دیشب بحث سر این بود که هرچقدر هم وصال شیرین باشه، اما باز شیرینی و درد فراق، دلچسب تره...
آدم تا وقتی دوره
میسوزه،
آتش میگیره،
دلتنگه،
اشکش روونه،
غمش ویرونه و...
فی الجمله نتیجه این بود که ما با فراق و دوری از کربلات داریم زندگی میکنیم آقای امام حسین(ع)...
داریم میسوزیم و در عین حال لذت میبریم از وجود این غم و دلتنگی...
برآمده از دل...
ولی فاطمیه خیلی فرق میکنه... میدونی دعوتیا کم اند مثل محرم نیست فاطمیه غریبه شبانه است بی صداست
هرچه در غریبی فاطمیه
مرثیه خوان ها بخوانند و
قلم به دست ها بنویسند
باز هم حق مطلب ادا نمیشود.
انگار نه انگار...
#فاطمیه
واقعا گاهی وقتا، آدم میمونه تو کار خدا ..
قشنگ همینجوری که مولانا توصیف میکنه:
دوش شراب ریختی، وز بر ما گریختی
بار دگر گرفتمت، بار دگر چنان مکن
من همگی تراستم، مستِ مَیِ وفاستم
با تو چو تیرِ راستم، تیر مرا کمان مکن
ای دل پاره پارهام، دیدن اوست چارهام
اوست پناه و پشت من، تکیه بر این جهان مکن