eitaa logo
گاه نوشت | مجید تقی زاده
133 دنبال‌کننده
627 عکس
581 ویدیو
3 فایل
💥گاهی جرقه هایی درذهنت زده می شود که دوست داری آنهارابادیگران شریک شوی 👌یامطلبی می بینی که باخودت می گویی کاش بقیه هم این را می دیدند #گاه_نوشت جای اینجور چيزهاست! اما ایام اربعین، کانال می شود #اربعین_نوشت! ارتباط با ادمین: @Majid_Taghizadeh
مشاهده در ایتا
دانلود
💢بابک جوکار، طبیعی نیست!!!💢 🔹درباره بابک جوکار و عصر جدید نمی‌خواستم بنویسم، ولی دوستان دست از سر ماجرا برنداشتن😊 🔹بابک جوکار، نه خودش و نه صدایش طبیعی نیست، بلکه استعدادی بارورنشده و ظرفیتی شکوفا نشده است. 🔹بابک جوکار، طبیعی نبود، محرومی بود که این محرومیت بر او تحمیل شده بود؛ او مستضعف بود... 🔹چقدر حالم از دیروز به خاطر مویه‌گری‌ها برای بابک جوکار بد است که «عصر جدید نباید زیست جهان بابک را تغییر دهد!» 🔹اطلاق عنوان به بابک، بیشتر از اینکه دلالتی بر واقعیت زندگی بابک و امثال آن داشته باشد، از نظر من کلمه‌ای است که انسانهایی که اصالتهایی را از دست داده‌اند و دست‌خورده شده‌اند، حس نوستالوژیک غروب اصالتها در خود را با آن اطفا می‌کنند؛ بدون اینکه نه حاضر به بازگشت به آن اصالت‌ها باشند و نه حتی طاقت تحمل آن را داشته باشند! مثل غزل‌سرایی و تعریف و تمجیدهای شهری‌ها از بوی طبیعی روستاها که اکثراً حتی طاقت تحمل بوی فضولات حیوانات از ده متری را هم ندارند و عق می زنند... 🔹چقدر از نگرانیها برای به هم خوردن فضای زیست و جهان معنایی و سبک زندگی بابک جوکار حس بدی دارم؛ حس کریستف کلمپی برای بدوی‌های سرخ پوست آمریکای شمالی ... 🔹اینکه تا بن دندان در زیست جهانی غوطه بخوری و مسخ شدگی را گردن گذاشته باشی و آنگاه، برای آلوده نشدن دیگران به این جهان، از عقب ماندگی و محرومیت و آموزش ندیده‌گی یک بچه روستایی، ستایش کنی؛ این خشن‌ترین وجه جهان معنایی مدرن است که حتی تمناهای خودت را نیز بر دیگرانی که قدرتی در برابر تو ندارند، تحمیل می کنی ... با تمام امکانات اعم از نظام آموزشی، تکنولوژی، صورت‌بندی مناصب اجتماعی، تکریم و تحقیرهای اجتماعی و فرهنگی، استراتژیهای صنعتی، آمایش سرزمینی، برنامه‌های توسعه روستایی و شهری و غیره و غیره، جهان معنایی بابک جوکار را به هم ریخته‌ایم و حال برای تغییر جعرافیای فیزیکی زندگی وی دل می‌سوزانیم! 🔹این نگرانیها، ما را در دوگانه‌ی مغالطه‌آمیزِ طبیعی و غیرطبیعی می اندازد، گو اینکه ما با دو وضعیت غیرطبیعی مواجه هستیم؛ یکی وضعیتِ محرومیت و تربیت‌ناشدگی و دیگری وضعیت غیرطبیعی و البته پررنگ و لعاب پرتاب‌شدگی، غیراصیل شدگی، بی‌بنیاد شدگی... 🔹ما از منظر خودمان برای بابک تصمیم می گیریم؛ بابک را دعوت به ایستادگی در وضعیتی می کنیم که خود سالها از آن عبور کرده‌ایم و حتی طاقت برگشتن به آن و تحمل ابتدایی ترین اقتضائاتش را هم نداریم؛ ما بابک را خرج ارضای احساس پوچی و دوراقتادگی خود می‌کنیم . 🔹بابک جوکار یک استثنا نیست، یک قاعده به شدت تکرارپذیر در روستاها و شهرهای کوچک است و اینکه اینقدر برای داوران و برخی دوستان عجیب به نظر می رسد، بخش زیادی از آن ناشی از گسست‌شان از زندگی واقعی و عینی بخش زیادی از جامعه دارد. 🔹بابک محروم است؛ آموزش ندیده است؛ دست نخورده است؛ و این یعنی آنهایی که می بایست نقش انبیایی خود را ایفاء می کردند، ایفا نکرده‌اند و تعلیم کتاب و حکمت را صورت نداده‌اند و تزکیه‌ای درخور شأن انسان به انجام نرسانده‌اند. 🔹انقلاب اسلامی، بازگشت به زندگی ماقبل تعلیم و تزکیه نیست، که انسان دست نخورده و بکر، در این دنیای وحشی مدرن، فرصتی برای آزادنه زیستن، و آزادنه انتخاب کردن ندارد. 🔹انسان انقلاب اسلامی، با این تعلیم و تزکیه است که طبیعی می شود؛ اصل ها و ریشه ها در او راسخ می‌شود و اصیل می‌گردد و آنگاه می‌تواند زیست بوم و جهان معنایی خود را حتی در سیطره دنیای متهاجم مدرن داشته باشد ...
