اطلاعیه 🛑🛑🛑
انشاالله کتابخانه از هفته آینده روزهای زوج ساعت 18 الی 20 فعال میباشد.
هدایت شده از نو+جوان
✊ #خواندنی | قصه آقای قصهگو
🎤 گفتوگو با #محمد_میرکیانی ، نویسنده داستانهای کودک و نوجوان
☀️ ظهر یکی از همین روزهای گرم تابستان ۱۴۰۰ بود که به آقای نویسنده زنگ زدیم. میخواستیم خالق «تنتن و سندباد» و «قصۀ ما مثل شد» برایمان از چندوچون نوشتن و خواندن و قصهگفتن بگوید. محمد میرکیانی در سال ۱۳۳۷ در تهران به دنیا آمده است. او بیشتر از سیسال است که برای ما و نسلهای پیش از ما قصه و داستان میگوید؛ قصههایی که یا خوانده و شنیدهایم، یا اقتباسهای تلویزیونی و کارتونیشان را دیدهایم. تا فهمید حرف، حرف نوجوانهاست، با روی باز پیشنهاد مصاحبهمان را پذیرفت. آنچه در ادامه میخوانید، حاصل گفتوگوی کوتاه و سراپا شوق ماست برای کسی که عمرش را پای نوشتن برای نوجوانها گذاشته.
😌 اوّل از همه خواستیم برایمان قصۀ نویسندهشدنش را بگوید! گفت: «من نوشتن را از ایام نوجوانی شروع کردم. دقیقترش میشود از ۱۶سالگی. کارگر حروفچین چاپخانه بودم. خیلی کتاب میخواندم. از همانوقتها به نوشتن علاقهمند شدم؛ امّا چرا ادبیات کودک و نوجوان را انتخاب کردم؟ چون فکر میکنم هرکس که با یک گروه سنی ارتباط برقرار میکند و دغدغۀ آنها را دارد، میتواند از نگرانیها و فکرهایش برای آنها بنویسد. من تصور کردم که میتوانم وارد دنیای ذهنی نوجوانها بشوم. همین شد که شدم نویسندۀ کودک و نوجوان.» ...
🔻 برای خواندن متن کامل به سایت یا #نرم_افزار_موبایلی نو+جوان مراجعه کنید👇
🌐 nojavan.khamenei.ir/showContent?ctyu=20931
📚 اوسنهی گوهرشاد
✍سعید تشکری
📄۱۹۳ صفحه
این کتاب رمانی فانتزی و پست مدرن است که واقعهی تاریخی مسجد گوهرشاد را روایت می کند، نویسنده در کتاب اوسنهی گوهرشاد با روایتهای مختلف و متفاوت این واقعه تاریخی را به تصویر میکشد. او ابتدا سفری در دل تاریخ انجام میدهد و گوهرشاد بیگم را به سال ۱۳۱۴ دعوت میکند...
✂️برشی از کتاب:
از وقتی شنیدی تلگرافی فوری برایت رسیده و به دفتر کارت رفتی و تلگراف را خواندی و برگشتی، ساعتی گذشته و تو دوباره اینجایی. عطر او را همیشه از میان آن همه دود سیگارهای برگ و عطرهای فرانسوی زنان دیگر و بوی الکل و شراب میتوانی حس کنی. همان عطر روز اول که تو را کنار ساحلی در استانبول جذب خودش کرد.
نمیدانی دلکندن از اینجا و پاریس همانقدر که برای تو سخت است، برای او هم سخت خواهد بود! اما چارهای نیست. اصلا دست خودت نیست. تو یک دیپلماتی و هر کجا دولت متبوعت بخواهد باید انجام وظیفه کنی.
از دور او را میبینی
صدایش میزنی.
- خانم پاکروان!
اما او مثل همیشه غرق در افکار خودش و مشغول خواندن کتابی است.
دوباره صدا میزنی.
- مادام پاکروان!
صدایت را میان هیاهوی مولن روژ میشنود. نگاهش را از کتاب میگیرد و تو را نزدیک در ورودی کافه میبیند. همان لبخند که تو را مجذوب خودش کرد بر لبانش نقش میبندد. کتاب را میبندد و آن را روی میز و مقابلش میگذارد. جام شراب را برمیدارد و کمی بالا میآورد و به تو اشاره میکند. دست دیگرش را کمی بالا میآورد و برایت دست تکان میدهد.
این به معنای دعوت برای نشستن کنار اوست.
#اوسنه_گوهرشاد
#عفاف_حجاب
✳️کتابخانه مسجد قبا
@ghobalib📚
4_5949505787817629608.pdf
حجم:
22.3M
-کتابِامیرِمقاومت-
آشنایــــــــیبا زندگیوخدماتوآثار
شهیـــــــدامیرعلیحاجــــیزاده :)✨
[بهقلمِ:ناصرِکاوه] ↫
•.مطالعهکنیمونشربدهیم.•
┋صحبتهایآقایکاوه:
حقیر برای هیچ مطلب یا کتابی تقاضا و التماس خواندن آن را نداشته ام، ولی این رمان بی نظیر که آشنایی با زندگی و خدمات و آثار شهید امیر علی حاجی زاده
میباشد، از همه شما دوستان و آشنایان میخواهم که حتما این کتاب را بخوانید و برای دیگران نیز ارسال کنید و بقیه را به خواندن این کتاب ترغیب کنید...
ᯓ
به نام حضرت دوست
رواق منظر چشم من آشیانه توست
کرم نما و فرود آ که خانه خانه توست
نود و دومین نشست ادبی شاعران پردیسان و قم
در انجمن شعر «رواق»
با همکاری امور فرهنگی دانشگاه باقرالعلوم علیه السلام
سه شنبه ۲۴
ساعت ۱۸:۳۰ تا ۲۰
پردیسان،بلوار دانشگاه،دانشگاه باقرالعلوم،ساختمان علامه طباطبایی
https://eitaa.com/joinchat/4167041496Cbc50b4da4e