eitaa logo
گروه رسانه ای | تحلیلی فردو‎
300 دنبال‌کننده
111 عکس
91 ویدیو
0 فایل
گروه رسانه ای | تحلیلی فُردو‎ ⚛ کانالی برای تحلیل‌های روشن‌گر، بی‌پروا و مبتنی بر واقعیت از مهم‌ترین رویدادهای سیاسی،رسانه ای، امنیتی،اقتصادی و بین‌المللی. ارتباط با أدمین : @Rahmanizadeh
مشاهده در ایتا
دانلود
872.4K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔰 فغانی داور ایرانی نما و ضدانقلاب فوتبال که در همه‌ی فتنه ها، در صف اول ایران ستیزی است، انگار نه انگار که ترامپ به کشور او حمله کرده است، و این‌گونه با افتخار گردن به شیطان بزرگ داد تا مدال بردگی دشمن را به گردن او بیاویزاند، و با او عکس یادگاری بگیرد، و بر کشتار هزار نفری ایرانیان در جنگ هفته های اخیر به دست این جنایتکاران صحه گذارد. ✨گروه رسانه ای | تحلیلی «فُردو‎» 🆔@fourdow
7.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥لباس سبز پاسداری بر تن سرلشکر موسوی دیدن دارد😍 چهره هایی مصمم و با اراده👌 ✨گروه رسانه ای | تحلیلی «فُردو‎» 🆔@fourdow
🔴خیلیا می‌پرسن فغانی باید چی‌کار میکرد. نیاز نبود کار خاصی بکنه، فقط کافی بود با ترامپ دست نده، یا اجازه نده ترامپ به گردنش مدال بندازه و با نیش باز کنارش عکس یادگاری نگیره. میخواست چی بشه تهش؟ چه چیزی رو از دست میداد؟ 🔹ایشون به هر چی لازم بوده رسیده و اتفاقا همه چیز دست به دست هم داده بود تا به جایی برسد که بتونه نقش تاریخی خودش رو در چنین صحنه ای ایفا کند که خب گند زد :) در تاریخ شرافت، بسیاری از مشاهیر هنر و ورزش و ادبیات، چنین رفتارهایی داشتن: 🔺محمد علی کلی رد مدال طلای المپیک ١٩۶٠ اعتراض به نژادپرستی در آمریکا تامِی اسمیت و جان کارلوس: اعتراض در سکوی مدال المپیک ١٩۶٨ به نژادپرستی و تبعیض علیه سیاه‌پوستان 🔹کولین کپرنیک: زانو زدن در هنگام سرود ملی و به تبع آن طرد از NFL در اعتراض به خشونت پلیس علیه سیاه‌پوستان محمود عبدالرئوف: امتناع از ایستادن در سرود ملی، مخالفت دینی و سیاسی با پرچم آمریکا 🔺کارل لوئیس: امتناع از حضور در مراسم‌های رسمی در اعتراض به سیاست‌های دولت آمریکا چاد لوکوود: پرتاب مدال ملی فرانسه در اعتراض به سیاست‌های ضد مهاجران 🔹مارلون براندو: رد جایزه اسکار ١٩٧٣ در اعتراض به رفتار با بومیان آمریکا ویگو مورتنسن: تحریم مراسم‌های هالیوود در اعتراض به جنگ عراق 🔺گروه بیتلز (جان لنون): بازگرداندن نشان MBE در اعتراض به جنگ و سیاست خارجی انگلیس روژه گارودی: رد افتخارات رسمی در مخالفت با صهیونیسم و امپریالیسم و ده‌ها انسان آزاده‌ی دیگه که شرافتشون رو نفروختن. منبع:چت_نیوز
انتخاب فغانی اتفاقی نیست / مراقب باشیم ✨گروه رسانه ای | تحلیلی «فُردو‎» 🆔@fourdow
19.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📍در جلسه خواستگاری راز مهمی را به همسرش گفته بود! رازی که بعد از سالیان سال آشکار شد... 🔻روایت زندگی شهید اکبر عزیزی از زبان پدر شهید ✨کاری از گروه رسانه ای | تحلیلی «فُردو‎» 🆔 @fourdow
