#حضرت_زینب_س_مدح_و_مصائب
#حضرت_زینب_س_مصائب؛ #حضرت_زینب_س_اسارت
کربلا کارگاهِ زینب بود
تازه آغاز راه زینب بود
اینکه شد دودمانِ ظلم سیاه
اثر دودِ آهِ زینب بود
مُهرِ خون زد به دفترِ عشقش
چوب محمل گواه زینب بود
گرچه چل روز سر پناه نداشت
یک جهان در پناه زینب بود
و اذالشمسُ کورت شرحِ
روزگار سیاه زینب بود
قتلگاهِ حسین، کرب و بلا
شام هم قتلگاه زینب بود
آن تن تکه تکه تکه شده
بخدا تکیهگاه زینب بود
بدنی که سپاه رویش رفت
روزگاری سپاه زینب بود
زنده زنده تنی که عریان شد
آبرو دار و شاه زینب بود
قطره قطره ز دیده دُر میسُفت
با برادر چنین سخن میگفت:
پای هر پنج تن بلا دیدم
من تورا روی نیزهها دیدم
سر یک نیزهی بلند، حسین
گیسوان تورا رها دیدم
بین جمعیتی که سنگ زدند
چهرهی چند آشنا دیدم
به غذا لب نمیزنم دیگر
سرِ سفره سرِ تورا دیدم
کوچه گردیت کوچه گردم کرد
بین این کوچهها چهها دیدم
ذرهای از بلای کوفه نشد
هربلایی که کربلا دیدم
آه از آن لحظه که زمین خوردی
روی جسمت بروبیا دیدم
روی تل دست و پای من گم شد
تا تورا زیر دست و پا دیدم
دور گودال غیرِ سرنیزه
چندتا تکهی عصا دیدم
بعد از آنكه جدايمان كردند
بدنت را جدا جدا ديدم
از لباس تنت نمانده نخی
تن غارت شده! أَ اَنتَ اَخی؟!
✍سروده گروه #یا_مظلوم
📝 @ghararenokary
#حضرت_زینب_س_مدح_و_مصائب
بهترین خواهر دنیا زینب
زهرهی حضرت زهرا زینب
همه پستاند و معلا زینب
همه خاکند و مطلا زینب
قبلهی قبلهنماها زینب!
عشق تا روز ابد حیرانش
عقل آشفته و سرگردانش
صبر زانو زده بر عنوانش
کشتی کرببلا سُکانش...
نیست دست کسی الا زینب!
مانده در حسرت رویش خورشید
سخنش آیهی قرآن مجید
پدری زینت اینگونه ندید
آنکه زد بر دهن شوم یزید...
ماندهام بود علی یا زینب!
دامنی قرصِ قمرپرور داشت
از رقیه چه کسی بهتر داشت؟!
این سه ساله شرفی دیگر داشت!
پرچم آل علی را برداشت!
پس رقیه شده حالا زینب
گرچه او صابرهی عالم بود...
تکیهی محکم آقا هم بود..
قدش از داغ برادر خم بود
مَحرم شاه چه بی مَحرم بود
بی برادر شد و تنها زینب...
روز و شب یاد بیابان میکرد
گریه بر آن تن عریان میکرد
گله از خار مغیلان میکرد
یاد ویرانه فراوان میکرد
ای فلک! قهر شدی با زینب...
ای فلک داغ برادر دیدم
شمر را دست به خنجر دیدم
کوچهبازار مکرر دیدم
من از اینها غم بدتر دیدم
شد تماشا به گذرها زینب...
✍ #سیدپوریا_هاشمی
📝@ghararenokary
#حضرت_زینب_س_مدح
ساكنان نُه فلك حيران ز كار زينب است
در سما فوج ملائك با شعار زينب است
نهضت سرخ حسيني پايدار از نام اوست
سكۀ صبر و متانت با عيار زينب است
عزت دخت علي بين، همت زينب نگر
سيّد سجاد در هر جا كنار زينب است
داد قرباني دو كودك در مناي كربلا
احسنْ احسنْ فاطمه آموزگار زينب است
زن بدين لحن و بلاغت، زن بدان شرم و حيا
فتح شام و كوفه هر دو شاهكار زينب است
لحظهاي در شام بر غاصبگران فرصت نداد
انهدام كاخ ظلم از اقتدار زينب است
زن بدان عزم و صلابت، زن بدان قلب قوي
بر ستمكاران شدن تسليم، عار زينب است
گرچه دور افتاده از قبر برادر قبر او
در عوض روح حسين شمع مزار زينب است
كربلا خواهي اگر از زينب كبري بگير
چون كليد كربلا در اختيار زينب است
نوحهخواني گر كني (خوشزاد) تقوي پيشه كن
نوحه خواني در حقيقت يادگار زينب است
✍مرحوم #سيدحسن_خوشزاد
@ghararenokary
#حضرت_زینب_س_مدح
تو کیستی که عقل مجنون توست
عشق به تو عاشق و مدیون توست
تویی جگرگوشهٔ آل کسا
به درک تو فهم رسا، نارسا
چشم علی محو تماشای تو
به جای پای فاطمه پای تو
هیچ گلی ندیده خندیدنت
به غیر لحظهٔ حسین دیدنت
دایهٔ تو ز کودکی غم شده
قامت غم در غم تو خم شده
کتاب عشق و عقل تألیف توست
مُهر به لب، زبان ز توصیف توست
تو گردش ثبات اهلبیتی
تو مجمع صفات اهلبیتی
دفاع تو، صبر تو، احساس تو
حسین تو، حسن تو، عباس تو
تو بردهای فیض حضور همه
تو بودهای سنگ صبور همه
روی تو حسرتِ دل آفتاب
موی تو شب ندیده حتّی به خواب
خاک رهت به عرش پهلو زده
پیش قدِ تو سرو زانو زده
نیست فلک به قدر، هم پایهات
سایهٔ تو ندیده همسایهات
مدرسهٔ تو دامن فاطمه
معلّمی ندیده و عالمه
اُمّ مصائب تو و زینِ اَبی
عقیلهٔ هاشمیان زینبی
لبت «یکی گوی» دو تا نگفته
هر چه شنیده جز خدا نگفته
صدای تو دل از علی میبرد
ناز تو را فاطمه هم میخرد
ولادتت ولادت گریه بود
گریهٔ تو شهادت گریه بود
تو عین عرفان وِرا نور عین
کشتهٔ حقّی و شهید حسین
تو روح صوم و معنی صلاتی
تو ساحل سفینةالنّجاتی
حسین امید خلق در عالمین
ولی به هر غم، تو امید حسین
نام شما هر دو به دنبال هم
آینهٔ همید و تمثال هم
چنان که نام خالق و رب یکیست
نام حسین و نام زینب یکیست...
✍ #علی_انسانی
📝@ghararenokary
#حضرت_زینب_س_مدح_و_مصائب
گفتیم آسمانی و دیدیم برتری
گفتیم آفتابی و دیدیم بهتری
گفتیم دختر اسد الله غالبی
ایام کوفه آمد و دیدیم حیدری
تو از زمان کودکیات تا بزرگیات
شیواترین مُفسّر الله اکبری
تو از کدام طایفه هستی که مستقیم
فیض از حضور علم خداوند میبری؟!
