eitaa logo
قلم نجیب
104 دنبال‌کننده
485 عکس
197 ویدیو
5 فایل
دل‌نوشته، تحلیل، تبیین از نگاه یک بانو در جنگ نرم. ارتباط با مدیر کانال https://eitaa.com/ZeinabNajib
مشاهده در ایتا
دانلود
انتشار یادداشت "آمریکای منزوی در نظم جدید جهانی" در هفته‌نامه‌ی ۹ دی
آمریکای منزوی در نظم جدید جهانی [1]. سال‌ها پیش، بوشِ پدر، رئیس‌جمهور اسبق آمریکا اذعان داشت؛ امروز دنیای نظم نوین جهانی، نظم تک‌قطبی آمریکاست یعنی؛ آمریکا در رأس دنیا قرار دارد و از این‌ پس سبک‌زندگی، ارزش‌ها و فرهنگ آمریکایی بر دنیا حاکم خواهد شد. از این سخن تنها بیست‌وچند سال است که می‌گذرد اما دنیای نظم نوین جهانی، دیگر نه‌تنها نظم تک‌قطبی آمریکا نیست بلکه ما شاهد آنیم که آمریکا روزبه‌روز ضعیف‌تر شده و در سیاست‌های داخلی و خارجی و اقتصاد و امنیت با مشکلات بسیاری دست‌وپنجه نرم می‌کند این در حالی است که توانایی مواجهه با بسیاری از این مشکلات را ندارد. از طرفی باید توجه داشت قدرت همیشه به معنای اقتدار نیست و اگر آمریکا هنوز در برخی ابعاد مانند تولید ناخالص داخلی بالاترین رتبه را در دنیا دارد و در نظر بعضی قدرتمند است می‌تواند دقیقا در همان نقطه بدون اقتدار باشد و بنابراین نتواند به همان میزان ایفای مدیریت و سلطه نماید. [2]. در این میان افرادی اغلب تحت تأثیر امپراتوری‌های رسانه‌ای که در چنگ آمریکا و هم‌پیمانانش است تصوری غیرواقعی از توانایی‌های آمریکا و برخی دیگر از قدرت‌های جهانی دارند و آمریکا را هم‌چنان ابرقدرت دانسته و در برابر بسیاری از این نظرات موضع‌گیری می‌کنند. درصورتی‌که واقعیت‌ها را نباید در بستر فضای مجازی دورافتاده از حقیقت جستجو کرد که این فضا به‌طورقطع در سیطره‌ی آن‌هاست و بنابراین چه در وصف توانایی‌های خود و چه در وصف ناتوانی جبهه مقابل بزرگنمایی می‌کنند. شاید اگر بتوان واقعیتِ ضعف و افول آمریکا را از منابع و آمار رسمی و اذعان صاحب‌نظران برجسته‌ی سیاسی خود آن‌ها جویا شد و شنید برای بسیاری باورپذیرتر باشد. [3]. چامسکی، اندیشمند و نظریه‌پرداز مشهور آمریکایی نخستین نشانه‌های افول هژمونی آمریکا را در حالی اعلام کرد که بوش پسر در راستای معرفی «تروریسم سازمان‌یافته» به‌عنوان دشمن جدید آمریکا حمله به عراق و افغانستان را آغاز کرد. این تحلیل‌گر آمریکاییف بعد از آن، مقالات متعددی درباره افول آمریکا نوشت. او همچنین معتقد بود شاید آمریکا در چهره‌ی یک دموکراسی معرفی شود اما در حقیقت او به کشور سرمایه‌داران تبدیل‌شده که این خود نظام سوداگرایانه‌ی شرکت‌هایی است که خودکامگی و غیرپاسخگوبودن از خصلت‌های ذاتی آن‌هاست. این شرکت‌ها کنترل زیادی بر نظام اقتصادی سیاسی، فرهنگی و اجتماعی دارند که این خود به‌تنهایی عاقبت خوشی نخواهد داشت. [4]. تدگالن کارپنتر، استاد دانشگاه و عضو اندیشکده کاتو برای اولین بار از اصطلاحی به نام «افول موریانه‌ای» برای اشاره به زوال تدریجی قدرت آمریکا به دلیل برافروختن جنگ‌های متعدد