ما با او خودمان را فهمیدیم
او بود که به ما معنا داد در عصری که همهچیز را به دره پوچی و بیمعنایی و هرزگی سوق میدهند
او بود که به ما ایمان داد
ما را به آسمان و آسمانیان وصلت داد
در وجودمان آرمانها را باغبانی کرد
عزت و شخصیت و توانستن را بر ایران حاکم کرد
از میان ظلمات و طوفانها عبورمان داد و چنان جور ما را به دوش کشید که خودمان نفهمیدیم چگونه این تاریخ را سپری کردیم...
اگر خدا او را نفرستاده بود ما انسان و ایمان را گم میکردیم و خوراک گرگهای تمدن وحشی غرب میشدیم...
او حقیقتا جان ما بود جان ایران بود و اگر نبود که با شهادتش ما را تا بعثت تاریخی بالا کشید و خودش هم جوان شد، قطعا اکنون از کوچ جانان، تلی از خاک و خاکستر بودیم....
و چه دعایی کرد آن پدر که بعد از کوچش نیست و نابود نشویم...
اکنون در عزای نبودن او، عزای بودن خود گرفتهام
تا او بود چنان بر کوه عظمت او تکیه داده بودیم که یادمان رفته بود
باید یار او باشیم
باید برای او مالک و سلمان و ابوذر و عمار و تمار باشیم
یادمان رفته بود که ما باید شهرها و خیابانها و کوچهها و خانهها را از غیر پاکیزه میکردیم تا زلال جاری دریای وجود او همه جا را حیات بخشد و آباد کند.
ما در حق او جفا کردیم و با نامردان سر سازش پیش گرفتیم
حلم و رافت او را حمل کردیم بر سلامت کفتارها و گرازهایی که دور خیمه او ول ول میکردند
روشنای کلامش را با غیر خودش تفسیر کردیم و در اشخاص منافق و قدرت طلب گیر کردیم
نامردهای نامروت را مفسر کلام روشن او قرار دادیم و حرفش را زمین زدیم و با ناکثین و مارقین کنار آمدیم
رحم خدا بر ما از اعجاز هم گذشت...
وگرنه اکنون ایران دیوانهخانهای پر از آشوب بود... مجنونهایی که گویا سر در صحرای محشر دارند و پای در زمین سفلگانی که دارند چوب اهانتها و هلهلههاشان را میخورند...
نمیدانم هرچه بود خدا نخواست و نگذاشت داغ نبود او ما و ایران را بسوزاند..
اعجاز کرد، تقدیر جنون و تحیر و سوختن و از دست رفتن ما را تغییر داد و حیات دیگری در ما از خون او جاری ساخت و ما را مبعوث کرد
و بعد از آن اعجاز دیگری کرد فوق تصور ما و فوق تصور سقیفهایها، معادلات را چنان بر هم زد تا خط خونخواهی تا عصر ظهور گم نشود: آری، خامنهای جوان شد!
و چه منتی بالاتر از این که دست خدا بر سر ماست خامنهای رهبر ماست....
خدا ما را، ایران را، اسلام را، قرآن را همانطور که وعده کرده بود در قامتی دیگر حفظ کرد و وارد مرحله نوینی از مبارزات منتهی به ظهور ساخت...
قَتَلَ اللَّهُ مَنْ قَتَلَكَ بِالْأَيْدِي وَ الْأَلْسُنِ
خدا بکشد کسانی را که با مواضع شان و حرف هایشان ، زمینههای قتل تو را مهیا کردند.
#حسین_زمان
#مذاکرات
دلى داشتم شانه بر شانه رفت
دريغا كه خورشيد اين خانه رفت
دريغا از آن شور شيرين دريغ
از اينجا از اين داغ سنگين دريغ
از اينجا كه غم روى غم ميرود
و اندوه دريا به هم ميرود
#باید_برخاست
#یالثارات_الحسین
6.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
اللَّهُمَّ إِنَّا لَا نَعْلَمُ مِنْهُ إِلَّا خَیْرا
🌍 از عملگرایی تا خونفروشی:
الیگارشی دو نفری بهجای جمهوری اسلامی
✍ مهدی جمشیدی
🔻۱. مردمان مبعوث! به اصحاب سیاستِ عملگرا اعتماد نکنید. اینان بر سر خون رهبر شهید، معامله کردند.
🔹فراموش نکردیم که بر تداوم شورای موقت رهبری اصرار میورزیدند و به دنبال عادیسازی فقدان رهبر بودند. در طول ماههای گذشته، عامدانه و موذیانه، هرگز از خونخواهی و انتقام سخن نگفتند و آن سوی میز مذاکره با قاتلان رهبر شهید نشستند.
🔹رهبر حاضر در برابر اصرارها و دلایل آنها قانع نشد و در نهایت نیز تصریح کرد که علیالاصول، نظر دیگری دارد. این یعنی ایشان معتقد است راهی که اکنون طی میشود به سرانجام نخواهد رسید و از بنیان، خطاست. اصحاب سیاست، با وجود تأکیدات رهبر کنونی، نظر خود را ترجیح دادند و آن را حاکم کردند.
