برآمده از دل...
❣بابا رضا منتشر شد😍 🗣با صدای روح الله رحیمیان ✍شاعر: سید صادق رمضانیان
یادم میاد بچه که بودم ،هر جا میرفتیم یک قاب عکس تو هر خونه ایی بود
ی قاب عکس از حرم ، کنار حوضِ آزادی ، یا تو صحن انقلاب و..
از اون قاب ها تو خونه ی ما هم بود :)
ی قاب عکس حرم که من و داداشم هم توش بودیم..
از بچگیم ، تو بودی!
حتی قبل تر ، خیلی خیلی قبل تر
تو همیشه بودی ، هستی ، حتی قول دادی اون آخرش هم که کسی نیست، باشی:)
بزرگتر که شدم خودم و دور کردم ازت .. اما تو نزاشتی اون دوری طولانی بشه
باز اومدی پیشم
باز بغلم کردی
باز من و بردی خونت
زخم های روحم و مداوا کردی
بغلم کردی:)
اشک ریختم و تو اشک هامو پاک کردی
درد و دل کردم ، ناله کردم، گله کردم.. و تو مثل همیشه گوش کردی بهم ..
یهو که به خودم اومدم دیدم ، منم آهو شدم و گرفتارت، کبوتر شدم و جلدت...🕊
جلد مهربونیت، جلد نگاه طلاییت ...
هر موقع پر میزدم و دور میشدم
باز برمیگشتم خونه ی اول؛ خونه ی تو...
اخه بچه جز خونه باباش جایی و نداره ..
خیلی وقته بابا رضای منی :)
من جز تو کسی و ندارم
جز خونه ی تو جایی و ندارم
جز بغلت جای دیگه آرامش ندارم
تو خودت ما رو گرفتار کردی
خودت حلاوت و چشوندی بهمون
چجوری میشه جلدت نشد اخه دورت بگردم؟..
🕊
هدایت شده از • سیودو | فیاض •
13.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
با من بمان و سایهی مهر از سرم مگیر
من زندهام به مهرِ تــو ای مهربانِ من...
امامِ رئوفم؛
میشــود کاری کنید که من به رضای خدا راضــی شوم؟
به داشتهها و نداشتههایم...
به آدمهایی که هستند و نیستند.
به راههایی که رفتهام و نرفتهام...
به آرزوهایی که بقول مولا نابودشدنی هستند و خواهند شد.
میشود مصداق راضیةبقضائکِ امیناللهتان بشوم؟! میشود به تلاشهایِ نیمهتمامم، توجهی نشان دهید؟
«امروز بیستوسوم ذیالقعده؛ روز زیارتی❣️✨✌🏻»
#ویژه
برآمده از دل...
با من بمان و سایهی مهر از سرم مگیر من زندهام به مهرِ تــو ای مهربانِ من... امامِ رئوفم؛ میشــو
لطفا با احتیاط قدم بردارید ...⚠️
هر گوشه از این حریم دل هایی بدون پیکر به تماشای یار مشغول اند، مبادا بر روی شان پا بگذارید...