و عقب افتادن از رقبایش اشاره کرد. این اصطلاح بعداً در مقاله‌ای توسط «کریستوفر لین»، استاد دانشگاه تگزاس مورداستفاده قرار گرفت. [5]. ترامپ در سال 2016 به‌عنوان نخستین سیاستمدار در سطح اول قدرت، به افول آمریکا اعتراف کرد و شعارش چنین بود: «آمریکا را دوباره باعظمت کنیم». به‌طورقطع رأی مردم به شخصی با این عقیده نوعی اعتراف دسته‌جمعی جامعه‌ی آمریکایی به افول آمریکاست. ادامه دارد... @ghalamenajib
[6]. یکی از زمینه‌های تحقیقات جیمز پتراس استاد و عضو هیئت‌علمی دانشگاه بیرمنگام، نقش لابی صهیونیسم در سیاست خارجی آمریکا است. او در کتاب خود به نام «صهیونیسم، نظامی‌گری و افول قدرت آمریکا» دقیقا همین سیاست‌های تحمیل‌شده را عامل و موجب زوال قدرت آمریکا می‌داند. [7]. دیوید رانی استاد دانشگاه ایلینوی دریکی از کتاب‌هایش به نام "بی‌نظمی جدید جهانی، افول قدرت آمریکا" به بحران ارزش‌ها در آمریکا و در سراسر تاریخ سرمایه‌داری اشاره دارد و معتقد است نظم نوین جهانیِ بوشِ پسر روی یک‌خانه پوشالی بناشده بود . آلفرد مک کوی، رابات پاتنیک و بسیاری از تحلیلگران دیگر نیز با تحلیل‌های اقتصادی خود نظام آمریکایی را در حال فروپاشی می‌دانند. [8]. در کنار تمام تحلیل‌های مطرح‌شده امروز ما نیز شاهد رئیس‌جمهوری در ایالات‌متحده‌ی آمریکا هستیم که با نمود یافتن مشکلات فیزیکی و سلامتی‌اش و از طرف دیگر اقدامات جنجالی او نظیر حواس‌پرتی‌ها و گاهی دست دادن به افراد خیالی که حاکی از زوال مغز اوست جلوه‌ای از سستی و پیری و زوال قدرت آمریکا را به نمایش می‌گذارد. [9]. از نمودهای عینی دیگرِ افول موقعیت آمریکا بنابر منابع خبری «us news» سرخوردگی شدید مردم این کشور از بحران‌های متعدد سیاسی، اجتماعی و اقتصادی آمریکا است. با وقوع شیوع ویروس کرونا و آغاز جنگ اوکراین و ایجاد تورم فزاینده در اقتصاد این نارضایتی‌ها نیز چهره‌ی جدید ترس به خود گرفته است. از طرفی چند برابر شدن میزان تیراندازی‌های دسته‌جمعی در آمریکا و کشته شدن غیرنظامیان و افزایش خشونت‌های مرتبط با نژادپرستی و تشدید قطبی‌گرایی سیاسی و اجتماعی بر طبل افول آمریکا می‌کوبد. [۱۰]. آنچه حائز اهمیت است باور به این سخنان و پذیرفتن سیر نزولی قدرت و اقتدار آمریکاست. هرچند سال‌هاست که رهبر معظم انقلاب بارها و بارها به این روند متذکر شده و موشکافانه به تبیین همه‌ی ابعاد آن پرداخته است و در آخرین دیدار خود نیز باز بر ذره‌ذره آب شدن آمریکا تأکید فرمودند. این‌یکی از وظایف ماست که با تبیین دقیق این زاویه از نظم نوین جهانی قدمی در روند صعودی آن به سمت تمدن نوین اسلامی برداریم. ✍زینب نجیب @ghalamenajib
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
