پارت ۴۸ | خانه رؤیایی
گرم صحبت بودند ؛ رها میگفت این من اون من اراد هم ریز ریز میخندید .
رها: من یه خونه با پنجرههای بزرگ میخوام.
آراد با خنده گفت: منم یه اتاق کتاب.
رها: پس کی آشپزی میکنه؟
آراد: من!
رها: تو؟!
آراد: خب، میتونیم سفارش بدیم!
هر دو خندیدند.
برید پارت بعد رو از توی محافظ بخونید😅🔞
https://rubika.ir/joinc/FHBIAHBE0SUBWMYOWNQBERPPEUIWKVGD