🖤#امام سجاد علیه السلام
❄️ مومن پنج نشانه دارد؛
🔹 پرهیزکاری در خلوت
🔹 صدقه در هنگام نداری
🔹صبر در هنگام مصیبت
🔹بردباری هنگام غضب
🔹و راستگویی در زمان ترس..
📚بحارالانوار جلد64 صفحه293
4.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎙آیت الله العظمی جوادی آملی:
«چرا ما برای حسین بن علی علیهما السلام گریه میکنیم؟ بالاخره محبوب ماست دیگر، اگر یک نماز صبح قضا بشود همانجور اگر گریه کردیم معلوم میشود[نماز] دوستمان است...»
🔴 لعن بر بنی امیّة، یکی از تعقیبات نمازهای پنج گانه
▪️عَنْ جَابِرٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السلام قَالَ: إِذَا انْحَرَفْتَ عَنْ صَلَاةٍ مَكْتُوبَةٍ، فَلَا تَنْحَرِفْ إِلَّا بِانْصِرَافِ لَعْنِ بَنِي أُمَيَّةَ.
🔸حضرتامام باقر سلام الله علیه فرمودند: هر گاه نماز واجب را تمام کردى، جز بعد از لعن بر بنى امیه، از جاى خود حرکت نکن.
📚تهذيب الأحكام، جلد۲، صفحه۱۰۹
🏴 غش کردن مختار با دیدن سر مطهر سیدالشهداء علیهالسلام و حال و وضع أسرای آل الله در مجلس ابن زیاد لعین
در نقلها آمده است:
مختار در زندان ابن زیاد بود، ابن زیاد دستور داد تا کشان کشان مختار را از زندان به مجلس او بیاورند (تا هَم دل مختار را بسوزاند و هم ترس و وحشتی در دل او و مخالفان ایجاد کند).
مختار را به آن مجلس آوردند، وقتی که نگاهش به سر مقدس امام حسین علیهالسلام افتاد و اهل بیت آن حضرت را با آن وضع دلخراش در مجلس نامحرمان دید، به قدری ناراحت شد که شوکزده شد و غش کرد.
وقتی که به هوش آمد، به ابن زیاد گفت: «ای حرامزاده! بزودی دمار از روزگار شما در میآورم و سیصد هزار از بنی امیه را خواهم کشت».
ابن زیاد به قتل مختار فرمان داد، مشاوران او که در مجلس حاضر بودند، صلاح ندانستند و گفتند: با قتل مختار فتنه عظیمی رخ میدهد، سرانجام مختار را به زندان باز گرداندند. (به نقل مرحوم مقرم، ابن زیاد با تازیانه بر چشم مختار زد و او را به زندان روانه ساخت)
📚تذکرة الشهداء ص ۴۰۴
📚مقتل الحسین علیهالسلام، مقرم، ص۴۱۱
📚سوگنامه آل محمد صلیاللهعلیهوآله، اشتهاردی، ص۴۲۹
3.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔰 تفاوت کلیدی رفتار با دختر در کودکی و نوجوانی!
🔻 در دخترهای زیر سن بلوغ، گفتن خصوصیات ظاهری نه تنها ایرادی ندارد، بلکه واجب است.
مثلاً چقدر موهایت قشنگت است، چقدر رنگ پوستت را دوست دارم، چقدر دوست داشتنی هستی و ... .
یعنی زیبا بودن او را طرح کنید
🔴 اما بعد از سن بلوغ خصوصیات ظاهری را نباید گفت و باید خصوصیات باطنی را طرح کرد.
مثلاً چقدر مهربانی، چقدر با حیایی، چقدر مومنی، چقدر اخلاقت را دوست دارم و ... .
💥 قبل از سن بلوغ نیازهای جسمی باید تامین شود، اما بعد از سن بلوغ توجه به آنها آسیب دارد و اگر دختر نوجوان، به درونیات خود متوجه نشود به دنبال جلوهگری خواهد رفت.
یعنی کم کم باید متوجه شود، درست است که چشمان قشنگی دارد، اما وقتی مهربان نیست، به دردی نمیخورد یا درست است که پوست قشنگی دارد اما وقتی اخلاق بدی دارد آن زیبایی هم به چشم نمیآید.
☑️ با نزدیک شدن به سن بلوغ کم کم از صورت به سیرت باید برسیم.
حضرت رسول (ص) هم در دوران کودکی حضرت زهرا (س)، ایشان را با عباراتی مانند حمیرایی یعنی خوشگلم صدا میکرند اما وقتی بزرگتر شده بودند، عباراتی چون ام ابیها را به کار میبردند.
@ganjma
5.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
😔 کجایی سید دلها ...
😞ای کاش یکی ام بیاد
مارو ببره پیش سید🥺
10.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
چند روز پیش یه دختر چادری رو دیدم که اومده بود آرایشگاه تا لاین ناخن اجاره کنه و اصلا نمیدونست درآمد از راه کاشت ناخن حرامه...
❌«تو با کاشت ناخن فقط یکبار گناه نمیکنی
@ganjma
10.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🏴🕊
دو خط روضه با آقامون...
صلیاللهعلیکیااباعبدالله✋🏻😭
@ganjma
8.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
قابل توجه خانمهایی که به بهانه هایی چادرنمی پوشند ...😭😭😭😭 🍃اللهم عجل لولیک الفرج 🍃
@ganjma
🔴 به این میگن مذاکره کننده!