انقلابیِ تاریخی [۱]. با پیروزی انقلاب اسلامی در بهمن۵۷ واژه‌ی انقلاب و انقلابی، به یکی از پرکاربردترین واژه‌های سیاسی ـ اجتماعی در جامعه تبدیل شد. اگر تا قبل از ۱۳۵۷، انقلاب بیشتر به معنای بر هم زننده‌ی اوضاع و اعتراض علیه نظم بود؛ با استقرار نظام جمهوری اسلامی، حاوی مفاهیم سازندگی و پیشرفت شد که روزبه‌روز بر غنای آن افزون گشت. انقلابی که با آرمان‌های اسلامی و ملّی گره‌خورده بود. چراکه هویت ایرانی، دارای سه بُعد تاریخی، اسلامی و انقلابی است به عبارتی دیگر، «مسلمانی ما، عمق تاریخی ما و انقلابی بودن ما، سه‌ عنصر اصلی است که هویت ملّت ما را تشکیل می‌دهد. این سه‌ را نباید ازنظر دور بداریم. اسلامی بودن ما یعنی ارزش‌ها و اصول اسلام، تشکیل‌دهنده‌ی هویت ما است. ریشه‌داریِ ما در تاریخ یعنی نیروهای انسانیِ ما در طول تاریخ، دارای افکار بلندی بوده‌اند -در بخش‌های مختلف: در فلسفه، در علم، در فنّاوری- و در طول تاریخ بحسب موقعیت زمانی، کارهای بزرگی را انجام داده‌اند و به بشریّت حرکت داده‌اند.»(۲۲ خرداد ۱۳۹۶، در دیدار مسئولان نظام) [۲]. هرجا تفکر و روحیه انقلابی دیده می‌شد، خلوص، پاک دستی، خدا و خلق را دیدن و خود را ندیدن، تخصص متعهدانه، میهن‌پرستی و... حاکم می‌شد. که تمامی این اوصاف نتیجه‌ی انقلابی است که ابتدا درون فردِ انقلابی ایجاد می‌شود، سپس قادر خواهد بود امتی را با خود همراه کند. از دگر سو، این مفهوم والا گاهی با شیطنت دشمن و گاهی با غفلت برخی در داخل در معرض تحریف قرار می‌گیرد. ازاین‌رو رهبر انقلاب در دوران‌های مختلف به بیان این مفهوم و تحلیل آن می‌پردازد تا در طول مسیر انقلاب موجبات بدفهمی و استحاله آن فراهم نشود. آیت‌الله‌خامنه‌ای، روحیه‌ انقلابی را «ترس نداشتن»، «عدم ملاحظه‌کاری و محافظه‌کاری»، «اقدام و عمل بعد از تشخیص»، «پیشرفت بدون توقف»، «پرهیز از کارهای تزئینی»، «گوش دادن به نقد عالمانه» و «استقبال از ناقد و نقاد» می‌دانند.(۱۱ اردیبهشت ۱۳۹۸، بیانات در دیدار معلمان و فرهنگیان) همچنین ایشان انقلابی‌گری را یک مشی «صحیح»، «عاقلانه»، «پرانگیزه»، «پر امید» و «شجاعانه» به سمت اهداف انسانی انقلاب تعریف می‌کنند. (۷ خرداد ۱۳۹۷، بیانات در دیدار جمعی از دانشجویان) و در عین حال تأکید دارند که «انقلابی بودن» بی‌هوا حرکت کردن و بی‌حساب حرکت کردن نیست بلکه حرکت انقلابی باید بنیانی باشد که برخاسته‌ی از اندیشه و حکمت است.( ۶ شهریور ۱۴۰۰، دیدار رئیس‌جمهور و اعضای هیئت دولت) ایشان معتقد است؛ فرد انقلابی «ساده‌زیست»، «مسئولیت‌پذیر»، «مردمی»، «دغدغه‌مند‌ حل مشکلات»، «دور از فساد»، «دارای روحیه‌ی صمیمی با همکاران»، «همیشه همراه با عموم مردم و در عین حال جدای از عوام‌زدگی» است. (۴ خرداد ۱۴۰۱، دیدار نمایندگان مجلس شورای اسلامی) [۳]. بدین ترتیب انقلابی و انقلابی‌گریِ اسلامی، وصفی است که اگر در یک شخص متبلور شود می‌تواند یک عالَم را بسازد و موجبات تحقق یک تمدن اصیل را ایجاد کند و حبّ او در قلب همه انسان‌های جویای حق و عدالت رسوخ نماید. بُعد انقلابی هویت ایرانی هر زمان که نیازمند بروز باشد مانند آفتابی درخشان ظهور می‌کند. زیرا سرشت ایرانیان نیز به گونه‌ای است که از همان زمان دین