به نام تو آغاز، به خاک تو پایان🇮🇷 نه فقط در خاکت ریشه دارم، که در جانم جوانه زده‌ای. با تو قد کشیده‌ام، با نامت زیسته‌ام، و دل من از هوای تو لبریز است. وطنم، تو را نه با زبان، که با تمام بود و نبودم دوست می‌دارم. ✨گروه رسانه ای | تحلیلی «فُردو‎» 🆔@fourdow
گروه رسانه ای | تحلیلی فردو‎
به نام تو آغاز، به خاک تو پایان🇮🇷 نه فقط در خاکت ریشه دارم، که در جانم جوانه زده‌ای. با تو قد کشیده
🖋«تو در منی، ای وطن»من اهل وطنم، از تبار تپش‌های تاریخ، از نسل نَفَس‌هایی که در هوای این خاک جان گرفته‌اند و جان داده‌اند. •وطن برای من نه فقط یک واژه ، که واگویه‌ای‌ست از ریشه و رهایی، از خاک و افلاک، از عهدی قدیم با زمینِ خویشاوند. من در دلِ دشت‌هایش دویده‌ام، از کوچه‌هایش گذشته‌ام، با لهجه‌اش بزرگ‌شده‌ام، با زخم‌هایش زیسته‌ام. •در وطن زاده شده‌ام، در وطن مانده‌ام، و اگر روزی روزگاری از آن دور شوم، باز هم با دلِ نزدیک و دیده‌ای دور، در فکرش خواهم ماند. چه آن روز که در میان خاکش می‌خرامم، چه آن دم که بر فراز مرزش پر می‌گیرم، در من، وطن همیشه وطن است. چون وطنم در من است، نه فقط من در وطن. هر چه می‌کنم، در سایه‌سار وطنم می‌کنم. هر نفسی که می‌کشم، با عطر خاکش درآمیخته است. •اگر دستی به قلم می‌برم، برای نوشتن نامش است؛ اگر دلی می‌لرزد، برای دردش می‌لرزد؛ اگر راهی می‌روم، در مسیر سرافرازی‌اش گام برمی‌دارم. •وطنم، نه تنها جای ماندن، که مرام زیستن است. مرا با نانش بار آورده اند، با نامش بال داده اند. و من، نه تنها به خاکش، که به خاکسارِ جان‌های فداشده‌اش وفادارم. چه باشم، چه نباشم، نام وطنم از نام من جدا نیست. در وطنم هستم، برای وطنم هستم، و اگر نباشم، هنوز هم به یاد وطنم هستم. ✨گروه رسانه ای | تحلیلی «فُردو‎» 🆔@fourdow
498.9K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
شرفت چی هست؟! تو خون ایرانی ها شرف جریان داره؛♾ ✨گروه رسانه ای | تحلیلی «فُردو‎» 🆔 @fourdow
📃دفاعیه ای برای آقای داور استرالیایی! ما واقعاً آدم‌های غیر منطقی و پر توقعی هستیم. از یک "استرالیایی" انتظار داریم، کنار ترامپ نایستد، با او عکس نگیرد، و با افتخار در صفحه‌ی شخصی‌اش منتشر نکند. باباجان من! چه توقعی‌ دارید از این استرالیای بیچاره، که هنوز پرچم انگلیس گوشه‌ی پرچمش، جا خوش کرده و نمایندگان پارلمانش می‌بایست سوگند وفاداری بخورند جهت حفظ منافع بریتانیا... حالا شما وسط این همه اتفاق مهم، ناراحتید که چرا یک استرالیایی، به ترامپ دست داده و با او عکس گرفته؟! العیاذ بالله.... او سال‌ها پیش انتخاب کرده با ما هم‌سرنوشت نباشد. او سال‌هاست از مرحله‌ی پذیرش عبور کرده و ما هنوز در مرحله‌ی انکاریم... باید بپذیریم که او یک استرالیایی‌ست و انگ وطن‌فروشی به او نزنیم، چون هم‌وطن و هم‌سرنوشت ما نیست... باید بپذیریم که او یک استرالیایی‌ست و وقتمان را صرف سوگواری برای خوش‌وبش کردن او و ترامپ نکنیم... باید بپذیریم که او یک استرالیایی‌ست و ملزم به رعایت پروتکل‌های کشور استرالیاست و الزامی ندارد با کسی