این شرح هابرای این هستند تا پیشنهادی به شما بدم
اگر ایتایاری کندبه مرورپادکست هایی در چنل قرار میدم
تا شماهم استفاده کنید
برای این کار شوق فراوانی دارم امیدوارم شماهم مثل من از این کار لذت ببرین .
ندای ـ غَفَر
به این باورخواهی رسید که دیگر هیچ چیز تاکید میکنم هیچ چیزارزش این را ندارد که روند زندگیت را دگرگون کند و یا اندوه و ناآرامی را به جانت روا داند
آنقدر از عامل بیرونی که بسان ویروس های مختل کننده هستن دوری میکنی تا در برابر آن ها از آسایش درونی خود محافظت کنی
حتی شده قیمت گزافی بپردازی تا مطمئن بشویی دیگر توان ویران کردنت را ندارند.
«فاصله معادله آسایش »
ندای ـ غَفَر
جنگلی بودیم
شاخه در شاخه همه آغوش
ریشه در ریشه همه پیوند
وینک انبوه درختانی تنهاییم!
به کجا آیا خواهیم رسید آخر
و چه خواهد آمد بر سر ما
با این دلهای پراکنده
بنشینیم و بیندیشیم ..
چه میشودکرد؟
مگر میشود دنیا را پاره کرد و از تویش خوشبختی درآورد، همین است که هست!
هیچگاه فکرنمیکردم
روزی برسدکه حوصله برداشتن
یک قدم را برایت نداشته باشم
برای تو، که تمام ذوق من بودی .
ندای ـ غَفَر
«غَفَر»
«فاطِمَةُ عَلِی»
تلنگری به دلتنگی خفته ما زد خداوند
بغض واشک من گر ز بهرعشق علی بود
خوشا مرا اندوه فاصله ها و اشتیاق وصال
ندای ـ غَفَر
«غَفَر»
«فاطِمَةُ عَلِی»
قد و بالای علی از چشم زهرا دیدنی ست،
وای! وقتی می رسد دریا به دریا دیدنی ست.
ذره ذره آدم را میکشید
ولی شرم کنید دیگر از مرده نخواهید
از جا برخیزد و برایتان کف بزند و بگوید چیزی نشده فدای سرتان وهمانی که بوده بشودبا آدم آهنی که ساختید بقیه زندگی را هم بگذرانید حداقل خوبی که میتوانید بکنید این است که شاکی نباشید.
ندای ـ غَفَر