زمانی دست امیرالمومنین از آستین ما بیرون خواهد زد که وجود ما پر از عشق خدا باشد..
#ناب
مجاهد اهل راحت طلبی نیست
چقدر به اندازه جبهه ی باطل داریم تلاش می کنیم؟
#ناب
مصرع ناقص من کاش که کامل میشد
شعر در وصف تو از سوی تو نازل میشد
شعر در شأن تو شرمنده به همراهم نیست
واژه در دست من آنگونه که میخواهم نیست
من که حیران تو حیران توام میدانم
نه فقط من که در این دایره سرگردانم
همۀ عالم و آدم به تو میاندیشد
شک ندارم که خدا هم به تو میاندیشد
کعبه از راز جهان راز خدا آگاه است
راز ایجاز خدا نقطۀ بسمالله است
کعبه افتاده به پایت سر راهت سرمست
«پیرهن چاک و غزل خوان و صراحی در دست»
کعبه وقتی که در آغوش خودش یوسف دید
خود زلیخا شد و خود پیرهن صبر درید
کعبه بر سینۀ خود نام تو ای مرد نوشت
قلم خواجۀ شیراز کم آورد، نوشت:
«ناگهان پرده برانداخته ای یعنی چه
مست از خانه برون تاخته ای یعنی چه»
راز خلقت همه پنهانشده در عین علی است
کهکشان ها نخی از وصلۀ نعلین علی ست
روز و شب از تو قضا از تو قدر میگوید
«ها علیٌ بشرٌ کیفَ بَشر» میگوید
میرسد دست شکوه تو به سقف ملکوت
ای که فتح ملکوت است برای تو هبوط
نه فقط دست زمین از تو تو را میخواهد
سالیانی ست که معراج خدا میخواهد-
زیر پای تو به زانوی ادب بنشیند
لحظهای جای یتیمان عرب بنشیند
دم به دم عمر تو تلمیح خدا بود علی
رقص شمشیر تو تفریح خدا بود علی
وای اگر تیغ دو دم را به کمر میبستی
وای اگر پارچۀ زرد به سر میبستی
در هوا تیغ دو دم نعرۀ هو هو میزد
نعرۀ حیدریه «أینَ تَفرو» میزد
بار دیگر سپر و تیغ و علم را بردار
پا در این دایره بگذار عدم را بردار
بعد از آن روز که در کعبه پدیدار شدی
یازده مرتبه در آینه تکرار شدی
راز خلقت همه پنهان شده در عین علی ست
کهکشانها نخی از وصلۀ نعلین علی ست
روز و شب از تو قضا از تو قدر میگوید
«ها علیٌ بشرٌ کیفَ بَشر» میگوید.
میگن بعد نماز تنها عبادتی که فرشته ها هیییییی همینطور مینویسنش:
حبّ امیرالمومنینِ :)
همیشه با جمع بینهایتی ها همه چی جدید و عجیب و تازه است...
از اونا که طعمش زیر زبون میمونه