پارت ۲۸ | عکس دردسرساز
یکی از کارکنان عکس آنها را در کافه گرفته بود.
عکس به دست مدیرعامل شرکت رقیب رسید.
او لبخند زد و گفت:
«پس نقطهضعف آراد رو پیدا کردیم.»
رها نمیدانست که رابطهاش با آراد ممکن است برای هر دوی آنها دردسر بسازد.
«این پارت کوتاه بود پس یکی دیگه هم میزارم»
پارت ۲۹ | تهدید دوم
نصف شب بود.
رهادیگه میخواست بخوابه که
پیامی دریافت کرد:
«از آراد جدا شو، وگرنه پشیمون میشی.»
رها ترسید.
نمیخواست آراد را نگران کند.
و پیش خودش گفت هیچی نیست که لازم باشد به اراد بگویم
اما پیام بعدی بدتر بود:
«فکر نکن نمیدونیم هر روز کجا میری.»
ترس در دل رها بیشترشد.
و هاج و واج به پیام زل زده و با دلی پر از استرس و ترس داشت نگاه میکرد.
واقعا دهانش قفل کرده بود.
و همینطور نگاهش
میشد تو چهرش ترس رو دید کل صورتش از شدت ترس سفید سفید شده بود.
هدایت شده از زندگی میوه ها 🍒
707.1K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
وای سم خالصصص
واکنش زن یوزارسیف به زلیخا 🤣🤣🤣🤣
فقط ۵ نفر دیگه بیان کاملشو بدمم.
یعنی امار ۱۰۰۵ ارزششو داره رود جوین بدهههه
𝗝𝗼𝗶𝗻 𝘂𝘀๋࣭ ↫↫https://eitaa.com/froote