زرتشت، ملاک را حق و باطل قرار داد و همین خصلت بود که مبنای پذیرش دین اسلام توسط ایرانیان شد و در دوران معاصر در مقابله با استحاله هویتی خویش انقلاب کرد. قوم ایرانی با نبوغ خویش، اسلام را در چارچوب‌های قومی و ملی محصور نکرد و جنبه‌های جهانی آن را توّفق بخشید و این همان جنبه جهان‌شمولی دین اسلام است که امر تحقق آن بر دوش مسلمانان حقیقی و دلیرمردان ایرانی گذاشته شد که دارای چنین خصلت باشکوهی به نام انقلابی‌گری هستند و نمونه بارز آن سردار شهید حاج قاسم سلیمانی عزیز است. انسانی که خط قرمزش انقلاب و انقلابی‌گری بود و همه عمر خود را در جهت آرمان‌های انقلاب صرف کرد. [۴]. حال می‌توان به‌ راحتی ادعا کرد؛ مردان و زنان ایرانِ امروز، هویت اصیل خود را حفظ کرده‌اند، چراکه هم شاهد حضور افرادی همچون این شهید بزرگوار و یارانش هستیم و هم جامعه‌ی ایرانی با حضور خود در تشییع پیکر ایشان و برگزاری باشکوه سالروز شهادت ایشان در سال‌های بعد از آن، ثابت کردند؛ به آنچه او معتقد بود، معتقدند و آنچه را که او بدان عمل می‌کرد می‌پسندند و به آنچه او علاقه داشت، علاقه‌مندند. همان‌طور که رهبر معظم انقلاب فرمودند: «ملت ایران زیر تابوت شهید سلیمانی وحدت و هویت خود را نشان داد». ( ۱۹ دی ۱۴۰۰، بیانات در ارتباط تصویری با مردم قم) ادامه دارد... ✍زینب نجیب @ghalamenajib
آری، مگر می‌شود انسان پرچمی را برافرازد و باقدرت و صلابت زیر آن بایستد و در پای برافراشتن آن جان دهد اما هویتی، منطقی و باوری جدای از آن پرچم داشته باشد؟ سردار سلیمانی پرچم باورهای امت اسلام بود که بر دستان ایرانیان تشیع شد و همه ما در تشیع باشکوه او و زیر تابوتش هویت حقیقی خود را فریاد زدیم. [۵]. حال سؤال اینجاست، سخن، اعتقاد، عمل و علاقه‌ی او چه بود که برایشان سال‌ها دوید، تلاش کرد، جهاد کرد، نخوابید و در آخر خون پاکش را نیز هدیه کرد و ما امروز مدعی هستیم به تمامی آن‌ها نه‌تنها باور داریم بلکه می‌بالیم؟ برجسته ترین عمل او جهاد بود چه در عرصه‌ی خودسازی و چه در عرصه‌ی مبارزه با استکبار که به طور قطع دومی برگرفته از اولی است. رهبر معظم انقلاب می فرمایند:« اگر چنانچه در درون خودش در آن جهاد اکبر پیروز نشده بود، این جور نمی‌توانست جلوی دشمن برود».( ۱۳ دی ۱۳۹۸، بیانات در منزل شهید سلیمانی) بزرگترین دغدغه‌ی او دغدغه‌ی مظلومان و محرومان عالم بود. دغدغه‌ی دیگر، نجات زنان و کودکان بی‌پناه منطقه بود که اسیر و گرفتار انواع جنگ‌ها و آشوب‌های کشورشان بودند. زنانی که به هر بهانه در معرض شکنجه، تجاوز و تحقیر قرار داشتند. عزاداری سوزناک زنان ایزدی در سوگ شهادت سردار سلیمانی و ابومهدی المهندس نیز گواه همین علاقه است. دغدغه‌ی مردم و توجه به نیازهای مادی و معنوی آن‌ها از دیگر ابعاد شخصیتی اوست که در صحنه‌های مختلف جنگ و سیل و زلزله دیده می‌شد و از همه‌ی این‌ها مهم‌تر و بارزتر، ولایت‌مداری ایشان بود که در سرتاسر وصیت‌نامه‌ی او موج می‌زند. ایشان