فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
هیچ میدونستید بعضی از قطعات خودرو همین که فرصت پیدا کنند فرار میکنند؟ 😁
🔴کانال گام دوم انقلاب ✌
🔴https://eitaa.com/joinchat/3861577738C3c3b839fff
واکنش #شهزالو_فرح_پهلوی
🔴کانال گام دوم انقلاب ✌
🔴https://eitaa.com/joinchat/3861577738C3c3b839fff
7.45M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
این بابا نه آخونده نه پاسدار.ِ نه بسیجی
بلکه از مخالفان جمهوری اسلامیه.
ببینند چی میگه و خجالت بکشند اگر انسانند.
[ شرم و ننگ بر همه اونها که از برد انگلیس در مقابل ایران خوشحال شدند؛
ننگ بر همه اونها که در زمینِ عامل تجزیه ایران بازی میکنند و هنوز نمیدونن زیر چه خفت و خواری دارند دست و پا میزنند .
بعنوان یک ایرانی از اینکه امثال اینها رو هموطن بدونم حالت تهوع دارم .]
🔴کانال گام دوم انقلاب ✌
🔴https://eitaa.com/joinchat/3861577738C3c3b839fff
🌿 غم روزی مخور، بر هم مزن اوراق دفتر را...
🔴کانال گام دوم انقلاب ✌
🔴https://eitaa.com/joinchat/3861577738C3c3b839fff
8.57M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
باز هم فرانسه 🇫🇷
باز هم معنای «زن، زندگی، آزادی» در غرب!
#تمدن_نکبت
#توحش_جدید
………………………………………
#آواز_دُهُل
/غرب و شرق شناسی مصداقی 🏁
🔴کانال گام دوم انقلاب ✌
🔴https://eitaa.com/joinchat/3861577738C3c3b839fff
🌿🌿🌿
قاصدک!
شعر مرا از بر کن
برو آن گوشه باغ
سمت آن نرگس مست
و بخوان در گوشت
و بگو باور کن
یک نفر یاد تو را
دمی از دل نبرد
«سهرابسپهری»
🔴کانال گام دوم انقلاب ✌
🔴https://eitaa.com/joinchat/3861577738C3c3b839fff
9.88M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
چرا هیشکی اینا رو دوست نداره؟!
یکی این بدبخت های بی ریشه رو تحویل بگیره!
🔴کانال گام دوم انقلاب ✌
🔴https://eitaa.com/joinchat/3861577738C3c3b839fff
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🫖 صبحانه ی ایرانی
🌳 نمای ایرانی
🎵 موسیقی ایرانی
💠 فرهنگ ایرانی
#ایرانَما
/نمایی از ایران زیبای ما 🇮🇷
🔴کانال گام دوم انقلاب ✌
🔴https://eitaa.com/joinchat/3861577738C3c3b839fff
گام دوم انقلاب
┄┅═🍃🌷🍃═┅┄ 📚 «چایت را مـن شیرین می کـنم» ⏪ بخش ۱۷: صدای تق تق پاشنه های چکمه ی ساق بلندش روی کفپ
┄┅═🍃🌷🍃═┅┄
📚 «چایت را مـن شیرین می کـنم»
⏪ بخش ۱۸:
... عاصم رسید، با یک سینی قهوه، در سکوتی سنگین، سه فنجانِ شکلاتی رنگ را روی میز چید؛ برای من، سوفی و خودش. کاش حرف های سوفی در مورد عاصم راست نباشد. بی حرف، روی صندلی سوم نشست. نگاه مهربانش را بی جواب رد کردم. سوفی نفسی عمیق کشید و ادامه داد:
- با یه گروه از دخترها به یه منطقه ی جدید تو سوریه رفتیم. تازه تصرفش کرده بودن. به همین خاطر قرار شد مراسم عروسی دو تا از سربازها رو همون جا برگزار کنن. می دونستم شب خوبی نداریم. چون اکثراً مست بودن و باید چند برابر شب های قبل خدمت می دادیم. مراسم شروع شد. رقص و پایکوبی و انواع غذاها. عروس و داماد، روی یه مبل دو نفره، درست روی خرابه های چراغونی شده ی یه خونه نشستن. عاقد خطبه رو خوند. اما عروس برای گفتن بله، یه شرط داشت و اون بریدن سر یه شیعه بود. خیلی ترسیدم. این زن، عروسِ مرگ بود. یه جوون بیست و یکی دو ساله رو آوردن. جلوی پای عروس به زانو درآوردنش و خواستن که به علی توهین کنه. اما خیلی کله شق و مغرور بود. با صدای بلند داد زد:
«لبیک یا علی!»
خون همه به جوش اومد. اما من فقط لرزیدم. داماد بلند شد و چاقو رو گذاشت روی گردنش و سرش رو برید. همه کف زدن، کِل کشیدن و عروس با وقاحت، پا روی خونش گذاشت و بله رو گفت. نمی تونی حالم رو درک کنی. حس بدیه وقتی تو اوج وحشت، کسی رو نداشته باشی تا بهش پناه ببری و تو از ترس به خودت پناه ببری.
زیر لب با حالتی خصمانه نجوا کرد:
«دانیال عوضی!....لعنتی!»
بعد سرش را سمت عاصم چرخاند، عصبی و هیجان زده.