ای آفتاب روشن شبهای کربلا
ای زینب مدینه و زهرای کربلا
ای ماورای حد تصور، کمال تو
بالاتر از پریدن جبریل بال تو
غیر از حسین فاطمه، چیزی ندیدهایم
در انعکاس آینههای زلال تو
نزدیک سایههای عبورت نمیشویم
نامحرمان عشق کجا و خیال تو ؟
گیرم که خیمۀ تو به تاراج رفته است
گنجینههای باغ بهشت است مال تو
از گوشههای چشم تو ساحل درست شد
محض رضای پای تو محمل درست شد
تو زینبی و شیر زن بعد کربلا
تفسیر نفس مطمئن بعد کربلا
زهرا، نبی ،حسین و علی و حسن تویی
بانو تویی تو «پنج تن » بعد کربلا
گاهی که طعنه میشنوی صبر میکنی
یعنی تویی همان حسن بعد کربلا
ای گریهی غریبی عریان بی کفن
حالا تویی و پیرهن بعد کربلا
قلبت تپید و سوره مریم شروع شد
غمگینترین غروب محرم شروع شد
ای سایهی بلند اباالفضل بر سرت
ای بال جبرئیل گلستان معبرت
مهتاب هم رشیدی قد تو را ندید
از بس که چون هلال گذشت از برابرت
شبزندهدار شام غریبان کربلا
دل بستهی نماز شب تو برادرت
ای خطبه رسای تو نهج البلاغهات
وی محمل بدون جهاز تو منبرت
هجده سربریده به دنبال چشم تو
هجده سر بریده نگهبان معجرت
ای قلهی نجابت توحید، جای تو
عطر حضور فاطمه دارد حیای تو
✍ #علی_اکبر_لطیفیان
📝@ghararenokary
نوحه؛ یا لیتنا منا معک.mp3
1.17M
#حضرت_زینب علیهاالسلام
#نوحه | #واحد
🔹سفیر قیام🔹
اشکت جهاد و صبرت عبادت
کوه وقار و روح متانت
ای خطبهات شورآفرین
چون تیغ حیدر است کلام تو آتشین
تو چنان فاطمه هردم تکیهگاه امامی
تو علمدار حسینی تو سفیر قیامی
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
هرگز نگردد نور تو خاموش
«اُسکُت» بگو تا عالم شود گوش
از مادرت داری نشان
با روضۀ تو گریه کند صاحب الزمان
تو که در شام غریبان مثل ماه تمامی
تو علمدار حسینی تو سفیر قیامی
شاعر: #حسین_عباسپور
#حضرت_زینب_س_واحد
@ghararenokary
#شور #شهادت
#حضرت_زینب علیها سلام
#بهمن_عظیمی
〰️〰️〰️〰️〰️〰️ @Bipelak_ir
بین غربت دور از دلبرم
میمیرم از بیتابی حسین
چه نفس گیره این زندگی
سیرم از این دنیا بی حسین
هرشب و روز میبینم تو رو
توی خواب و بیداری هنوز
سر خونیت روی نیزه ها
روبرومه انگاری هنوز
چه خواهرانه / پای تو سوختم
شادی و لبخندمو به غمت فروختم
ببین چه خستم / ببین چه پیرم
گفته بودم آخر برای تو میمیرم
سالار زینب ۲ سالار زینب یا حسین سالار زینب
〰️〰️〰️〰️〰️〰️ @Bipelak_ir
کاش بودی و میدیدی داداش
که چه حال و روزی دارمو
توی آغوشم دارم هنوز
پیرهنِ خونیِ یارمو
تک و تنها موندم بعد تو
تنها واسم مونده پیرهنت
زیر نور خورشید تشنه لب
یاد آفتاب و زخم تنت
حسین من ای / عزیز خواهر
تا کی باید اشک فراق بریزه خواهر
بهونه دارم / هی گاه و بیگاه
روز وصالمون داره میرسه از راه
سالار زینب ۲ سالار زینب یا حسین سالار زینب
〰️〰️〰️〰️〰️〰️ @Bipelak_ir
مگه یادم میره اون سَرو
تن زخمی و اون قتلگاه
یه سال و نیمه که روضَتو
میخونم با درد و اشک و آه
