گاه نوشت | مجید تقی زاده
#سفرنامه_اربعین_98
#سیزدهم_صفر
#فرودگاه_امام_خمینی
چیزی که دوستان یادآوری کردند، #موکب_اول بود!
اول صبح، اولین موکب، منزل حاج احمدآقا بصرف صبحانه و حرکت...!
#فرودگاه
#اربعین
💥باما در #اربعین_نوشت همسفرباشید👇
@Arbaeen_Nevesht
#سفرنامه_اربعین_98
#سیزدهم_صفر
#فرودگاه_امام_خمینی
💥باما در #اربعین_نوشت همسفرباشید👇
@Arbaeen_Nevesht
#سفرنامه_اربعین_98
#سیزدهم_صفر
#کاظمین
از صبح زود که از #موکب_اول، منزل حاج آقا در قم راه افتادیم، چند ساعت معطلی در فرودگاه، پرواز به سمت عراق، حرکت با ون به سمت کاظمین، پیاده روی تا رسیدن به حسینیه مؤمن علی... خلاصه حدود مغرب بود که تازه رسیدیم و همه خسته توی یک اتاق حدود ۱۵ متری جاگیر شدیم!
حاج آقا مصلح که نسل اندر نسل از پدربزرگش این حسینیه بهش رسیده بود، خیلی تحویل گرفت، اما اصرار پشت اصرار که حاج آقا باید بعد از نماز منبر برن...
هرچی گفتیم تازه از راه رسیدیم و حاج آقا خسته اند، فایده ای نداشت!
ولی جای شما خالی، مجلس اون شب، از اون مجلس های خاص شد... حاج آقا در جمع اون همه زائر خسته که منتظر بودند فقط نماز تموم بشه و استراحت کنند... از اون صبغه انقلابی خودشون ذره ای کوتاه نیومدند...
اتفاقا جالب اینجا بود که مردم همه میخکوب شده بودند و پلک نمی زدند! بعدشم خودشون یه سینه زنی مفصل را انداختند و... خلاصه مردم همه حال کرده بودند!
چند نفر هم بعد از منبر اومدند، تشکر پشت تشکر... خلاصه مجلس خاصی شد اون شب، ان شاءالله دوباره خدا توفیق بده سفر #اربعین، به اتفاق همه بچه های هیأت، همونجا مجلس بگیریم...
💥باما در #اربعین_نوشت همسفرباشید👇
@Arbaeen_Nevesht