واییییی بچه ها امروز سر رتبه یکی از دوستاممم داشتم گریه میکردممم...سه رقمییی شده بوود !
یادمه پارسال بهش گفتم من خواب دیدمم تو سه رقمییی میشییی و شددد بچم خیلی تلاش کرد حقش همین بود واقعا:))))✨😭🛐
عمیقا دلم میخواد برگردم به چند سال قبلم و اون خاطرات رو دوباره تکرارشون کنم حتی به قیمت اینکه نصف عمرمو بدم به باد .
امشب شروع کردم به نوشتن...
و انقدددر که ننوشته بودم و احساساتم رو هم دیگه تلنبار شده بودن منفجر شدم از اشک.
دفترم و باز میکنم و خودکار و بر میدارم و تلاش میکنم هر چیزی که به ذهنم میاد هر چیزی که تو این مدت بهم گذشته رو بنویسم .
خاطرات خوب و بدم، چیزایی که تو این مدت بابتش خیلیی اذیت شدم سختی هایی که کشیدم همه رو روی کاغذ میارم .
میدونی ،تفاوت دفتر خاطرات من با بقیه اینه که مخاطب همهی حرفام تویی ...
یعنی اگه یکی اذیتم کرده باشه میام و راجبش برای تو مینویسم اگه از چیزی خیلیی خوشحال بشم یا اصلا اگه دلتنگت بشم میام و همرو اونجا مینویسم .
خیلی وقت ها وسط نوشتن اشک ریختم ،برگه های دفترم نم دار میشن و جوهر نوشته هام روی کاغذ پخش میشن ، اون موقع دیگه حتی خوندنشون برای خودمم سخت میشه چه برسه برای تو...
حس میکنم اگر دفتر خاطراتم رو یکی باز کنه و شروع کنه به خوندنش با خودش میگه این دختر داره با کی حرف میزنه؟ با کی انقدر قشنگ درد و دل میکنه؟...
هیشکی خبر نداره تویی در من وجود داره که محرم رازمه ،که پناه روزای سختیمه...
حتی هیشکی خبر نداره که قراره بعد از اینکه عمرم تموم شد و رفتم به دیار باقی این دفتر برسه به دستت و اگر یک روزی حوصلت کشید، بشینی و شروع کنی به خوندنش...
انگار که یجور وصیت نامه است...
وصیت نامه ای بلند بالا که یادگار خاطرات و روزگار جوانی و نوجوانیم بود ...
میبینی چقدر مطمعن صحبت میکنم؟انگار که خودمم میدونم بعد از تو منی وجود نداره و حرف اگه حرف رفتن باشه من قراره زودتر رفتنی بشم...
در این موضوع شکی نیست تنها تنها که نمیشه !
یا من میرم یا اگه قرار به رفتن بود باهم دیگه...
اصلا هم بحث جدیدی نیست یادت نیست وقتی میلت نمیکشید به غذا منم هیچی نمیخوردم؟وقتی حالت خوب نبود منم حالم بد میشد؟
وقتی غم داشتی منم غم رو دلم سنگینی میکرد؟
وقتی مضطرب بودی و دلهره داشتی منم همین حس بهم دست میداد؟
من هیچ وقت تنهات نمیزارم...
حتی اگه بشم یه ستاره تو آسمون شب ،کلی حواسم بهت هست و شب به شب بهت چشمک میزنم!
به شرطی که تو هم قول بدی شبا به یادم باشی و آسمون رو یه نگاهی بندازی...
دوست دار تو ...
نامه ای از طرف دختر کوچولوی قلبم.
نوشته ای از اعماق وجود خود :)
ا.ن جانان🌱
جانان :)
دفترم و باز میکنم و خودکار و بر میدارم و تلاش میکنم هر چیزی که به ذهنم میاد هر چیزی که تو این مدت به
یه نامه رندوم برای یک شخصیت خیالی رندوم✨
خودم خیلیی دوسش دارم چون بعد از مدت هاا تونستم بنویسم و حالم خوب شد بعد نوشتنش:)
شمام اگه خوندین خوشحال میشم بهم بگین که چطور بود دوسش داشتین؟
https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_1iih9j3&btn=جانان