نمیدونم چی بگم ..
دقیقا نمیدونم الان میخوام چیکار کنم؟!
ولی امشب به دلم بود بیام حرم شب جمعه بود ی زیارت برم یکم با بابا درد دل کنم ...
نشد تا ۲ ساعت پیش کلا خواب بودم..
بیدار شدم گفتم سریع بیام پدرم کارم داشت به اتوبوس نمی رسیدم...
....
دلم شکست گفتم مگه نگفتی روسیاه ها رو راه میدی ؟!؟
چی شد پس 😔
گذشت و نمیدونم چرا پدرم کارشو لغو کرد..