هدایت شده از محدود شدیم، بیاید زاپاس لینک تو بیو
جز ما دو نفر هیچ کس در ایستگاه اتوبوس نیست، و تنها صدای هق هق های بچه گانه و بلندم و قدم های او که به سمتم می آید و باران به گوش نمی رسد.صدای برخورد قطراتی که به امید رودخانه و کوهسار ها سفر بارش را آغاز کرده و در فاضلاب با امید های از دست رفته شان می آرمیدند. قطره هایی که روی سقف پلاستیکی ایستگاه برای خود از غم و اندوهشان می نوازند.قطره هایی که زمانی برای من نماد شادی بودند حالا سمفونیِ درد را روی سقف ایستگاه اتوبوس و خیابان ها می نوازند
هدایت شده از سیلوانای کوچک در جست و جوی معنا ✨️🐈🛐
در زمانهایی که بیماری من به اوج رسیده بود و درد از هر سوی وجودم زبانه میکشید دکتری ماهر دارویی شفا بخش به رگ های من تزریق کرد که مرا از فلاکت و ناتوانی نجات داد و پس از ان درد های من به شکل چیز هایی مثل بومی نقاشی شده ، متنی نوشته شده و موسیقی نواخته شد در آمد . البته اشتباه نکنید درد های من از بین نرفتند فقط من توانستم آنهارا در قالب هنر در آورم .
. سیلوانا .
هدایت شده از انجمن بیکاران کتابخون
بقیه ی مامانا: زدن کار بدیه.
خاله ی من روبه پسر ۴ ساله ش: آره اره آفرینن توهم بزنش.
اتاقآسوکا"
بقیه ی مامانا: زدن کار بدیه. خاله ی من روبه پسر ۴ ساله ش: آره اره آفرینن توهم بزنش.
بابام رو به منو داداشم: