اربعین، کربلا، نرفتهام...
اما
همه چیز شبیه کربلا بود،
همه چیز
دسته های عزاداری،
موکب های میانه ی راه
خیابان های پر از جمعیت منتهی به حرم
صدای سنج و دهل و ساز ...
با این تفاوت که
اینها همه برای غم علی ابن موسی الرضاست...
برای اویی که پناه هست،
که انیسالنفوس است و رئوف و غریب...
اه از غریب...
#باوانم
#احیاء
#بابارضا
تو احیاء بیشتر از همه دلم تنگه مجالس اشکه، حسینیه و روضه های پا منبری استاد بعد درس اخلاق و مناجات های آقای عارف...
دعا فرج های دسته جمعی، روضه و مداحی های دلیِ بچه ها، جمع سینه زنی مون...
اخ از اون روضه های یواشکی میون تخت ها، همون روضه هایی که اولش دلتنگی امام رضاست و آخرش یاد مادر ...
همون روضه هایی که هر کسی ی جمله میگه و اشک ها روونه میشه... بدون اینکه مداح باشی یا روضه خون، دلتنگی و غم جاموندگی همه رو روضه خون میکنه...
دلم برای این کتیبه های حسینیه تنگ میشه، کتیبه هایی که باهات حرف میزنن...
دلم تنگ میشه...
#احیاء