نیویورکتایمز
زهران ممدانی برای شهرداری نیویورک انتخاب شد
@geraliit روزنامه نگاری جدید
چگونه میشود زهران کوامه ممدانی جوانی از نیویورک، زادهی اوگاندا، رشدیافتهی آفریقای جنوبی، و بزرگشده در محلهی آستوریا، به یکی از صداهای پرطنین عدالتخواهی در سیاست آمریکا و شهردار نیویورک بدل شود؟ چه نیرویی او را به سمت سیاستی سوسیالیستی، دفاع بیامان از مستأجران، حمایت از مهاجران، و مبارزه با سرمایهداری جهانی سوق داده است؟ پاسخ این پرسشها نه فقط در زندگی سیاسی او، بلکه در ریشههای خانوادگیاش نهفته است.
پدرش:محمود ممدانی: از گجرات بریتانیا تا متفکری جهانی
محمود ممدانی در سال ۱۹۴۶ در خانوادهای مسلمان و گجراتی در هند تخت استعمار بریتانیا متولد شد. خانوادهاش در دوران استعمار بریتانیا به اوگاندامهاجرت کردند و همچون بسیاری از مسلمانان هندی، در شرق آفریقا به بازرگانی و حرفههای آزاد روی آوردند. محمود در دوران استعمار در اوگاندا بزرگ شد و نابرابریهای نژادیای را که استعمار بریتانیا بنیان نهاده بود، از نزدیک لمس کرد، تجربهای که هستهی اصلی اندیشهی سیاسی او را شکل داد.
در سال ۱۹۷۲، اخراج آسیاییها از اوگاندا به دستور عیدی امین، او را ناچار به تبعید کرد. او در آمریکا ادامه تحصیل داد و در دانشگاه هاروارد به درجهی دکتری رسید. از آنجا، زندگی دانشگاهیاش شکوفا شد. آثار او مانند شهروند و تبعه (Citizen and Subject) و وقتی قربانیان قاتل میشوند (When Victims Become Killers) از مهمترین کتابها در تحلیل استعمار، قومیت، و خشونت سیاسی در آفریقا هستند.
ممدانی در دانشگاه کلمبیا نیویورک استاد مردمشناسی و علوم سیاسی شد. آثار او تأکید دارند که استعمار تنها یک حادثه تاریخی نیست، بلکه ساختاری سیاسی است که تا امروز در دولتهای پسااستعماری ادامه یافته است. بیتردید، این نگاه به ساختار قدرت و میراث تاریخی در سیاستورزی پسرش، زهران، نیز بازتاب یافته است.
مادرش: میرا نایر: دوربینی در حاشیهها
در کنار این دنیای نظری و انتقادی محمود، میرا نایر، مادر زهران، جهان را از دریچهی سینما روایت کرد. او در هند زاده شد، در دانشگاه دهلی و سپس هاروارد تحصیل کرد و به یکی از برجستهترین فیلمسازان مستقل آسیای جنوبی بدل شد. او همواره به سراغ داستانهایی رفت که کمتر دیده میشدند: کودکان خیابانی، مهاجران، زنان بیصدا، و خانوادههایی میان سنت و مدرنیته.
فیلم شاخص او، سلام بمبئی! (Salaam Bombay!)، در سال ۱۹۸۸، روایتی جسورانه و بیپرده از زندگی کودکان کار در خیابانهای بمبئی بود. این فیلم با استفاده از بازیگران غیرحرفهای و کودکان واقعی خیابانی ساخته شد، و بدون سانتیمانتالیسم، تصویری انسانی و واقعی ارائه داد. فیلم در جشنواره کن جایزهی دوربین طلایی (Caméra d'Or) را برد و نامزد اسکار بهترین فیلم خارجی شد.
اما نایر به سینما بسنده نکرد. با درآمد حاصل از فیلم، مؤسسهی «سلام بالاک» را تأسیس کرد که هنوز هم در هند به حمایت از کودکان خیابانی میپردازد.
خانهی مامدانی-نایر تنها چندفرهنگی نبود، بلکه چندرشتهای هم بود: جایی که نظریهی پسااستعماری در کنار قصهگویی سینمایی قرار گرفت، جایی که میراث اسلامی گجراتی پدر با پیشینهی پنجابی هندو مادر درآمیخت، و جایی که آفریقا، هند، و آمریکا نه مفاهیمی دور، بلکه تجربههای زیسته بودند./حسین قتیب
🔴️صفحه نخست نیویورک پست در واکنش به پیروزی ممدانی
🔴 به نام مارکس، ممدانی سوسیالیست برنده رقابت شهرداری شد.
🔴 سیب قرمز ( یکی از القاب نیویورک سیب بزرگ است ) در تسخیر سوسیالیستها.
🔴 اون کلمه اول قرمز R هم برعکس نوشتن شبیه فونت روسی به نظر برسه
محمد مهدی بابایی
☑@geraliit
جلد مجله نیویورکر برای انتخاب زهران ممدانی به عنوان شهردار نیویورک
@geraliit
148 حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
✅ آمریکایی ها از هیچ کس مایوس نمیشن! روی همه برای نفوذ و جاسوسی کار میکنند...
بخشی از اسناد شنیده نشده لانه جاسوسی آمریکا در مورد ناصر میناچی، وزیر بازرگان
استاد ازغدی
@geraliit