هدایت شده از محدود شدیم، بیاید زاپاس لینک تو بیو
فشار❎ حسی که وقتی ی نفر ی چیزی رو که تو و آدم هایی با مغز عادی بدون درس خوندن می دونین رو با بهونه ی "خانم مهمون داشتیم نتونستم" اشتباه توضیح می ده و بعدشم از دبیر بنده خدا طلبکاره✅
هدایت شده از محدود شدیم، بیاید زاپاس لینک تو بیو
به قول شخص گرامی:"اینا همشون تهش شوهر می کنن تف هم نمی شن✅"
هدایت شده از محدود شدیم، بیاید زاپاس لینک تو بیو
بیایید به اعصاب خود آرامش دهیم و حال خود را مگسانی مزاحم خراب نکنیم☺️
هدایت شده از محدود شدیم، بیاید زاپاس لینک تو بیو
من وقتی اون ی دونه احمق و دلقک کانون زبان:
اتاقآسوکا"
من وقتی اون ی دونه احمق و دلقک کانون زبان:
عه توهم میری کانون زبان؟🤡
هدایت شده از محدود شدیم، بیاید زاپاس لینک تو بیو
"البته گرفتن مواد از ساقی حلال خور هم خیلی بی تاثیر نیست."
کلاس که در سکوتی عجیب فرو رفته بود دوباره حالتی زنده به خودش گرفت و شبه دانش جویان شروع به خندیدن کردند.چیزی نگفتم،چون آن دلقک بی کار نه مخاطبم بود و نه دوست داشتم که جایگاهش را به او یادآوری کنم.به اندازه ی کافی از مشکل اعصاب رنج می برم و در حال حاضر از یک قتل فجیع جلوگیری می کنم؛بیشتر از این را نمی توانم.قتل باید بی دردسر و در خفا باشد،نه در یک کلاس چهل-پنجاه نفره. شوربختانه فقط همین یک امروز را آمادگی یک آتش سوزی <<اتفاقی>> را نداشتم،نمی شود به شکل دیگری چهل-پنجاه نفرشان را بی دردسر کشت،مگر اینکه برنامه بچینم و تا آن زمان بیشتر عصبانیتم فروکش کرده است.
هدایت شده از محدود شدیم، بیاید زاپاس لینک تو بیو
شبه مربی پس از صاف کردن گلویش رو به من لبخندی زد :"خیلی خوب بود اسفندیاری،این متن واقعا برازنده ی توست."
تصمیم گرفتم که به او یادآوری نکنم که فامیلی من اسفندیاری نیست و اسفندیاری با اسفندیاری قلعه سرخی متفاوت است.من فامیل نیما یوشیج یا ثریا اسفندیاری نیستم،اهل مازندران یا هر جای دیگری نیستم و قطعا با اسفندیاری های شمال کشور متفاوتم.ولی دیگران این را یک حساسی بی خودی نسبت به فامیلی می دانند و مسخره ام هم می کنن.متاسفانه جرعت گفتن آن کلمات کثیفشان را جلوی رویم ندارند و اگر نه که خود مشتاق درگیری و نزاع هستم.ولی در هی حال،همانطور که گفته بودم این جامعه است،و ما نباید صدایش را در بیاوریم.پس این نکته ی مهم را یادآوری نکردم،چون حوصله ی هیولا ها را ندارم.
هدایت شده از محدود شدیم، بیاید زاپاس لینک تو بیو
آشنایی ای که با احوالپرسی شروع بشه❎ آشنایی ای که با دیدن رنگ سفید موهای ی بیمار روانی و قاتل شروع بشه✅ آشنایی ای که با گیر افتادن توی ی دنیا ی رایانه ای شروع بشه✅ آشنایی ای که با دیدن نقاشی ناروتو تو دفتر ی آدم درونگرا ی رندوم توی کلاس هفتم شروع بشه✅✅✅✅✅✅