⛔️ این هم حال و روز امسال ما... دو سال انتظار می کشی به انتظار امروز... اما یکدفعه همه چیز جور دیگری پیش می رود... باز هم الحمدلله... ندارد ابرِ اشکی را که ما داریم باران هم ندارد شورِ اشکِ دیده ‌ی ما را نمکدان هم به دنبال دوای درد خود جایی نمی گردیم که ای محبوب ما همواره درد از توست درمان هم تو چون پروردگاری و نه تنها امت اسلام که بر تو می کند تعظیم حتی نامسلمان هم. تو آن دست کریمی که گره وا می کنی از خلق گره هایی که حتی وا نخواهد کرد دندان هم من از آیات فجر و مریم و اسراء فهمیدم که نازل شد برای روضه خواندن از تو قرآن هم. رسید از راه ایام وصال و پای من لنگ است اگر لب تر کنی سوی تو آیم لَنگ لَنگان هم. نجف تا کربلا راهِ رسیدن تا خداوند است خدایی که نخواهم یافت در حجِ فراوان هم دلِ مجنون نه در گلزار ، در صحرا شود آرام ولی این روزها پس می زند ما را بیابان هم . به انگور نجف محتاج تر از ما نخواهی یافت چه انگوری که مثلش را نمی یابند مستان هم . عراقی ها به سمت بارگاهت راه افتادند دری بگشای ای بابِ کرامت سوی ایران هم . مسیح از دور می آید کلیم از طور می آید شبیه مور می آید عصاکوبان سلیمان هم . حرم محتاج زائر نیست وقتی مادرت باشد که زهرا میزبان کربلای توست ، مهمان هم . ضریحی در خراسان التیامِ زخمِ هجران است کمال عجز را بنگر که محرومیم از آن هم . شکایت می کنم بر تو از این هجران طولانی از این دنیای تلخی که ندارد قصد پایان هم . دلم سیر است از دنیا بگیر ای عشق جانم را مگر پایان بگیرد در زمان مرگ هجران هم . علی ذوالقدر
16.58M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
خدمات ماموران یگان ویژه فراجا به زائران حسینی در مرز مهران @Arbaeen_Nevesht
هدایت شده از محسن عباسی ولدی
گذرنامه‌ام را همیشه قبل از اربعین نگاه می‌کنم که اعتبار داشته باشد. من مگر جز سرزمین تو جای دیگری می‌روم که نیازی به گذرنامه معتبر داشته باشم؟ اما هر وقت به فکر اعتبار گذرنامۀ کاغذی‌ام می‌افتم، یادم می‌آید که اگر تو گذرنامه‌ام را امضا نکنی، با معتبرترین گذرنامه هم نمی‌توانم پا به سرزمین تو بگذارم. حالا بگو بدانم گذرنامه‌ام را امضا کرده‌ای؟ حسین جان! امسال گذرنامۀ موقت می‌دهند. می‌شود اگر تنبیه امسالم نیامدن است، لطف کنی و چشم بپوشی و گذرنامه‌ای موقت بدهی به من؟! قول می‌دهم هر چه در چنته دارم به کار بگیرم تا دلت را به دست بیاورم. کوله‌ام را ببندم حسین! ۵ @abbasivaladi
☑️نذر هنری استاد هنرمند قمی در طریق الحسین علیه السلام 🔸استاد مسعود نجابتی در کنار گروهی از هنرمندان اعزامی به پیاده روی اربعین در موکب هنر و رسانه حضور دارد. 🔸بخشی از خدمات این موکب درج نشان، شعارهای اربعینی و خطاطی برای کاروان ها و زائران حسینی (ع) در محدوده عمود ۲۹۹ روی بیرق ها، لباس، کوله و کلاه زائران می باشد. @Arbaeen_Nevesht
8.37M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 دوربین مخفی| واکنش عراقی‌ها به بیرون‌کردن یک ایرانی از موکب @Arbaeen_Nevesht
می‌گفت: پس از پشت سر گذاشتن چند کیلومتر ترافیک فشرده و بهم پیچیده‌ی خودرو و جمعیت پیاده، با لبی تشنه و در اوج کلافگی بالاخره از مرز رد شدیم و وارد خاک عراق شدیم!! ولی گویا تازه اول مشکلات بود! خودروی‌مناسب نبود!! آب خنک نبود!! سرویس بهداشتی نبود!! هیچکس هم جوابگوی این نبودنها نبود!! عصبانی شده بودم!! تصمیم خود را گرفتم!! گوشی همراهم را باز کردم که فیلم بگیرم و... ناگهان کسی از درون خودم نهیب زد که چه میکنی؟!! میخواهی حتمأ با وَن کولردار به کربلا بروی و در هر کیلومتر هم به شما آب گوارا و غذای گرم بدهند؟؟ اگر ندادند هم فیلمش کنی و بفرستی برای دشمنان حسین؟؟؟؟!!! مگر نمیخواستی کربلایی شوی؟؟ مگر نباید تشنگی را تجربه کنی تا حسین را بفهمی؟!! مگر نباید گرمت شود تا به یاد آنها بیفتی؟ و بفهمی جنگ و تشنگی و زره و گرما و آتش و... در تیرماه یعنی چه؟!! قرار بود فقط راهی کربلا شوی یا میخواستی کربلایی شوی؟؟ اگر جنبه تشنگی و گرما را نداری برگرد!! برگرد مسلمان... کربلا به رفتن نیست؛ به شدن است!!! شرمنده شدم، گوشی را بستم و خدا را شکر کردم... ...ما همیشه در جلسه‌ی امتحان هستیم دعا کنیم امتحان نهایی نباشد و فرصت جبران داشته باشیم ان شاءالله. نداهای درون را قدر بدانیم و تقویت کنیم آنچنان که با هم دوست شویم. @Arbaeen_Nevesht