مشکل اصلی در ویتنام آن بود که مردم ساده و نادان ویتنام پایشان را در یک کفش کرده بودند که ما میخواهیم به شیوه ای که دوست داریم زندگی کنیم و نمی خواهیم به آمریکایی ها اجازه دخالت در کشورمان بدهیم و ما ملتی مستقل هستیم و ...!😒
میتوانید حس کنید آمریکایی ها در ویتنام چه زجری کشیدهاند؟ آدم بلند شود و خانه و زندگی راحتش را بیخیال بشود و دقیقاً نصف کره زمین را طی کند
تا به یک کشور عقبمانده و جنگلی و روستایی به نام ویتنام برسد و بخواهد مردم آن جا را با تمدن آشنا کند، آن وقت ویتنامیهای نمک نشناس برنج خوار در حرکتی خجالت آور در مقابل آدم بایستند و بگویند ما شیوه زندگی خودمان را دوست داریم و شما این جا چه میکنید؟
جان مک ناتون معاون وزیر دفاع در اوایل سال ۱۹۶۶ طرحی را پیشنهاد کرد که بر اساس آن سدها و آب بندهای ویتنام تخریب و سیل همه شالیزارها را فرا میگرفت. این اقدام ویتنامیها را غرق نمیکرد اما محصول برنج را نابود میکرد و ویتنامیهای حرف نشنو را مجبور به خوردن برنج آمریکایی میکرد، طبیعی است که برنج آمریکایی رایگان نبود و این یکی از اولین درسهای تمدن آمریکایی به ویتنامی ها بود🤓
البته اگر فکر میکنید این روش به نتیجه رسید سخت در اشتباه هستید و هنوز ویتنامی ها را نشناخته اید. بسیاری از دهقانان ویتنامی کاشت برنج را ادامه دادند تا ارتش آمریکا مجبور شد برای تنبیه ایـن کشاورزان کله شق، روستاها و مزارعی که در آنها کشت برنج ادامه داشت را به روشهای مختلفی مثل استفاده از بمب های آتش زا یا مواد سمی شیمیایی تخریب کنند!!🥺
#تاریخ_مستطاب_آمریکا
✳️کتابخانه مسجد قبا
@ghobalib📚
دولت آمریکا از سال ۱۹۴۰ به دنبال انجام تحقیقات درباره بیماری سفلیس بود و برای این تحقیقات ۴۰۰ مرد سیاه پوست در منطقه تاسکیگی به عنوان موش آزمایشگاهی🐭 انتخاب شده و باکتری سفلیس به خون آنها منتقل شد و از آنجا که قرار بود اثرات ۳۰ ساله بیماری سفلیس بر بدن انسان مطالعه شود، لازم بود که این سیاهان ۳۰ سال به این بیماری مبتلا باشند. در طول سالهای ۱۹۴۲ تا ۱۹۷۲ این سیاه پوستان از درد و عوارض آن ناله میکردند و پزشکان به آنها میگفتند به یک بیماری ناشناخته مبتلا شده و باید صبر کنند تا راه معالجه این بیماری پیدا شود😱😰
البته دولت آمریکا به دلیل التزام به تساوی نژادها دوست ندارد که فقط سیاه پوستان را در انجام تحقیقات علمی شریک کند بلکه این افتخار را به بقیه ملتها و نژادها هم داده است که در رشد علم سهمی هر چند اندک داشته باشند😏 در فاصله سال ۲۰۰۹ تا ۲۰۱۰ چند مرکز دولتی آمریکا برای تحقیق در حوزه مهندسی ژنتیک ویروس بیماری «دنگو» را در پاکستان شیوع دادند.
این بیماری علائمی شبیه آنفولانزا دارد اما برای کودکان و افراد سالمند بسیار خطرناک است؛ در نتیجه این آزمایشها هزاران پاکستانی به تب دنگو مبتلا شده و مردند😔البته هدف نهایی از انجام این آزمایش استفاده از ویروس تب دنگو به عنوان یک سلاح بیولوژیک بود در صورتی که این سلاح بیولوژیک ساخته شود مردم پاکستان میتوانند سرشان را بالا گرفته و افتخار کنند که آنها هم در ساخت این وسیله سودمند یعنی یک بمب بیولوژیک قدرتمند سهیم بودهاند😀😒
#تاریخ_مستطاب_آمریکا
✳️کتابخانه مسجد قبا
@ghobalib📚
کتابخانه مسجد قبا
کتابخانه مسجد قبا برگزار میکند: ♨️مسابقه کتابخوانی دشمنشناسی
🛑به اطلاع شرکت کنندگان عزیز میرساند، مهلت ثبتنام در مسابقه کتابخوانی فقط تا ساعت ۲۲امشب میباشد.
