هدایت شده از • سیودو | فیاض •
احساس می کنم که همینجاست جنتم
هر وقت در حریم تو گرم زیارتم
هرگز به جز تو از تو نمی خواهم ای رئوف
این است آرزوی من این است حاجتم
آهو شدم فقط که نوازش کنی مرا
من صید مبتلاشده ی این ضمانتم
یک سال می شود که به مشهد نیامدم
یک سال می شود که فقط آهِ حسرتم
خلوتگُزین صحنِ گوهرشاد تو..،منم
یک شب سری بزن به من و کنجعزلتم
در شهر شُهرتم شده دیوانه ی رضا
در ماجرای عاشقیات درس عبرتم
گندمبهدست..،گوشه ای از بارگاه تو
با جبرئیل های حرم گرم صحبتم
گاهی هوای مشهد و گاهی هوای قم…
شکر خدا کبوتر بام کرامتم
وقتی که شاه مملکت ماست شاه طوس
پس خوشبهحال من که در این مُلک،رعیتم
جاروکش حریم تواَم..،نوکر تواَم
گرد و غبار صحن تو شد تاج عزتم
خورشید عالمِین،همین گنبدِ طلاست
بر بام تو دمیده شود صبح دولتم
من در جوار غیرِ تو جا خوش نمی کنم
من سالیان سال کنار تو راحتم
کُلِّ عشیره..،نانخور موسی بن جعفریم
قربان این گداشدنِ بااصالتم
ای مهربانتر از پدرم! دوستدارمت…
از کودکی همیشه تو کردی حمایتم
مُهر تو مُهر نیست..،مسیحایِ طوس ماست
صد مُرده زنده می شود از عطر تربتم
صد جرعه از شراب بهشتی اگر دهند
با چای حضرتیست فقط اوج لذتم
محشر، شفیعِ گریهکنانِ تو فاطمه است
زهرا به یُمن اشکِ تو کرده شفاعتم
کاملترین عبادت من نام حیدر است
ذکر علی علی شده کُلِّ دیانتم
سرباز حیدریم،نجف پادگان ماست…
در لشگر امیرِ عرب گرمِ خدمتم
صحن رضاست آینه ی صحن مرتضی…
من محو در تجلیِ این بی نهایتم
سلمانِ سرسپرده ی سَلمانیِ تواَم
لطفاً بیا به دیدن من وقت رحلتم
بابُ الجواد؛ بابِ مُرادِ دل من است
عمریست داده ای به همین راه عادتم
نُطقم کنار پنجرهفولاد باز شد
با ذکر یا رقیه بهم ریخت لُکنتم
ای عُهدهدار مجلس عطشان کربلا!
من آن حسینگویِ دمِ دربِ هیئتم
#شعرنوش
3⃣2⃣ | @m_fayaz96
هدایت شده از جآن..
این متن رو یکی از دوستانم که معلم عربی هست فرستاده:👇
یکی از واژه های کتاب عربی دانش آموزان دهمیام "بُحَیرة" است؛ یعنی دریاچه.
"دریاچه" خیلی کلمهی معمولیای است. قبول دارید؟!
مثل بیست و چند کلمه دیگری که در واژهنامه آن درس آمده، میشود خواند و از کنارش رد شد...
اما این "دریای کوچک" هر سال یک داستانی سرهم میکند تا ما را با خودش به خانهی کسی ببرد. برای همین، یک جور دیگری دوستش دارم. اصلا احترام میگذارم به خودش، قصهاش و از همه بیشتر وزنش!
میگویم بچه ها "بُحَیر" بر وزن چی است؟
مِنّ و مِن می کنند و کمی جوابهای پرت میدهند تا یکیشان داد بزند: فُعَیل!
- آفرین!
"بحر" چی میشد؟
میگویند: دریا
- سه حرف اصلی اش را میبری بر وزن فُعَیل میشود بُحیر یعنی دریاچه.
جَبَل کوه است. تپه را میگویند؟؟ جُبَیل!
نگاه کنید! وزن "فُعَیل"، کوچک میکند. به اصطلاح اسم مُصَغّر میسازد. رودخانهی کوچک میشود نُهَیر، شکوفهی کوچک میشود زُهَیر...
حالا حسَن یعنی چی؟
میگویند: زیبایی، خوبی!
ببریدش بر وزن فُعَیل!
یکهو صدای واااااایشان در کلاس میپیچد.
یعنی دوزاری شان افتاده و از فهم ریشهی #یک_اسم_آشنا، کیف کردهاند.
- یعنی چون برادر کوچکتر بوده؟!
