eitaa logo
سابلیمینال رایگان
24.9هزار دنبال‌کننده
8.9هزار عکس
4.8هزار ویدیو
851 فایل
کانال نتایج سابلیمینال رایگان👇 https://eitaa.com/joinchat/1567686953Cdbf7e1553b فروشگاه پویان 👇 https://eitaa.com/joinchat/2984510454C35feff5b4a تبلیغات نداریم
مشاهده در ایتا
دانلود
https://eitaa.com/freesubliminal/14287 نتیجه مردمی نتیجه از سابلیمینال ارتعاش زندگی
17.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
وَ يَرْزُقْهُ مِنْ حَيْثُ لَا يَحْتَسِبُ
صلوات مهم و گنج
صلوات ناریه
صلوات ابراهیمی
صلوات فاطمی
پس خدا وحی فرستاد به سوی موسی: بگو برای بنی اسرائیل: هر کس میل دارد که زندگانی او در دنیا خوب شود و در بهشت محل او عظیم شود و هم ندیم پیغمبر و آل او شود، پس به جا بیاورد همان کاری که این جوان کرد؛ و آن این بود که شنید از حضرت موسی ذکر محمد و آل طیبین او را و بر آنان صلوات می فرستاد و آنان را بر جمیع خلایق از جن و انس و ملائک فضیلت می داد. پس به این جهت این مال را به او رسانیدم برای آنکه متنعم به نعمات شود و احسان به اهلش بنماید و با دشمنان مدارا نماید. آن جوان عرض کرد: ای پیامبر خدا، چگونه نگهداری کنم این مال را و خودم را از شر دشمنان و حسودان؟ حضرت موسی (علیه السلام ) فرمود: بخوان به آن مال ها صلوات بر پیامبر و آل طیبین او را؛ که آن خدایی که به برکت صلوات این مال را به تو عطا فرمود، این مال را به برکت همین صلوات حفظ خواهد فرمود. پس می گفت آن جوان و مالش از شر دزدان و حسودان محفوظ ماند. و آن مرد کشته شده گفت: خدایا، من از تو سوال می کنم به آن سوالی که این جوان کرد از توسل و صلواتش بر پیامبر و آل طیبین او که مرا در دنیا باقی گذاری و از نعمت های دنیا بهره ور گردانی و دشمنان و حسودان را از من دور فرمایی و روزی فراوان خوبی به من لطف فرمایی. پس خدا وحی فرستاد به موسی (علیه السلام) که: این کشته شده شصت سال عمر کرد و هفتاد سال دیگر به او عمر می دهم با بدن صحیح تا از نعمت ما بهره ور گردد و با دختر عموی خود ازدواج کند. و ای موسی، اگر این جوان قاتل مثل آن جوان متوسل می شد به محمد و آل طیبین او ، او را از حسد نگهداری می نمودم. و اگر با توبه از من سوال می کرد و متوسل می شد، من او را رسوا نمی کردم. و اگر بعد از رسوا شدن از من سوال می کرد، و متوسل به محمد و آل طیبین او می شد، من کار او را از نظرها می بردم که مردم فراموش کنند. پس مردم ضجه کردند به سوی موسی که: این قبیله فقیر شد به واسطه این پول زیاد که از آنان گرفته شده. پس دعا کن که خدا بر ما وسعت دهد. پس حضرت موسی (علیه السلام) فرمود: وای بر شما! چقدر کور است قلب های شما! آیا نشنیدید دعای آن جوان و دعای آن شخص کشته شده را؟! شما هم مثل آنان دعا کنید و متوسل شوید به محمد و آل طیبین او. پس دعا کردند و گفتند: خدایا، به سوی تو ملتجی شدیم و به فضل و کرم تو اعتماد کردیم. پس فقر و احتیاج را از ما برطرف گردان به جاه محمد و علی و فاطمه و حسن و حسین و طیبین از آل او. پس خدا وحی فرستاد به سوی موسی که: بزرگان آنان بروند به فلان خرابه و از آنجا گنجی که ده هزار هزار دینار دارد استخراج کنند و از هر کس هر چه گرفتند رد کنند و باقی را تقسیم کنند. این برای خاطر توسل آنان بوده. و در بحار از امیرالمؤمنین (علیه السلام) نقل کرده است که فرمود: خداوند تعالی به سبب ما آهن را بر داود (علیه السلام) نرم کرد. و سلیمان بن داود سوال کرد از خدا به سبب ما اهل بیت که عالم به نطق پرندگان شد. اسرار آل محمد صلی الله علیه و آله و سلم از درک بشر خارج است و علم اولین و آخرین را خالق همه چیز ، الله یکتا به ایشان داده است . باد و خاک و آب و آتش به امر ایشان هستند . از درک ها خارج علوم ایشان.
