوستانمان افتاده بود. و خواندیم و به پیامبری مبعوث شدیم.
🔹 هر دوره ظالمی داشته است و پیامبری که به تقابل با او مبعوث میشده و اکنون که ستمگران همه زمین در یک جبههاند، یک ملت به پیامبری مبعوث شدهاند تا چون یک تَنِ واحد رودرروی آنها بایستند.
🔸 دوستی دیشب از من پرسید: "اگر ما به پیامبری مبعوث شدیم، پس معجزه خدا کِی ظاهر میشود؟"
🔹 گفتم: هر پیامبری را معجزهای است و لابد هرکدام از ما هم معجزهای در جانمان داریم که به وقتش دشمنان را به عجز درمیآورد و آیا این ایستادنمان وقتی که هر ملتی میگریزد، معجزه نیست و دشمن را ناتوان نکرده؟
🔸 گفت: "ولی یک معجزه واضحتر میخواهم. کجاست کتابِ محمد؟"
گفتم: "مگر در آن تاریکی که بودیم نوشتههای جانمان را نخواندیم؟ که به ما گفتند: کتاب جانتان را بخوانید! "ٱقْرَأْ كِتَٰبَكَ كَفَىٰ بِنَفْسِكَ ٱلْيَوْمَ عَلَيْكَ حَسِيبا".
🔹 گفت: "دمِ حیاتبخش مسیحا کو؟"
گفتم: "پس قلبهای مرده ما چگونه زنده شد؟ و وقتی در غم شهادت ولیمان بودیم مگر از نفَسهای گرم همدیگر زنده نشدیم و آتشی در وجودمان شعله نگرفت؟"
🔸 گفت: "حال که دشمن چنین نزدیک است، عصای موسی کو تا ماران را ببلعد و نیل را بشکافد؟"
گفتم: "پس خلیج را ندیدی که بیزحمت شکافتن، سدِ عبور فرعونیان شد و مگر عصای موسی جز تکه چوبی بود که در دستش گرفته بود و بر آن تکیه میزد؟ در دستِ ما امروز چیست؟ آیا همان تکه چوب نیست که پرچمی بر آن افراشتهایم و ملتی به آن تکیه زده است و ماربچگان داخلی و خارجی را با همه سحر و سلاحشان مایوس کرده؟"
🔹 "شاید آن روز که سلاحی به میدان آورده بودند و مانند ساحران فرعون، اول رو کردند، ترسیدیم [فَأَوْجَسَ فِي نَفْسِهِۦ خِيفَة مُّوسَىٰ] ولی امروز پرچمی در دستان ماست که همه تدابیرشان را میبلعد و اگر فریبخوردگان این امت، چون ساحران چشمی بینا داشته باشند، به معجزه اتحادمان ایمان میآورند و از فرعونیان میبُرند و "ما" میگردند.
🔸 ای پیامبرانِ امروز! باید به قلبهایمان بنگریم و معجزههایمان را بیابیم. هر کدامتان معجزهای دارید: قدمی استوار، قلمی روشنگر، دستی خیرخواه و قلبی پُر مِهر. معجزه تو چیست؟ کتابِ جانت را خواندهای؟
✍🏻 دکتر علی جلالی
💠 کانال و سایت وارستگی:
🔺 @varastegi_ir
🔎 http://varastegi.ir