eitaa logo
گالری تاوا | TAVA
108 دنبال‌کننده
561 عکس
81 ویدیو
0 فایل
«بـــه نــامــِ بی نیــاز عالـمــ آرا » انواع تابلوهای مینیمالی برای (جهیزیه،اتاق کودک در مدل های مذهبی،عاشقانه،کودکانه و..) و تابلوهای موزیکالی برای هدیه👌 فتوبوک های جذاب💯 👩‍💻 ADMIN: @ryhane_s23
مشاهده در ایتا
دانلود
🌺 سلام صبح‌بخیر روزتون زیبا و باطراوت 🌻 آخر هفته تون بی نظیر 🌺 از خدا میخواهم 🌻 یه روز خوب 🌺 یه روز عالی 🌻 یه روز موفق 🌺 یه روز پربرکت 🌻 یه روز معنوی و 🌺 یه روز پراز بهترین ها 🌻 را پیش رو داشته باشید
"حکمت خداوند" می‌گويند: يكی از صحرانشينان، سگی و الاغی و خروسی داشت كه خروس، او را برای نماز صبح بيدار می‌كرد... سگ مراقب او بود و الاغ، بار او را می‌برد. شبی روباه، خروس او را برد و خورد، آن مرد گفت: شايد خير من در آن باشد...! روز ديگر گرگ آمد و الاغ او را گرفت و شكم الاغ را دريد... آن مرد گفت: شايد خير من در آن باشد.! روز ديگر سگ او مُرد... گفت: «لا حول و لا قوة الّا بالله»، شايد صلاح من در آن باشد.! اتفاقا جمعی از دشمنان، قصد قبيله او كردند. نزدیک به خانه‌های آنها آمده، انتظار فرصت می‌كشيدند... چون شب شد، سر آنها ريختند و اموال آنان را غارت كردند و مردان را به قتل رساندند، اما چون از خانه آن مَرد هيچ صدایی نمی‌آمد، او را نكشتند... کار خدا بی‌حکمت نیست
طرح کودک و مادر 👩‍👧‍👦
دو کَس ، رنج بیهوده بردند و سعی بی‌فایده کردند ! یکی آن که اندوخت و نخورد ، و دیگر آن که آموخت و ( عمل ) نکرد ...! 👤 سعدی ‍‌
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
-هنری_تاوا
وتـو.. بـانِگـاه‌سَبـززیبایَـت‌،جـوانہ‌هـاۍ تآزه‌روییـده‌ازقَلبَـم‌راباغبـانـۍمیڪُنۍ💚
📚 تنبیه غلام آورده اند که یکی از بازرگانان بغداد با غلام خود در کشتی نشسته و به عزم بصره در حرکت بودند. در همان کشتی بهلول و جمعی دیگر نیز بودند. غلام از تلاطم دریا وحشت داشت و مدام گریه وزاري می کرد. مسافران از گریه و زاري آن غلام به ستوه آمدند و از آن میان بهلول از صاحب غـلام خواسـت تـا اجازه دهد به طریقی آن غلام را ساکت نماید. بازرگان اجازه داد. بهلول فوري امر نمود تـا غـلام را بـه دریا انداختند و چون نزدیک به هلاکت رسـید او را بیـرون آوردنـد. غـلام از آن پـس در گوشـه اي از کشتی ساکت و آرام نشست. اهل کشتی از بهلول سوال نمودند در این عمل چه حکمت بود که غلام ساکت و آرام شد؟ بهلول گفت : این غلام قدر عافیت این کشتی را نمی دانست و چون به دریا افتاد فهمید که کـشتی جـاي امن و آرامی است. به قول سعدیِ جان: قدر عافیت کسی داند که به مصیبتی گرفتار آید
📚 🔹 روزی شاگردان نزد حکيم رفتند و پرسيدند: استاد، زيبايي انسان در چيست؟ استاد دو کاسه آورد و گفت: به اين دو کاسه نگاه کنيد 👇 اولی از درست شده و درونش زهر است و دومي کاسه اي است و درونش آب گواراست، شما کدام را مي خوريد؟ 🔹 شاگردان جواب دادند: کاسه گلی را. حکيم گفت: آدمی هم همچون اين کاسه است، آنچه که آدمی را زيبا می کند، درونش و اخلاقش است. در کنار صورتمان بايد سيرتمان را زيبا کنيم. شب خوش✨