و وقتی که بنی اسرائیل گوساله پرست شدند و حضرت موسی (علیه السلام ) از مناجات برگشت، به قدرت پروردگار گوساله گویا شد و گفت: ای موسی، مخذول نشدند اینان به عبادت من مگر برای تهاون و استخفاف به صلوات بر محمد و آل طیبین او و انکار ولایت اهل بیت پیامبر و نبوت رسول الله و وصایت وصی او. و حضرت موسی به آنان فرمود: باید توبه کنید و آنهایی که گوساله را عبادت نکردند بکشند آنان را که عبادت کردند. وقتی که توبه کردند و کشته شدند، آمرزیده می شوند و جای آنان بهشت می باشد. پس تسلیم شدند برای کشته شدن. پس کشندگان گفتند: مصیبت ما بزرگتر است که به دست خودمان پدران و مادران و فرزندان و برادران و خویشان خود را به قتل رسانیم. پس خدا وحی فرستاد: ای موسی، این برای این است که اینان از آنان دوری و با آنان دشمنی نکردند. بگو به آنان که بخوانند خدا را به محمد و آل طیبین او تا آسان شود. گفتند و آسان شد و کشتند جماعت کثیری از آنان را. پس الهام شدند و گفتند بعضی به بعضی دیگر: آیا خدا قرار نداده توسل به محمد و آل طیبین او را امری که ناامید نمی شود به آن درخواستی و امیدی؟! و همچنین توسل می جستند انبیا و مرسلین، پس چرا ما متوسل نشویم به محمد و آل محمد؟! پس اجتماع کردند و ضبحه کردند و عرض کردند: یا ربنا بجاه محمد الاکرم و بجاه علی الافضل الاعظم و بجاه فاطمه ذی الفضل و العصمه و بجاه الحسن و الحسین سبطی سید المرسلین و سیدی شباب اهل الجنان اجمعین و بجاه الذریه الطیبه الطاهرة من آل طه و یس ، گناهان ما را بیامرز و از لغزش ما بگذر و حکم قتل را از ما برطرف گردان. پس ندا شد به حضرت موسی که از قتل دست بردارند که سوال کردند از من بعضی از آنان به دعایی و قسم دادند مرا به قسمی که اگر کسانی گوساله پرستیدند از من سوال می کردند که آنان را توفیق دهم و نگهداری کنم که گوساله بپرستند هر آینه می کردم ، و اگر شیطان قسم می داد مرا که به آن هدایت کنم او را، و اگر نمرود یا فرعون قسم می دادند مرا به آن، هر آینه نجات می دادم آنان را. پس قتل از آنان برطرف شد و حسرت می خوردند که چرا ما این دعا را نکردیم که خدا ما را از فتنه نگه دارد. و وقتی در بنی اسرائیل قتلی در میان قومی واقع شد و آمدند نزد موسی (علیه السلام ) که بیان فرماید کشنده را، خدا وحی فرستاد: ای موسی اجابت کن سوال آنان را و از من درخواست کن تا بیان فرمایم قاتل را تا خود قاتل قصاص شود و غیر او سالم بماند از تهمت و غرامت ؛ که من اراده دارم به این کار توسعه دهم روزی مردی از خوبان امت تو را که دین و عمل او صلوات بر محمد و آل طیبین او و تفضیل محمد و علی است بر کل خلایق. و در این قضیه او را غنی می گردانم و بعضی از ثواب های او را در دنیا به او بدهم. پس حضرت موسی درخواست کرد. پس خدا وحی فرستاد که: بفرما که خدا امر می فرماید که شما گاوی بکشید. گفتند: آیا با ما سخریه می کنی؟ فرمود: پناه می برم از این که باشم از جاهلان. عرض کردند: از پروردگار خود سوال فرما که بیان فرماید صفت آن گاو را. پس خدا وحی فرستاد که: آن گاو نه بزرگ و نه کوچک و وسط است بین این دو حد. عرض کردند: سوال کن که رنگ آن چیست؟ وحی شد که: آن گاوی است زرد خوشرنگ فرح بخش. عرض کردند: سوال کن که بیان فرماید خصوصیات آن را. پس خداوند تعالی وحی فرمود: ای موسی، بگو که آن گاوی است کار نکرده و آب نکشیده و سالم است از تمام عیوب و رنگ دیگر ندارد. و این گاو فقط به نزد جوانی بود که در خواب پیغمبر و امیرالمؤمنین و ائمه صلوات الله علیهم را دیده بود و به او فرموده بودند که: چون دوست ما بودی و فضیلت می دادی ما را بر خلایق ، می خواهیم بعض ثواب تو را در دنیا به تو بدهیم. وقتی که آمدند برای خریدن گاو نفروش مگر به امر مادرت که خدا تلقین می کند او را چیزی که غنی شوی تو و اعقاب تو پس از خواب بیدار شد وخوشحال گشت. پس آمدند برای خریدن گاو. مادر او مضاعف کرد قیمت گاو را تا آنکه گفت: به اندازه پری پوست گاو بزرگ طلا بدهید. قبول کردند و خریدند و کشتند و قطعه ای از دم گاو را گرفتند و آن قطعه را به آن مقتول زدند و گفتند: خدایا، به جاه محمد و آل طیبین او که این کشته شده را زنده کن و او را گویا فرما که خبر دهد از کشنده خود. پس زنده شد به سلامت تام و تمام و گفت: ای موسی، ای پیغمبر خدا، دو پسر عموی من حسد بردند مرا جهت دختر عموی من، پس مرا کشتند و سر این محل انداختند که دیه مرا بگیرند. پس حضرت موسی آن دو نفر قاتل را گرفت و کشت. و قبل از زنده شدن هر چه می زدند زنده نمی شد. حضرت موسی فرمود: اول پول گاو را بدهید. پس دادند و بعد زدند و زنده شد. بعضی از بنی اسرائیل به حضرت موسی عرض کردند در مقابل آن کشته شده که زنده شده بود: نمی دانیم کدامیک عجیب تر است؛ زنده شدن این کشته شده و اِخبار کردنش از قاتل خود یا غنی کردن خدا این جوان را به این مال زیاد!
توسل بنی اسرائیل به محمد و آل محمد صلوات الله علیهم ؛ وقتی که فرعون فرزندان بنی اسرائیل را می کشت و زنده می گذاشت زن های آنان را و کارهای سخت به آنان واگذار می کرد، خدا وحی فرستاد به حضرت موسی علیه السلام: بگو به بنی اسرائیل که در ابتدای هر عملی صلوات بر محمد و آل محمد بفرستد تا آنکه کار بر آنان آسان شود و آنان که فراموش کردند، از بام به زمین می افتادند و یا به تعب و مشقت می رسیدند، چون متذکر شدند بر خود بخوانند این ذکر صلوات را - یا کس دیگر بر آنان بخواند اگر نمی توانند خودشان بخوانند - پس می خواندند و خوب می شدند. (به زبان عبری زمان خودشان) و بعضی از زنان بنی اسرائیل بچه خود را می بردند در صحرا یا غار و کوهی می گذاشتند و ده مرتبه صلوات بر او می خواندند، پس خدا ملکی می فرستاد که او را تربیت می کند - و از یک انگشت او شیر و از انگشت دیگر غذا بیرون می شد - تا آنکه بزرگ می شد. و آنانی که به این دستور عمل می کردند و سالم می ماندند بیشتر بودند از آنانی که کشته شدند. و فرعونیان زنان بنی اسرائیل را به کنیزی می گرفتند. پس بنی اسرائیل به سوی موسی (علیه السلام ) ضجه می کردند و می گفتند: اینان دختران و خواهران ما را می گیرند و زنا می کنند. پس امر شد که زنان وقتی که مردی از فرعونیان را می دیدند، بر خودشان بخوانند ذکر شریف صلوات را. پس می خواندند و شر آنان برطرف می شد به برکت صلوات. و وقتی که موسی (علیه السلام ) با بنی اسرائیل رسیدند به دریا و وقت غرق شدن فرعون و تابعین او رسید، وحی فرستاد خداوند عزوجل به سوی موسی: بگو برای بنی اسرائیل تجدید کنند اقرار به