- یعنی زیباییِ کوچکتر!!
شروع میکنند به حدس زدن برای دلیل این کوچک شدن. میگویم برعکس! زیبایی را کوچک نکنید! عظمت "حسن" را تماشا کنید!
"حسین" را تصور کنید. با آنهمه مهربانی و بزرگیاش که عالم همه دیوانهی اوست!
اگر آن همه شگفتی و دلبری که در وجود امام حسین است، تازه کوچک است در برابر برادرش، ببینید "حسن" چه میتواند باشد!!
سریع میروم سراغ کلمه بعدی. میگذارم "کلمه" خودش کم کم توی مغزشان دم بکشد.
میدانم این وزنِ ساده حتی با این سه حرف فوقالعاده، نمیتواند معرفی جامعی از یک #امام بسازد.
اما شاید یک روزی اگر در هیئتی، مجلسی، دستهای دلشان برای امام حسین رفت (که حتما میرود)، همین مهندسی معکوس از نامی مصغّر شده، کمی از مظلومیتِ برادر بزرگتر او کم کند...
یک روزی...
شاید...
شهادت آن خوبیِ بزرگ، آن زیباییِ اعظم، کریمِ مظلومِ اهل بیت، امام حسن مجتبی -علیه السلام- تسلیت باد◼️◼️◼️
4.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
لطفا من و برگردونید به خورشید خونه ☀️:)❤️🩹
برآمده از دل...
روایتی از موکب حضرت نجمه سلام الله علیها...✨
گاهی گمان نمیکنی ولی خوب میشود
گاهی نمیشود که نمیشود که نمیشود...
امروز یکی از بچه ها تو خوابگاه بهم گفت: سلااام زیارتت قبول، و من اینطوری بودم که: خدای من شما از کجا میدونید..
گفت: وا مگه برای نظام مباحث نرفته بودی مشهد..
_نظام مباحث؟! مطمئنی؟ نه من اصلا برای اون نرفته بودم، اصلا قبول نشده بودم انگار...
+اما اسمت تو لیست پذیرفته شده ها بود! ندیدی یعنییی؟؟ من دیروز داشتم اسم ها رو رد میکردم دیدم اسمت و فکر کردم اول مرداد اون جا بودی...
_نهههه اصلا ندیدم، مطمئنی اسم من بود؟ اشتباه نمیکنی؟...
یعنی من پذیرفته شده بودم که بیشتر از ده روز مشهد باشم اما نفهمیده بودم! اما کسی بهم نگفته بود تا به موقع اش امام رضا(ع) بطلبه...
Unknown Artist unknown_artist_shabe_tavalodam 128.mp3
زمان:
حجم:
344.5K
شب تولدم🎂
اون شبی بود که عاشقت شدم...
هدایت شده از برش کتابهای نورهای بیبدیل📚
🔰مِن علىٍّ إلى علىّ.
والد معظّم فرمودند: ان شاءالله راه باز شود و به زیارت برویم و بازبرگردیم و در همین جا دفن شویم؛
مِن علىٍّ إلى علىّ. سپس ادامه دادند: ما بار و بنه خود را در خانه حضرت علىّ بن موسى الرّضا افکنده ایم و هرجا برویم دوباره به همین جا بر مى گردیم.
البتّه این معنا دالّ بر این نیست که در اعماق قلب و سرّشان محبّتشان به حضرت رضا علیه السّلام بیشتر از حضرت امیرالمؤمنین علیه السّلام بوده است، بلکه اقتضاء ادب اینست که وقتى انسان به محضر یکى از انوار مقدّسه اهل بیت علیهم السّلام رسیده و بار خود را در آستان ایشان فرود مى آوَرَد،
تا آخر امر در ارادت و استکانت در محضرشان ثابت قدم بماند و رو به جاى دیگرى ننماید و این معنا در خاطرش خطور ننماید که در محضر یکى از ایشان خیرى و رحمتى و کمالى هست که در محضر دیگرى نیست؛
بل کلّهم نورٌ واحد و أولنا محمد و أوسطنا محمد و آخرنا محمد وکلنا محمد.
📚کتاب #نور_مجرد ج۱، ص۴۵۰
https://eitaa.com/boresh_ketabha
هدایت شده از آستان قدس رضوی و حرم مطهر
13.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
☀️ از مشرق نگاه تو خورشید میدمد
با نگاهت، حتی سنگم بها میگیره
لطفت آقا، خشت خامُ طلا میگیره...💛
❣️ دعوتید به دیدن زیباترین تصاویر از حرم؛
از نقارهزنی صبحگاهی خادمان آستان
@aqr_ir