- وقتی داشتن سر اون پسر رو می بریدن خدات کجا بود؟ تو تیم داعش کف می زد و کِل می کشید، یا این جا رو به روت نشسته بود و چای می خورد؟ من که فکر می کنم خودش سر اون بدبخت رو برید.
صدای ساییده شدن دندان های عاصم را روی یک دیگر می شنیدم. از زیر میز، دست مشت شده روی زانویش را فشردم. صوفی نباید می رفت. خواهش انگشتانم را خواند و نگاهم کرد. نفسش عمیق شد و پلک هایش را با چانه ای منقبض شده از فرط خشم و سکوت بست. سوفی باید می ماند و عاصم این را می دانست، پس سکوت کرد. پیروزی پر شکست سوفی، گردنش را سمت من چرخاند.
- شب وحشتناکی بود. جهنم واقعی رو تجربه کردیم. من و بقیه ی دخترا. صدای فریاد و درگیری مردها سر نوبتشون واسه هرزگی، از پشت در اتاق ها شنیده می شد. نمی فهمی چه حس کثیفیه وقتی با رفتن هر مرد، منتظر بعدی باشی. منِ دانشجوی پزشکی، حالا به لطف شوهر بی غیرتم، یک فاحشه ی هر جایی شده بودم. بین مشتری های اون شبم یکیشون آشناترین نامرد زندگیم بود... برادر تو؛ دانیال!
آهش را آن قدر عمیق کشید که تنم سوخت. مات لب هایش ماندم. انگار دنیا خاموش شد و جهنم به لحنش هجوم آورد.
- چیه؟ چرا خشکت زده؟! تو فقط داری می شنوی. اون هم از مردی به اسم برادر؛ اما من تجربه کردم، از وجودی به نام شوهر. یه زن هیچ وقت نمی تونه برادر، پدر یا هر فرد دیگه ای رو مثل شوهرش دوست داشته باشه. منظورم مقدار علاقه، یا کم و زیادش نیست. نوع احساس فرق داره؛ رنگ و شکلش، طعمش؛ تفاوتش از زمینه تا آسمون. بذار این جوری بهت بگم، اگه یه سارق بهت حمله کنه و دارایی تو بدزده، واسه مجازات و محاکمه، سراغ نونوا نمی ری. مسلماً یه راست می ری پیش پلیس، چون همه جوره بهش اعتماد داری و میدونی که فقط اون میتونه و واسه برگردوندن اموالت و مجازات دزدها، هر کاری از دستش بر می آد انجام می ده. حالا فکر کن بری سراغ پلیس و اون به جای کمک، تو رو دو دستی بسپاره دست همون سارق و ته مونده ی داراییت رو هم به زور ازت بگیره. اون وقت چه حالی داری؟... دوست دارم بشنوم.
بی جواب فقط نگاهش کردم. لبش کمی کش آمد و عصبی ادامه داد:
- حق داری. جوابی واسه گفتن، وجود نداره چون اصلاً نمی توانی تصورش رو بکنی. حالم توی اون روزها و شب ها که فهمیدم چه بلایی داره سرم می آد و تموم بدبختی هام هدیه ی بزرگ ترین معتمد زندگیم یعنی شوهرمه، همین بود.
تنفرانگیزه وقتی شوهرت چوب حراج به تمام زنانگی هات بزنه... دانیال خیلی راحت از من گذشت و وجودم رو با هم کیش هاش شریک شد؛ اون هم منی که از تمام خانواده م واسه داشتنش گذشتم.
با سکوتی سنگین چند ضربه ی کوچک به تن فنجانش زد... و کمی آرام شد.
- بگذریم. اون شب مثل بقیه ی هم کیش های نجسش اومد سراغم؛ مست و گیج. توی شوک بودم. گفتم لابد ازم خجالت می کشه یا حداقل یه معذرت خواهی کوچک ازم می کنه. اما نه! اولش که اصلاً نشناخت. بعد از چند دقیقه که خوب نگاهم کرد. یهو انگار چیزی یادش اومد، با صدای کش داری گفت:
«تا آخر عمرت مدیون منی، بهشت رو برات خریدم.»
⏪ ادامه دارد ...
.................................
🌳 #بوستان_داستان
🔴کانال گام دوم انقلاب ✌
🔴https://eitaa.com/joinchat/3861577738C3c3b839fff
🔻قبل از شروع دور سوم بازیهای گروهی، #کانادا از #جام_جهانی حذف شد!
کشوری که بازی دوستانه با ایران را لغو کرد و درکمپین حذف ایران از جام جهانی قرار گرفت.
جاستین ترودو و حامداسماعیلیون بعلاوه سلیطهخانوم و شعبان بی مخ های دورواطرافِ سلیطه خانوم!
همه باهم حذف شدند، چه ایران از گروه بالا بیاید و چه نیاید!
چقدر عبرتها زیاد هست و چقدر عبرت گیرندگان کم!
ما اَکثَرَ العِبَر و اَقَلَّ الاِاعتبار...
پ ن۱: نگاه نکنید که امروز مشغول بازی دیگری هستند و به روی خودشان نمیآورند، آنها میخواهند حواس مارا پرت کنند، وگرنه تا فیهاخالدونشان آتش است و سوزش😊
پ ن۲: چطوری سلیطهخانوم؟!
✍️ حسن کردمیهن
🔴کانال گام دوم انقلاب ✌
🔴https://eitaa.com/joinchat/3861577738C3c3b839fff