پارت ۲۰ | سؤال خطرناک
آراد: رها !!
اون مرد کی بود؟
رها: خواستگارم.
آراد چند ثانیه سکوت کرد.
آراد: دوستش داری؟
رها: براچی میپرسی؟
اراد : همنیحوری
رها:عااا، نه
آراد نفس راحتی کشید.
رها: چرا براتون مهمه؟
آراد: چون عه ام عه...
رها: چون چی؟
آراد: چون نمیخوام ناراحت باشی.
رها به چشمانش خیره شد.
چشمانی که قصه داشتند.
•.¸♡ عاشق دشمنم شدم ♡¸.•
تا ابد اونی میمونم که حتی وقتی بلاکم بهت شب بخیر بگمـ..
پارت ۲۱ | جشن شرکت
شرکت جشن بزرگی را برگزار کرد.
رها با لباس بنفش تقریبا باز وارد سالن شد.
آراد برای لحظهای حرفش را فراموش کرد.
امیر آرام گفت:
«رئیس، دهنت باز مونده!»
آراد: برو به کارت برس!
امیر خندید.
رها متوجه نگاه آراد شد و گونههایش سرخ شد.
و سرش را پایین انداخت و به راه خودش ادامه داد .
اراد نزدیکش آمد و دستش را .....
محافظ رمان عاشق دشمنم شدم.درروبیکا
https://rubika.ir/joinc/FHBIAHBE0SUBWMYOWNQBERPPEUIWKVGD
همه جوین باشید بعضی از پارت ها اونجا قرار میگیره.
•.¸♡ عاشق دشمنم شدم ♡¸.•
محافظ رمان عاشق دشمنم شدم.درروبیکا https://rubika.ir/joinc/FHBIAHBE0SUBWMYOWNQBERPPEUIWKVGD همه جوین
دوستان یک پارت عاشقانه صحنه دار تو محافظ گذاشته شد.