✅ براى امير المومنين عليه السلام نامه اى از معاويه رسيد.
✍ حضرت مهر نامه را شكست و قرائت كرد :
🔥 " از طرف امير المومنين و خليفة المسلمين ، معاويه بن ابى سفيان براى على!
☘ اى على ! در جنگ جمل هر چه خواستى با ام المومنين عايشه و اصحاب رسول خدا طلحه و زبير كردى، اكنون مهياى جنگ باش!
🌹 حضرت جواب نامه را اينگونه نوشت :
از طرف عبدالله، تو به رياست مى نازى و من به بندگى خداوند، من آماده جنگ هستم.
به همان نشان كه " انا قاتل جدك و عمك و خالك : من همان قاتل پدربزرگ و عمو و دايى تو هستم "
🔶 سپس نامه را مهر و امضاء فرمود و از شاگردانش كه در محضرش بودند ، پرسيد : كيست كه اين نامه را به شام ببرد ؟
كسى جواب نداد.
✅ دوباره حضرت سوالش را تكرار فرمود و اين بار طرماح از ميان جمعيت برخاست و عرض كرد : على جان ! من حاضرم .
☘ حضرت ضمن اينكه او را از متن تند نامه آگاه كرد ، فرمود : طرماح !
به شام كه رفتى مواظب آبروى على باش...
🌹طرماح گفت : سمعاً و طاعةً ... آنگاه نامه را گرفت و بسوى شام حركت كرد
🍂 معاويه در باغ قصرش بود كه عمرو عاص خبر رسيدن يكى از شاگردان على را به او رساند.
🔥 معاويه فورا دستور داد كه بساطى رنگين پهن كنند تا شكوه آن طرماح را تحت تاثير قرار بدهد و او را به لكنت بيندازد .
🌿 طرماح وقتى وارد شد و آن فرشهاى رنگين و بساط مفصل را ديد ، بى اعتناء با همان كفشهاى خاك آلوده اش قدمها را بر فرشها گذاشت!
🌱 سپس خود را به معاويه رساند و همانطور كه او بر مسندش لميده بود ، طرماح نيز لم داد و پاهايش را دراز كرد!
🌑 اطرافيان معاويه به طرماح اعتراض كردند كه پاهايت را جمع كن!
اما او گفت : تا آن مردك ( معاويه ) پاهايش را جمع نكند ، من هم پاهايم را جمع نخواهم كرد!
⚡عمرو عاص به معاويه در گوشى گفت : اين مردى بيابانيست و كافيست كه تو سر كيسه ات را كمى شل كنى تا او رام بشود و لحنش را هم عوض كند.
🔥 معاويه ضمن اينكه دستور داد تا سى هزار درهم پيش طرماح بگذارند ، از او پرسيد : از نزد كه به خدمت كه آمده اى ؟
🍀 طرماح گفت : از طرف خليفه برحق ، اسدالله ، عين الله ، اذن الله ، وجه الله ، امير المومنين على بن ابيطالب نامه اى دارم براى امير زنازاده فاسق فاجر ظالم خائن ، معاوية بن ابى سفيان!
⛔ معاويه ناراحت از اينكه سى هزار درهم نيز نتوانسته است كه اين شاگرد على عليه السلام را ساكت كند ، گفت : نامه را بده ببينم!
🍀 طرماح گفت : روى پاهايت مى ايستى ، دو دستت را دراز ميكنى تا من نامه على عليه السلام را ببوسم و به تو بدهم.
🔥 معاويه گفت : نامه را به عمرو عاص بده
🍀 طرماح گفت : اميرى كه ظالم است ، وزيرش هم خائن است و من نامه را به خائنى چون او نميدهم.
🔥 معاويه گفت : نامه را به يزيد بده
🍀طرماح گفت : ما دل خوشى از شيطان نداريم چه رسد به بچه اش!
بالاخره معاويه طبق خواسته طرماح عمل کرد و نامه را گرفت و خواند.
⚡ بعد هم با ناراحتى تمام كاتبانش را احضار كرد تا جواب نامه را اينگونه بنويسد :
على ! عده لشكريان من به عدد ستارگان آسمان است، مهياى نبرد باش "
🍀 طرماح برخاست و گفت : من خودم جواب نامه ات را مى دهم:
على عليه السلام خود به تنهايى خورشيديست كه ستارگان تو در برابرش نورى نخواهند داشت.
🌼 سپس خواست برود كه معاويه گفت " طرماح ! سى هزار درهمت را بردار و سپس برو "
🌹 اما طرماح بى اعتناء به حرف معاويه و بدون خداحافظى راه كوفه را در پيش گرفت.
🔥 معاويه رو به عمرو عاص كرد و گفت : حاضرم تمام ثروتم را بدهم تا يكى از شما به اندازه يكساعتى كه اين مرد از على طرفدارى كرد ، از من طرفدارى كند!
🔥 عمرو عاص گفت : بخدا اگر على به شام بيايد ، من كه عمرو عاصم نمازم را پشت سر او ميخوانم اما غذايم را سر سفره تو ميخورم!!
@ganjma
3.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🛑🎥 ابتکار معلم الجزایری در آموزش قرآن
🔹ویدئویی از ابتکار بانوی معلم قرآن در شهر بلیده الجزایر به منظور تعلیم قرآن به شاگردان خود، با استقبال گسترده کاربران در شبکههای اجتماعی مواجه شده است.