جمهوری اسلامی ایران را حرم می‌دانست و پاسداری از آن را در اولویت قرار می‌داد تا جایی که اذعان داشت؛ اگر خیمه جمهوری اسلامی آسیب ببیند، بیت‌الله‌الحرام و قرآن آسیب خواهد دید. اطاعت و پیروی از ولایت فقیه را اصل می‌دانست و بارها مخاطبان آن را با سوگند جلاله تشویق به حمایت از آن می‌کرد و تأکید داشت؛ حرمت ولایت فقیه را حرمت مقدسات بدانید. این‌ها تنها ذره‌ای از اعمال و باورها و علایق اوست که البته زیر سایه‌ی اخلاص و شجاعت و تدبیر او برجسته شد. آری، حاج قاسم سلیمانی این شهید گرانقدر، هویتی ریشه‌دار در تاریخ پهلوانان ایرانی و تفکر اسلامی و البته در تفکر انقلابی و انقلابی‌گری داشت که ما در کنار او حضور در مکتب سلیمانی را ثابت کردیم. حاج قاسم آینه‌ای بود که دشمن قصد داشت با قطعه‌قطعه کردنش نه‌فقط او را بلکه هویتش را نابود کند اما او نه‌تنها نابود نشد بلکه متکثر شد. او ارباًارباً شد تا در دست تک‌تک ایرانیان آینه‌ای باشد که با نظر در آن هویت اصلی خویش را مشاهده کنند. حال، او نه‌فقط در روح فرد -فرد ایرانیان بلکه در روح همه آزادی‌خواهان جهان حاضر است. او همه ملت بود و ملت همه او شد. شهادت او، زنده بودن انقلاب در کشور را به رخ همه ی دنیا کشید». (۱۸ دی ۱۳۹۸، دیدار مردم قم) دقیقاً به همین دلیل شهید سلیمانی برای دشمن خطرناک‌تر از سردار سلیمانی است. حال برماست که آنچنانکه شایسته‌ی اوست پیروش باشیم و گوش به نصایحش و همان‌گونه که انقلابی بود و زیست و به شهادت رسید ما نیز انقلابی باشیم و انقلابی بمانیم. ✍زینب نجیب @ghalamenajib
کاش دی ماه سیزدهم نداشت...🏴 @ghalamenajib
"پویش مردوارگی زنان غربی در سایه‌ی تمدن مردسالار غربی" 🔹زن، یک انسان است. 🔹انسان فطرتاً به دنبال پیشرفت، عدالت و هویت اصلی خویش است. 🔹پیشرفت، عدالت و تحقق هویت در گرو تحققِ تمدنی، اصیل است. 🔹بنابراین زن نیز به عنوان یک انسان به دنبال تمدن‌سازی است. 🔸اگر تمدن را انسانی، تعریف و عملیاتی کنیم؛ هم زن و هم مرد سهم دارند و این دو با حقوق و تکالیفی متقابل می‌توانند در نقش‌های تکاملی یکدیگر، تمدن‌ساز باشند. جالب‌تر اینجاست که در نگاه اسلام علاوه بر سهم مساوی زن و مرد در این عرصه، زن نیز چه در مقام الگوی کافران اعم از زن و مرد و چه در جایگاه الگوی مومنان اعم از زن و مرد، معرفی شده است و این یعنی وجود ویژگی‌های برجسته یک زن برای الگو شدن حال این الگو شدن می‌تواند همچون زن نوح و لوط برخلاف تمدن‌سازی باشد یا همچون مریم و آسیه در جهت. به هر دو سو شاخص‌ها یک زن هستند. 🔸اما اگر تمدن را به سبک مردسالارانه تعریف کرد و به همان شیوه تحقق بخشید؛ زنان جامعه احساس خلا می‌کنند، چراکه آن‌ها نیز فطرتاً به دنبال تمدن‌سازی و ایفای نقش در این زمینه هستند. 