اگه به تصمیماتی که شبها میگیرم عمل کرده بودم،بدون شک الان یکی از موفقترین آدمهای این شهر بودم.
هرشب انگیزه اینو دارم که پیاده به یه قاره دیگه سفر کنم،صبح که میشه تا سر کوچه هم نمیتونم برم
(چرا همسایه روبهرویی باید ساعت چهار صبح ظرف بشوره که آشپزخونهشون دقیقا جلو پنجرهی من باشه؟)
هردفعه سر چیز کوچیکی خوشحال میشم باید از خودم بپرسم "داری چکار میکنی واقعا؟دو ماه دیگه نمیای بگی این چیز توی زندگی من تاثیر داشت،پس برو کار مفیدی بکن که تاثیرگذار باشه"