🔹در دورۀ رهبر شهید نیز ایشان تصریح کرد که دیگر نباید با آمریکا مذاکره کرد، اما شخص رئیس دولت، اصرار کرد و به راه خطای خویش رفت. اکنون رئیس دولت، باید شرمسار و سرافکنده باشد که چرا پس از جنگ دوازده روزه و با وجود مخالفت رهبر شهید، دوباره مسیر مذاکره را انتخاب کرد،
🔹اما هرگز چنین احساسی ندارد. این مذاکرات، ارسال پیام ضعف از سوی دولت ایران به آمریکا بود و سببساز شهادت رهبر گردید. بجاست که به رهبر شهید گفته شود: «السلام علیک یا قتیل المذاکرات». لیبرالهای داخلی، دشمن را تهییج به حمله و بهشهادترساندن رهبر کردند. این، عاقبت تلخِ استقرار حاکمان ضعیف در قدرت است. دولت ضعیف، مقدمهساز تهاجم خارجی شد.
🔻۲. سیاست عملگرا در پی این است که با پایانیافتن مراسم تشییع در این هفته، بساط خیابان را برچیند و خونخواهی را به برنامه و تدبیر حواله بدهد و زمان گزاف بخرد، اما در عمل، اقدامی نکند.
🔹اگر اراده و غیرت و حساسیتی وجود داشت، نیاز به تذکّر و تنبّه مردم نبود، بلکه اینان خودشان سخن از انتقام میگفتند و بر آن تأکید میکردند.
🔹در یادداشت تفاهمی که نگاشتند، تعهد دادند که انتقام نگیرند، درحالیکه میتوانستند این پنجره را گشوده نگه دارند. در سیاست عملگرا، هیچ صداقتی وجود ندارد و دربارۀ همهچیز در چهارچوب دستگاه محاسباتی مادی، قضاوت میشود. اگر قصد و ارادهای برای انتقام در میان بود، پاسخی قاطع به شهادت حاج قاسم داده میشد.
🔻۳. همین که تشییع تمام شد و خیابان فروپاشید و اجتماعات مؤمنانه از دست رفت، سیاست عملگرا نیز تعارف را کنار میگذارد و انتقام را به فتح قدس و مفاد تفاهمنامه و ... فرومیکاهد.
🔹اینان حاضر نیستند برای آمریکا، هزینۀ گزاف تولید کنند. شخص رئیس دولت در دورۀ تهدید شدن رهبر شهید از سوی ترامپ، آشکارا گفت که انتقام از ترامپ در کار نیست و اکنون نیز کمترین صدایی از دولت در امتداد انتقام شنیده نمیشود.
🔹رئیس مجلس نیز که جوهر و هویت عملگرایانه دارد، رندانه و زیرکانه، انتقام را به امور دیگر تقلیل میدهد.
🔹این یعنی سیاست کنونی، انقلابی نیست. شعام نیز برآیند این دو جریان سیاسی است و بدین جهت، محافظهکار و روبهعقب است و لیبرالهای ایرانی از آن دفاع میکنند.
🔻۴. میخواهند تشییع، عزا باشد، نه حماسه و بیدرنگ نیز تمام شود و عادیسازی صورت بگیرد. میخواهند مؤمنان مبعوث، خشم و غضب و حرارت خویش را در این هفته فروبنشانند و جنگ را فراموش کنند و از انتقام درگذرند.
🔹وقتی رئیس دولت و رئیس مجلس، شعام را به ابزار چانهزنی در برابر رهبر تبدیل میکنند، و مجلس را بهگونهای بیسابقه و بیتوجیه، به تعطیلی میکشانند، و حتی لفظ انتقام را بر زبان نمیآورند، و به صورتی تحقیرآمیز به میز مذاکره با قاتلان رهبر شهید بازمیگردند،
🔹یعنی بیاصول و عملگرا و فاقد خط قرمز هستند. نباید فریب چنین سیاستی که با صداقت، بیگانه است را خورد. این سیاست، معطوف به آمریکاست و از مذاکره، دست نمیکشد. هرچه که بشود، باز اینان به مذاکره رو میآورند.
🔹حاصل مذاکرات و تفاهم اخیر نیز عیان است؛ تعهّدی تحقّق نیافته و آمریکا توانسته با گشودن تنگۀ هرمز، اقتصاد بحرانزدهاش را نجات بدهد و مقدمات حملۀ بعدی را فراهم نماید؛ این یعنی خسارت محض. مسئولیت مستقیم این تجربۀ تلخ، بر عهدۀ رئیس دولت و رئیس مجلس است.
🔹افسوس که جمهوری اسلامی به یک الیگارشی دو نفری تقلیل یافته است. در اینجا و اکنون، رسالت تاریخی بر عهدۀ مؤمنان مبعوث است؛ آری، باید بهپاخاست، اما برای خونخواهی و تغییر عملی و دگرگونکردن سیاست انفعالی به سیاست انقلابی. این سیاست، منفعل است نه مبعوث، خطابهخوان است نه بهخطزن، محافظهکار است نه انقلابی، مذاکرهای است نه مقاومتی، خودمختار است نه ولایتی. با نسل دوم برجامیان روبرو هستیم.
🚩🚩یــالثــــاراتالخــــــــامنـــهای