🔸از این رو، پویش مردوارگی زنان به جریان می‌افتد و زنان سعی می‌کنند برای شبیه شدن به مردها به‌طور مستمر از حقوق و تکالیف خود فاصله گرفته و برای خود حقوق و تکالیفی مردانه تعریف کنند و بدین‌گونه خود را به اسارت مرد در می‌آورند زیرا آنها زنانی هستند با ظرفیت‌ها و ظرافت‌های زنانه اما در لباس مردانه که قطعاً قادر نخواهند بود همچون مردان زندگی کنند و محکوم به شکست خواهند شد. 🔸بدین‌ترتیب جامعه پر می‌شود از مردانی که هر روز طمعشان به سوءاستفاده از جنس زن افزون شده و زنانی که از زنانگی خود تهی شده، به اسارت رفته‌اند، بدان‌ها اهانت شده و در یک کلام از انسانیت خود فاصله گرفته‌اند. این است تمدن پوشالی غرب حال چند سوال مطرح است: ۱. آیا نباید از نگاه غربی به مسئله‌ی جنسیتی به‌شدت پرهیز کرد؟ ۲. آیا راه نجات زن غربی و جلوگیری از گسترش چنین نگاهی به جوامع اسلامی پافشاری بر ترویج شایسته‌ی حقوق و تکالیف زن با زبانی نو و شیوه‌ی نو نیست؟ ۳. آیا جریان فمینیسم که خود زاییده‌ی جریان تمدن‌ساز مردسالار است و به امید باطلِ احیای ماهیت زن، اصالت زن را لگدکوب کرده‌است لبه‌ی دوم تیغ دشمنی با زنان نیست؟ ۴. آیا تکرار اندیشه‌ی غرب درباره‌ی زن، آن هم با گسترش فیلم‌ها و نمایش‌ها و انیمیشن‌هایی با این مضامین در کشورهای اسلامی نشان از تزریق این تفکر باطل و در نتیجه استحاله‌ی ماهیت زن اسلامی و شرقی ندارد؟ ✍زینب نجیب @ghalamenajib
بازسازی انقلابی قرارگاه ۱. «بازسازی انقلابی ساختار فرهنگی کشور» یعنی؛ ما به ترمیم، تعمیر و نوسازی «نرم‌افزاری» که افراد جامعه بر اساس آن، در زندگی فردی و اجتماعی خود عمل می‌کنند نیاز داریم؛ یعنی؛ اصلاح همان فضای حاکم بر ذهنیت آحاد جامعه که البته این بازسازی باید انقلابی صورت گیرد. ۲. وقتی سخن از ترمیم و تعمیر است یعنی؛ ما عمارتی داریم که پایه‌ها و ستون‌های آن پابرجاست؛ لیکن این بنا از زوایایی دچار آسیب شده است. حال سؤال این است؛ چرا این عمارتِ عظیمِ فرهنگ کشور، احتیاج به بازسازی دارد؟ رهبر معظم انقلاب می‌فرمایند: «خیلی از این خطاهایی که ما در بخش‌های مختلف انجام می‌دهیم، ناشی از فرهنگ حاکم بر ذهن ماست».(۶ شهریور ۱۴۰۰، بیانات در دیدار رئیس‌جمهور و اعضای هیئت دولت) بنابراین وقتی شاهد خطا و انحراف در سبک زندگی، آموزش و پژوهش، فرهنگ عمومی و ... هستیم باید بدانیم همگی ناشی از همان فرهنگی است که نیازمند بازسازی است. ۳. به عنوان مثال، امروز یکی از این خطاها همین اصرار افراد برای حضور در نرم‌افزارهای خارجی است. وقتی باوجود این‌ همه اخبار خلاف واقع، ترویج نفرت پراکنی، ترغیب خشونت و ناآرامی‌های اجتماعی، نقض حقوق کاربران، انتشار تصاویر غیراخلاقی، آموزش رفتارهای ناهنجار، جاسوسی اطلاعات کاربران و... بازهم عده‌ای به‌هزار بهانه به حضور در نرم‌افزارهای خارجی تأکیددارند جای بسی تفکر است که چطور خود را به چنین انتخابی متقاعد می‌کنند و گاهی حتی افتخار؟ آیا این رویکرد از یک انحراف فرهنگی نشأت نمی‌گیرد؟ محاسبه‌ای که در ذهنیت بسیاری، حضور در یک فضای جذاب بین‌المللی و ارتباط با دنیا به هر قیمت است و در ذهنیت عده‌ای دیگر، جهاد برای نجات دسته‌ی اول و رساندن سخنشان به دنیا. این انتخاب‌ها در کدام زخم ریشه دارد؟ حال‌آنکه هر دو خواسته یا ناخواسته اسیر تله‌ای شده‌اند که دشمن بی‌محابا کمر به بی‌هویت کردنشان بسته است. ۴. به‌واقع، چه نهادی شایسته‌تر است از شورای عالی انقلاب فرهنگی برای ارائه‌ی راهکاری جدی برای چنین چالشی؟ آیا تشخیص اشکالات و نواقص فرهنگ جامعه و تعیین راه‌حل‌های کلی رفع این نواقص و مراقبت صحیح از فرهنگ ملی، یکی از مسئولیت‌های این نهاد نیست؟ اهمیت این جایگاه تا جایی است که رهبر انقلاب آن را قرارگاه می‌نامد. به‌راستی از چه‌سوی رهبر معظم انقلاب، این شورا را قرارگاه می‌داند؟ مگر واژه‌ی قرارگاه در نهادهای نظامی به کار نمی‌رود؟ شاید توجه به سال‌ها جنگ نرم که امروز نیز با جنگ شناختی همراه شده و لشکرکشی و لشکرسازی رسانه‌ای، مخصوصاً در حوادث دو ماه اخیر برای هجوم به ملت ایران پاسخ روشنی به این سؤال باشد. بی‌‌تردید شورای عالی انقلاب فرهنگی به‌عنوان مغز متفکر ساختار فرهنگ کشور که ازلحاظ قانونی دارای اقتدار است باید بیش‌ازپیش به فکر و کار و برنامه‌ریزی همت گمارد و در این بازسازی به شیوه‌ای انقلابی عمل کند شیوه‌ای که بر پایه مبانی انقلاب، باهدف آرمان‌ها، بر پایه استقلال همه‌جانبه‌ی کشور و با در نظر گرفتن دشمن باشد و با مدیریتی راهبردی و نگاهی حکیمانه و معقولانه از همه فرصت‌ها و ظرفیت‌ها برای مهار تهدیدها و آسیب‌ها بهره برد و در این جنگ تمام‌عیار فرهنگی مواجهه‌ای هوشمندانه با معارضات مهاجمان و ستیزه‌گران داشته باشد. ۵. این نکته نیز حائز اهمیت است که مردم و تشکل‌های مردمی نقش اصلی را در بازسازی ایفا می‌کنند چراکه جمهوری اسلامی بر پایه مردم‌سالاری دینی است و معتقد است اگر قرار بر ایستادگی در برابر تمامی موانع و دشمنی‌ها باشد جز در سایه اراده، عزم و حضور مردم نخواهد بود. بنابراین می‌توان گفت وظیفه‌ی شورای عالی انقلاب فرهنگی تنها ریل‌گذاری برای چنین مشارکت مقدسی در میدان جهاد فرهنگی است. البته باید تأکید کرد که این بازسازی انقلابی تنها با ارائه سندهای تحول محقق نمی‌شود بلکه جهاد شبانه‌روز می‌طلبد که نقشه راه در اتاق های عملیات مهندسی شود و با ایجاد بسترسازی و ایجاد شرایط لازم برای اجرای آن در اختیار مردم همیشه درصحنه قرار گیرد. رهبر انقلاب یک سال پیش به این بازسازی اشاره فرمودند اما متأسفانه جدی گرفته نشد. امروز باوجود شرایط کنونی جامعه، همگی به‌ضرورت آن پی بردیم اگر آن روز با توصیه رهبر از خواب بیدار نشدیم امروز با لگد دشمن هوشیار شده‌ایم. ✍ زینب نجیب @ghalamenajib
انتشار یادداشت "بازسازی انقلابی قرارگاه" در هفته‌نامه‌ی ۹ دی @ghalamenajib
11.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
تو چقدر زیاد بودی و ما چقدر از تو کم داریم... هرچه به تصاویرت خیره می‌شوم تا شاید صحنه‌ای برایم جدید باشد نمی‌یابم... از خودت کم گذاشتی سردار... اخلاصت، موج‌موج حیرانم می‌کند... چه کنیم که تشنه‌ی دیداریم... @ghalamenajib