قائمِثامِن❥
آقای امام رضا دقیقا همونجا که مداح میگه : بارون منو یاد ِتو میندازه ، پس بارونو خیلی دوستش دارم❤️🩹
من ابر بارونم واسه گریه سر روی زانوی تو میزارم...
🌧🌧
5.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
امام رضا دردودل دارمه:))🥲❤️🩹
#بابارضاجانم
قائمِثامِن❥
جاتون خالی رفقا تو بغل برفیِ بابایی🤍🤍🌨
نائب زیاره همه عزیزان...❤️
برف در بهشت از صحنهای مختلف🌨❄️#نقشبهشت
قائمِثامِن❥
دستش نمیرسد به ضریح شما ولی
بر گنبد تو بوسه زده دانههای برف🤍
#شاھخࢪاسان
هدایت شده از ALI BP
السلام علیک یا عالم آل محمد(ع)💛
#پارت_اول 🕗🔷شاید که فرار از انطاکیه او را به خواسته هایش نزدیک کند. شاید... در افکارش غرق بود که صدایش زدند. ـ زکریا... جناب زکریا... دورتر را پایید. یکی از نوجوانان دِیر، آنجا به دنبالش آمده بود. شـــاگردی کـــه از همـــان روزهـــای اول آمدنش به دیر، شـــیفتۀ رفتـــار زکریا بـــود و تنها کســـی که زکریـــا میـــان آدم های دیر بـــه او اطمینـــان پیدا کـــرده بود. زکریـــا علی رغم اطمینانی که به او داشـــت، پیش از آن کـــه او را ببیند، خودش را میان درختـــانِ کنـــارِ رود پنهـــان کرد تا بتواند از پشـــت ســـر به او نزدیک شـــود، مبـــادا جای امن او را بشناسد. زمان رفتن رسیده بود. قرارتان با فاصلۀ زیادی از قلعه و کنار رود اورونتوس بود. فکـــر کـــردی شـــاید ایـــن آخریـــن باری باشـــد کـــه ایـــن شـــهر، انطاکیـــه، و ایـــن دیر را می بینـــی. انطاکیه شـــهری بـــا قدمت بســـیار در غربی ترین قلمرو هـــارون، خلیفۀ عباســـی و دیر انطاکیـــه یکـــی از بزرگ تریـــن مراکز تربیـــت رومیان که ســـال ها بود بـــا دادن خراج به خلیفۀ مســـلمانان، علی رغم درآمـــدن از قلمرو حکومت رومیان و تصاحب آن توســـط قوای هـــارون، بر آیین مســـیحی باقـــی مانده بود.... #رمان_آبی_ها💙
من یه دونه برفم…
آروم آروم از آسمون افتادم که بیام تو حرمت. نه حرف خاصی دارم نه ادعا فقط دلم میخواست یه لحظه روی صحن تو بشینم و آب شم.
آقا،اگه من زود آب میشم به خاطر اینه که نزدیک توام همین.❄️🤍
#پناهقلبم