وحدانیت الله و اعتقاد نمایند به رسالت آقای خلق من و تجدید کنند ولایت امیرالمؤمنین علی و آل طیبین او را و بگویند: خدایا، به جاه و جلالت آنان ما را از روی آب بگذران، تا آب دریا مثل زمین شود. پس حضرت موسی به آنان فرمود ولی قبول نکردند. و اما کالب بن یوحنا اطاعت کرد و دستور عمل نمود و رفت با اسب خود بر روی دریا. پس آب دریا مثل زمین شد و او رفت آن طرف دریا و برگشت و فرمود: ای بنی اسرائیل، اطاعت کنید موسی را؛ که نیست این دعا مگر مفتاح درهای بهشت و اسباب بستن درهای جهنم و نازل کننده روزی ها و جلب کننده برای بندگان خدا رضایت حق تعالی را. پس قبول نکردند و گفتند: نمی رویم مگر بر زمین. پس خدا وحی فرستاد به سوی موسی: بزن عصا را به دریا و بگو: خدایا، به جاه محمد و آل طیبین او که دریا را برای ما بشکافی. پس عمل کرد و شکافته شد. حضرت موسی فرمود: وارد شوید گفتند: زمین گل است می ترسیم میان آن فرو رویم. پس خدا فرمود: بگو ای موسی: خدایا، به جاه محمد و آل طیبین او که خشک نما زمین را. پس گفت و خشک شد. حضرت موسی (علیه السلام ) فرمود: داخل شوید عرض کردند ما دوازده قبیله می باشیم. در تقدم و تاخر خوف فتنه و فساد داریم. پس امر فرمود خدا موسی را که: عصا را دوازده مرتبه بزن به دوازده موضع دریا و بگو: خدایا، به جاه محمد و آل طیبین او که دوازده محل درست شود. پس گفت و کرد و شد. باز گفتند: طوری شود که هر یک از ما در حال عبور دیگری را ببینیم و از حال یکدیگر خبردار باشیم. پس خدا وحی فرستاد به موسی که: عصا را به آب های اطراف بزن و بگو: خدایا به جاه محمد و آل طیبین او که طبقات وسیع قرار بدهی برای این آب ها که یکدیگر را ببینند. پس گفت و شد و عبور کردند. بعد فرعونیان وارد شدند و تمام غرق شدند. و وقتی که در صحرای تیه بنی اسرائیل تشنه شدند و گریه و ضجه کردند، حضرت موسی عرض کرد: الهی به حق محمد سید انبیا و به حق علی سید اوصیا و به حق فاطمه سید زنان و به حق حسن سید اولیا و به حق حسین افضل شهدا و به حق عترت و خلفای آنها آقایان خوبان و پاکیزگان دنیا، که بندگان خود را سیراب نمایی. پس خدا وحی فرستاد: ای موسی، بزن عصای خود را به سنگ. پس زد و دوازده چشمه جاری شد. آشامیدند و سیراب شدند.
ختم چهارده هزار صلوات 14 هزار صلوات حضرت آیت الله کشمیری ختمی برای قضاء حوائج از استاد خود حضرت آیت الله قاضی نقل کردند: «که از شب شنبه بعد از نماز عشاء غسل کند و سپس شب اوّل هزار صلوات تقدیم به پیامبر صلی‌الله علیه و آله و سلم کند و صدقه کنار بگذارد. شب دوّم هزار صلوات و صدقه و هدیه به امیرالمؤمنین علیه‌السلام و شب سوّم هزار صلوات و صدقه تقدیم به حضرت زهرا علیها السلام کند؛ و هر شبی تقدیم به معصومی کند، شب چهاردهم هزار صلوات و صدقه تقدیم به امام زمان علیه‌السلام کند. پس چهارده هزار صلوات و صدقه تقدیم و هدیه به معصومی کند. برای برآورده شدن حاجت؛ و این صلوات سبب محبوب شدن نزد محمد و آل محمد می‌شود».
ختم دیگر 14 هزار صلوات ختم صلوات تقدیم به امام موسی کاظم علیه السلام چهارده هزار صلوات نذر موسی بن جعفر علیه‌السلام برای حوائج نیز بسیار خوب است می توان در ۱۴ روز یا هفت روز روز و یا اگر فرصت دارید در یک روز آن را بجای آورید.