این و بزارم اینجا که بمونه به یادگار:)🌱🌸
از وقتی که پا گذاشتم تو مسیره به اصطلاح کنکور، جلسه های اسکای رومی مشاوره زیااااد شرکت کردم، از اون هایی که میری تو جلسه چیزای تکراری میشنوی، استرس به خوردت میدن، از روش های ابداعی خودشون میگن، از خودشون و رتبه و دانش آموزاشون تعریف میکنن و.... اره از همون جلسه هایی که وسطاش میای بیرون یا اصلا شرکت نمیکنی توش...
اما این یکی
این اصلااااااا ی جلسه ی مشاوره نبود
این با همه جلسه ها و گعده های دنیا فرق داشت ، اولش فقط رفتم ببینم چی قراره بگن، از اینکه یهو وب کم باز شد و این آقا رو دیدم بسی متعجب شدم.. از اولین حرفش بعد از سلام متعجب تر ، از باقی حرف هاشون که دیگه نزدیک بود شاخ در بیارم نگم ...
اونقدر قلبم اکلیلی شد
اونقدر روحم اوج گرفت که دلم نمی خواست تموم بشه ...
چقدر شما خوب بودی آقای صدر ...
چقدر خفنی ، چیزایی یادمون دادی که برا ی عمر جوابه...
به قول خودت بمب اتمه...
هدیه هم که....✏️
اممممممااا
چقدر خوب بود:)))
آخیششش
بیست و هفت اردیبهشت ۱۴۰۲
هدایت شده از What if....
روح الله رحیمیانبابا رضا.mp3
زمان:
حجم:
15.2M
❣بابا رضا منتشر شد😍
🗣با صدای روح الله رحیمیان
✍شاعر: سید صادق رمضانیان
برآمده از دل...
❣بابا رضا منتشر شد😍 🗣با صدای روح الله رحیمیان ✍شاعر: سید صادق رمضانیان
یادم میاد بچه که بودم ،هر جا میرفتیم یک قاب عکس تو هر خونه ایی بود
ی قاب عکس از حرم ، کنار حوضِ آزادی ، یا تو صحن انقلاب و..
از اون قاب ها تو خونه ی ما هم بود :)
ی قاب عکس حرم که من و داداشم هم توش بودیم..
از بچگیم ، تو بودی!
حتی قبل تر ، خیلی خیلی قبل تر
تو همیشه بودی ، هستی ، حتی قول دادی اون آخرش هم که کسی نیست، باشی:)
بزرگتر که شدم خودم و دور کردم ازت .. اما تو نزاشتی اون دوری طولانی بشه
باز اومدی پیشم
باز بغلم کردی
باز من و بردی خونت
زخم های روحم و مداوا کردی
بغلم کردی:)
اشک ریختم و تو اشک هامو پاک کردی
درد و دل کردم ، ناله کردم، گله کردم.. و تو مثل همیشه گوش کردی بهم ..
یهو که به خودم اومدم دیدم ، منم آهو شدم و گرفتارت، کبوتر شدم و جلدت...🕊
جلد مهربونیت، جلد نگاه طلاییت ...
هر موقع پر میزدم و دور میشدم
باز برمیگشتم خونه ی اول؛ خونه ی تو...
اخه بچه جز خونه باباش جایی و نداره ..
خیلی وقته بابا رضای منی :)
من جز تو کسی و ندارم
جز خونه ی تو جایی و ندارم
جز بغلت جای دیگه آرامش ندارم
تو خودت ما رو گرفتار کردی
خودت حلاوت و چشوندی بهمون
چجوری میشه جلدت نشد اخه دورت بگردم؟..
🕊
هدایت شده از • سیودو | فیاض •
13.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
با من بمان و سایهی مهر از سرم مگیر
من زندهام به مهرِ تــو ای مهربانِ من...
امامِ رئوفم؛
میشــود کاری کنید که من به رضای خدا راضــی شوم؟
به داشتهها و نداشتههایم...
به آدمهایی که هستند و نیستند.
به راههایی که رفتهام و نرفتهام...
به آرزوهایی که بقول مولا نابودشدنی هستند و خواهند شد.
میشود مصداق راضیةبقضائکِ امیناللهتان بشوم؟! میشود به تلاشهایِ نیمهتمامم، توجهی نشان دهید؟
«امروز بیستوسوم ذیالقعده؛ روز زیارتی❣️✨✌🏻»
#ویژه
برآمده از دل...
با من بمان و سایهی مهر از سرم مگیر من زندهام به مهرِ تــو ای مهربانِ من... امامِ رئوفم؛ میشــو
لطفا با احتیاط قدم بردارید ...⚠️
هر گوشه از این حریم دل هایی بدون پیکر به تماشای یار مشغول اند، مبادا بر روی شان پا بگذارید...