بنظرم باخت هرچی هم که باشه بازم یه باخته.
شاید حتی همین باختی که الان از زندگی انداختت و فکر میکنی که به ته خطش رسیدی،بعدا باعث بشه تبدیل به کسی بشی که همیشه میخواستی و چیزی رو بدست بیاری که فکر میکردی دیگه هیچوقت و از هیچ راهدیگهای توانایی کسب کردنش رو نداری،اما در نهایت اون اتفاق باز هم یه باخت توی زندگیت محسوب میشه.
هربار که راجعبهش صحبت کنی،به اول راهت فکر بکنی و یا برای خودت یادآوری کنی که از کجا به کجا رسیدی،از اون اتفاق به عنوان یه باخت یاد میکنی،باختی که الان از اتفاق افتادنش خوشحالی،خوشحالی که باختی و اون بار برنده نشدی.
نمیدونم شاید اون چیزی که مدتهاست ازش فرار میکنم و هرجوری که شده سعی میکنم از اتفاق افتادنش جلوگیری کنم،اونقدرا هم که فکر میکردم بد نبوده باشه
همیشه وقتی به سمت چیزی که توی زندگیت میخوای یه قدمی برمیداری،یسری تصویرسازی هایی توی ذهنت ایجاد میشه
و وقتی همهچیز اونجوری که فکر میکردی پیش نمیره یا از بین گزینههات دقیقا اونی که کمتر از همه میخواستیش یا حتی هیچ علاقهای بهش نداشتی اتفاق میوفته،فکر میکنی باختی
ولی خب فکر میکنم همهچیز به زاویهای بستگی داره که داری باهاش به اون قضیه نگاه میکنی
یعنی خب،بعضی وقتا انقدر غرق مسیری میشیم که توی ذهنمون برای اون هدف ساختیم که وقتی حتی یه مسیر بهتر از اون جلوی راهمون قرار میگیره نمیخوایمش و ازش دوری میکنیم