eitaa logo
برآمده از دل...
68 دنبال‌کننده
323 عکس
79 ویدیو
5 فایل
.سینه تنگ کور دلان کجا و آسمان بی کران کجا... برآمده‌ از دل🕊
مشاهده در ایتا
دانلود
همیشه اولین ها تو ذهن میمونه قبلا هم گفتم امروز هم پر بود از اولین ها اولین عزیزم که از دست دادم اولین بار که صاحب عزا بودم غسال خونه رفتم، قبر دیدم، میت دیدم، پشت سر جنازه راه افتادم، نماز خوندم، تمام مراحل دفن و به چشم دیدم، به خاک افتادم، کمرم شکست، اشک بابام، عموم، بغض تمام مدت بابام و دیدم، و ....
برآمده از دل...
همیشه اولین ها تو ذهن میمونه قبلا هم گفتم امروز هم پر بود از اولین ها اولین عزیزم که از دست دادم
همیشه فکر میکردم هیجوقت نمیتونم با بابام حرف احساسی داشته باشم، اشتراک داشته باشیم، غم مشترک داشته باشیم، اما امروز من دیدم که غم مون مشترکه، دیدم نمیتونه گریه کنه، دیدم تمام مدت با صدای پر بغض داره از آدم ها تشکر میکنه، دیدم و بلند تر گریه کردم، جای بابام هم گریه کردم، جا عمو هام، جای مرد هایی که همیشه دیدم محکم بودنشون و و وقتی اومدن برای وداع و به خاک قبر پدرشون افتادن، من باز هم شکستم موقع برگشت با بابام تنها بودم بهش گفتم: من نوه ی بدی بودم نه؟ و انتظار نداشتم بابا بگه _نه چرا همچین فکری میکنی.. من واقعا بد بودم خیلی بهش گفتم درد به دلم من جات گریه میکنم تو بغض نکنی ها
بابا حاجی خیلییییییی سال بود زمین گیر شده بود، اول که آلزایمر و بعد هم زمین گیری باعث شده بود که خونه نشین بشه امروز سیل جمعیت بود که تو درون خودش حل میکرد و به جلو میبرد وقتی مداح شهادت میگرفت از حضار که مرد خوبی بود یا نه، صدای خیلی خوب بود جمعیت تو قبرستان طنین انداز میشد... حاج بابایی که یک عمر قبر میکند برای مرده های بقیه، برنج می‌کاشت و مسجدی و امام حسینی بود و همه ازش راضی بودن و من، من نابود بودم که قدر ندونستم که بیشتر نبودم‌‌... که کم بودم
امروز روضه ی مجسم بود سه نفر مرد با بیل خاک می‌ریختند که قبر و پر کنند و من تو ذهنم این سوال بود، که امون از دل امام علی (ع) چطور دست تنها بعد به خاک سپردن گل یاسش ۴۰ قبر کند و....
توی مسجد روضه ی قتلگاه خوندن، روضه ی امام حسین، سر قبر هم... تاحالا اینجور جاها نبودم که بدونم همیشه همینطوره یا نه اما شب اول قبر شب زیارتی آقا ایام فاطمیه و روضه ی عاشورا .... الله و اکبر من یادم نمیره که اولین کربلام و تو بچگی با تو رفتم بابا...
همینطوری رندوم، دیوار خوابگاه...
هدایت شده از • سی‌و‌دو | فیاض •
ما را وصال وعده‌ی بعد از ممات‌ داد بر من دعا کنید بمیرم ببینمش! بسم الله ... 3⃣2⃣ | @m_fayaz96
یادمه یکی بهم میگفت همیشه برا میوه های گندیده ی ته مغازه هم خریدار هست یکی میاد میخره میده حیوون ها یا لواشک میکنه یا ... مهم اینه خریدار داره ... حس اون میوه ی خرابی رو دارم که خریدنش
اما من هنوز یادم هست...