♨️مهلت ارسال آثار شرکت کنندگان رده سنی کودک و نوجوان تا آخر امشب میباشد.
♨️زمان مسابقه رده سنی ۱۹سال به بالا فرداست، ساعت مسابقه و سؤالات برای شرکت کنندگان ارسال خواهد شد.
کتابخانه مسجد قبا
کتابخانه مسجد قبا برگزار میکند: ♨️مسابقه کتابخوانی دشمنشناسی
سلام
آماده اید دو_سه نمونه از آثار ارسالی برای مسابقه کتابخوانی رو با هم ببینیم؟! 😍
زمان:
حجم:
614.6K
👆توصیف زیباترین صحنه از کتاب
دزدان راز ایلیا
🌸دختر کتابخونمون: فاطمه سادات سجادی😍👏👏
#مسابقه_کتابخوانی
✳️کتابخانه مسجد قبا
@ghobalib📚
وقتی سندباد و افرادش به روستا رسیدند به شلوغترین محله روستا رفتند آنها دیدند که مردم دور هم جمع شدهاند ؛ سندباد از صحبتهای آنان فهمید که اتفاقی افتاده و او و یارانش از آن بیخبرند
اتفاقی که باعث گمراهی و اطلاع غلط مردم از واقعیت شده بود؛مثلاً سندباد از حرفهای مردم متوجه شد که نظر آنها درباره تن تن عوض شده.
مردم میگفتند:تن تن و یارانش کارهای زشت خود را کنار گذاشتهاند و به همین خاطر، سندباد با آنها صلح کرده است و دشمنی دیرینه ی آنها پایان یافته است.
سندباد رو به افرادش کرد و گفت در این چند روز که ما در بیابان بودیم اتفاقاتی افتاده که ما از آنها بیخبریم و باید از آن مطلع شویم؛ هرکس در این باره نظری دارد بگوید.
پس از مدتی فکر کردن، پهلوان پنبه گفت: من در طایفه ی جنیانِ مسلمان دوستی دارم که میتواند به ما کمک کند .
سندباد گفت پس زودتر دست به کارشو و نتیجه را به من خبر بده.
پهلوان پنبه قضیه را با دوست ِجن خود مطرح کرد؛ قرار شد دوستش به همراه یارانِ خود ،از راز مردم روستا اطلاع یابند و به پهلوان گزارش دهند.
چند ساعت بعد دوست پهلوان به او خبر داد که مردم با جام جهانبین از اخبار جهان مطلع میشوند؛او گفت در جام جهان بین،تن تن اخبار و قصه های واقعی را آنطور که میخواهد به نفع خود و دوستانش تغییر میدهد.
دوست پهلوان به او گفت که برای نجات مردم میتواند به آنها کمک کند.
جلسه ای باحضور دوست پهلوان پنبه و سندباد و یارانش برگزار شد.
دوست پهلوان که رئیس یکی از قبایل جنیان بود گفت که من به همراه یارانم می توانم ماهواره ها را برای همیشه از کار بیندازم.
سندباد و یارانش خیلی خوشحال شدند و از این پیشنهاد استقبال کردند.
پس از خاموش شدن ماهواره ها، سندباد و دوستانش توانستند باتبیین واقعیت،مردم را با خود همراه کرده و به جنگ تن تن و یارانش بروند.
درسایه ی اتحاد و مقاومت، سندباد و مردم توانستند لشکر تن تن را شکست دهند و از صحنه ی روزگار محو کنند.
#مسابقه_کتابخوانی
♨️پایانی دیگر بر داستان تنتن و سندباد
✍کتابخوان نوجوان: زهراسادات سجادی😍👏👏
✳️کتابخانه مسجد قبا
@ghobalib📚
دنیل تحت تأثیر حرفها و افکار یوسف به ایران آمد و در حوزه علمیه مشغول تحصیل شد و به عنوان طلبهی مبلغ بینالملل به آمریکا برگشت.
در مسجد و بین دوستانش که خلافکار بودند، فعالیت مذهبی کرد و تعدادی از دوستانش را به راه راست برگرداند.
وقتی تعدادشان بیشتر شد با کمک سعید و حاجی و طاها و بقیه بچههای مسجد یک مکان برای کسانی که بیسرپرست و خلافکار بودند تأسیس کردند و در آنجا آنها را با فعالیتهای دینی و قرآنی مشغول میکردند، حرفه یادشان میدادند و آنها را وارد بازار کار میکردند.
کمکم این افرادی که به ظاهر هیچ امیدی به آنها نبود مسلمان شدند و خودشان مبلغ اسلام شدند.
#مسابقه_کتابخوانی
♨️پایانی دیگر بر داستان راز تنهایی
✍کتابخوان نوجوان: فاطمه بابامیر 😍👏👏
✳️کتابخانه مسجد قبا
@ghobalib📚