مگه یادم میره نیزه ها
چه بلایی آوردن سرت
اون غروب تلخی رو که موند
زیر سُمّ مرکب پیکرت
یادم نِمیره / اونهمه غارت
زخمایی که نشست رو جسم پاره پاره ت
یادم نِمیره / چه ها که دیدم
چادرمو رو تنِ عریانت کشیدم
مظلوم حسینم ۲ مظلوم حسین ۲ مظلوم حسینم
#حضرت_زینب_س_شور
@ghararenokary
@NaghmeyeEshgh
#واحد_شهادت_حضرت_زینب(س)
هر نفس که میکِشَم میگم دیگه این آخریشه
داغ تو هیچ وقت برای خواهرت کهنه نمیشه
خوب میدونستم یه روزی میکُشه زینب و آخر
زخمی که یک سال و نیم رو جگرم مونده برادر
همون زخمی ، که رفتنت به قلب خواهر زد
یک سال و نیم بعدِ تو پرپر زد ، این خواهر تنها و مضطر
تو رفتی و ، نگفتی زینب بی کس و کاره
بعد تو آخه اون کیو داره ، الهی که فدات شِه خواهر
هنوزم دل پریشانم
حسین جانم حسین جانم
حسین جانم حسین جانم حسین جانم حسین جانم
کاش که این ساعات آخر پیش من بودی برادر
تا روی زانوی تو این لحظه سر بذاره خواهر
من نمیدونم چطور تا به الان طاقت آوردم
توو همون گودال باید از غصه ی دوری میمُردم
همونجا که ، نشست روی تنت جلو مادر
سرت رو از قفا بُرید خنجر ، داداشِ مظلوم و غریبم
فراموشم ، نشد برا یه لحظه هم حتی
از تو فقط میون این دنیا ، یه پیرُوهن بشه نصیبم
به غارت رفت دل و جانم
حسین جانم حسین جانم
حسین جانم حسین جانم حسین جانم حسین جانم
خواهرت از وقتی رفتی دیگه روز خوش ندیده
خاطرات کربلا بدجور نفس هام و بُریده
روی نیزه رفت سرت با چشمای خیس و پُر از خون
پیکرت موند رو زمینِ گرم اون دشت و بیابون
مگه یادم ، میره چجوری شد تنت غارت
جِراحَتای تنِ صد پارَت ، یکی یکی پیش نگامه
مگه یادم ، میره داداش گریه ی افلاکُ و
اون دست و پا زدن روی خاکُ و ، انگار هنوز جلو چشامه
رسیده دیگه پایانم
حسین جانم حسین جانم
حسین جانم حسین جانم حسین جانم حسین جانم
✍ بهمن عظیمی
@NaghmeyeEshgh
➰➰➰➰
#حضرت_زینب_س_واحد
@ghararenokary
💠 زمینه #شهادت_حضرت_زینب 💠
از شاعـران گرانقدر کانون نغمه پردازان جواز نوکـــــرۍ
⭐️ مجتبی کریمی و خانم مرضیه عاطفی ⭐️
➖➖➖
چه دنیای سختی بود
دنیای بدون تو
تو آغوشمه حالا
یه تیکه نشون تو
هنوز غمت سنگینه
چشمای من کربلاتو میبینه
غمای تو یادم هست
تشنگی لبای تو یادم هست
با داغ تو، منم شدم شهیده
من زینبم، زینب قد خمیده
---
رفتی و قرارم رفت
تو بودی قرار من
باغ گل که میبینم
گریه میشه کار من
گلای من پرپر شد
پیش نگام برادرم بی سر شد
دل نگرون بودم من
وقتی که حرف غارت پیکر شد
با بودنت، تو حرم احترام بود
کی صحبت از، آتیش و ازدحام بود
با داغ تو منم شدم شهیده...
---
گرفتم توو آغوشم
سردش شد و می لرزید
شبا که بدونِ تو
رقیه(س) نمی خوابید
محل نمیداد انگار
دخترِ شامی با لباس ِگلدار
جاری شد اشکِ چشمام
میگفت برام عیدی خریده بابام
دلتنگِ تو، رقیه(س) رفت حسین(ع)جان
داغش نرفت، از دلِ من به قرآن
با داغ تو منم شدم شهیده...
➖➖➖
#حضرت_زینب_س_زمینه
@ghararenokary