دست ندهد که دو سه هفته پیش، ایران را بمباران کرده... باید بپذیریم که او یک استرالیایی‌ست و ممکن است فردا، داور بازی تیم اسرائیل باشد، ممکن است با یک مربی یا بازیکن اسرائیلی دست بدهد و خوش و بش کند... باید بپذیریم او یک استرالیایی‌ست و به اندازه‌ی استرالیایی بودنش از او انتظار داشته باشیم... باید بپذیریم او تصمیم گرفته آزاد‌ زندگی کند، نه آزاده... باید بپذیریم... منبع: صفحه اینستاگرام m_moh4mmadi ✨گروه رسانه ای | تحلیلی «فُردو‎» 🆔@fourdow
•روضه هایی که زندگی میکنیم• سر شب بود که تلفنم زنگ زد. شماره ناآشنا بود؛جواب دادم. صدای آرامی از پشت خط گفت: «فلانی معرفی‌تون کرده…» اسم آشنایی بود. از بچه‌های گروه جهادی تهران که مدت‌ها پیش دیده بودمش؛ ردی کمرنگ در حافظه‌ام. نفسی تازه کرد و ادامه داد: «یکی از دوستامون شهید شده… بچه‌ها حال‌ و روز نوشتن ندارن. میشه برامون یه متن بنویسی؟» بی‌آنکه فکر کنم، قبول کردم. دقایقی نگذشت که اطلاعات شهید را برایم فرستاد. +متولد قم؛ فروردین ۱۳۷۹. افسوس عجیبی یقه ام را گرفت، شهید هم سن و سال خودم بود، در اوج جوانی، با کلی آرزو، سرشار از شور زندگی. نوشت: +سه ماه پیش، عقد کرده بود. دستم لرزید. یعنی هنوز دست در دست همسرش گرمی را مزه نکرده بودند. دل نبسته بودند، نگفته بودند، نزیسته بودند... و حالا، او مانده بود و خاطراتی تکرار نشدنی.. سه ماه برای عاشقانه نوشتن، برای چای ریختن دو نفره، برای دلتنگ شدن به سادگی… برای رؤیاهایی که حالا ناتمام مانده بود. و بعد… آخرین جمله را نوشت: +سر نداشت… و از بدنش هم چیزی باقی نمانده بود. طاقتم طاق شد و بغض گلویم را فشرد. با خودم گفتم: چرا من؟ من شهید را نمی‌شناختم. نه او را، نه صدای پشت خط را، نه حتی معرفش را. فقط می‌دانستم دنیا، دنیای اتفاق نیست. شهید آمده بود که دست مرا بگیرد… و چیزی را در من زنده کند. انگار کسی آمده بود که از من بخواهد: تو بنویس. نه چون نویسنده‌ای، نه چون بلدی. چون دلت هنوز از سنگ نشده. چون هنوز می‌فهمی که زخم‌ها را نباید دوخت. باید نوشت. باید بمانند، تا آدم یادش نرود، که یک نفر، درست در آغاز زندگی، پرپر شد، بی‌نام، بی‌چهره، و حالا... بی‌صدا. و اگر قرار باشد صدایی برایش باشد، شاید همین چند خط ساده باشد، که کسی در نیمه‌شب، بی‌هیچ شناختی، با قلبی گُر گرفته، نوشته. ✨گروه رسانه ای | تحلیلی «فُردو‎» 🆔@fourdow
گروه رسانه ای | تحلیلی فردو‎
•روضه هایی که زندگی میکنیم• سر شب بود که تلفنم زنگ زد. شماره ناآشنا بود؛جواب دادم. صدای آرامی از پش
/شهید علی علیرضایی دیروز در حرم مطهر حضرت معصومه(س) آرام گرفت./🇮🇷 •او رفته راه اما باز است.. •او رفته دعوت اما باقیست.. ✨گروه رسانه ای | تحلیلی «فُردو‎» 🆔 @fourdow
7.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
مگر به خواب ببینم خیال منظر دوست... 📍پدر شهید: اگه یه موقع تو خواب ببینمش تنها یه چیزی بهش میگم ؛ جانیم سنه قربان...💔 🔻روایت پدر شهید از زندگی شهید کاری از گروه رسانه ای | تحلیلی «فُردو‎» 🆔 @fourdow