eitaa logo
-قُلک-
183 دنبال‌کننده
296 عکس
34 ویدیو
1 فایل
بچه که بودیم، پولامونو توی قلک می‌ریختیم تا یک روزی به کارمون بیاد؛ اینجا کلمات و تجربیاتم رو پس‌انداز می‌کنم! 🌱 https://daigo.ir/secret/71288017699 🌱 اینستا: atye.esmaeilpour 🌱 تو یکی نه‌ای هزاری/کفرِمتحرک/شخصی‌است
مشاهده در ایتا
دانلود
سرخی گونه‌هایم حاصل سیلی‌های ناگهانی حقیقت است، همان‌ها که بعد از شنیدنش محکم با دست به پیشانی‌ات می‌کوبی و چشم‌هایت سیاه تاریکی می‌رود، انسان؛ چقدر فارغ و غافلی!
هدایت شده از گـلدونِ خالــی!
قال جواد'ع : فرّوا إلی الحسین.. جوان محبّ امام جواد علیه‌السلام نزد حضرت آمد و عرض کرد: مولای من! حالم خوب نیست، از مردم خسته شدم، تهمت، غیبت و... چه کنم؟ بریده‌ام، نفسم در این بلاد بالا نمی‌آید. امام جواد علیه‌السلام فرمود: به سمت حسین علیه‌السلام فرار کن..
آدم یبار میخواد بمیره یک عمر می‌ترسه!
آه کتابتِ عزیزم! آنگاه که کتاب را یافتم؛ گمان می‌کردم بهترین دوست دنیارا دارم، اما کتاب دستانم را با دستان گرم تو آشنا کرد، حالا می‌دانم کسی و گوشی از تو شنوا تر نخواهم داشت، کتاب تمام این سال‌ها در گوشم لالایی خواند و حال برای کلمات جاری از انگشتانم و سرریز لالایی‌ها هیچ بستری مناسب تر از تو ندارم! پ‌ن: عکس‌های یهویی نیمه شبی که جالبن:)
ضعیفه‌ کل جهانش خلاصه در آن چهاردیواری‌ایست که آقایش در آنجا رفت و آمد دارد، از تمام کره زمین، آنجا منصه ظهورش است. ضعیفه برای کار‌های بزرگ آفریده نشده‌است، برای مسئولیت‌های بزرگ هم. با اینکه ضعیفه نهایتا سرور مطبخ است، ولی نمی‌دانم چرا در سرش سودای بزرگ است و دِماغ‌ش با بوی قرمه سبزی تَر! بنشین سر جایت ضعیفه!
صبح یک صفحه نهج البلاغه خوندم، خلاصه هنوز عاشق بی‌چاره رو به دیوار است...!
من وقتی تو چند تا آنلاین شاپ سفارشمو تا مرحله پرداخت پیش بردم ولی دلم نمیاد پولشو بزنم پس دیگه پیامشونو سین نمی‌کنم:
هدایت شده از کانال کمیل 🇮🇷
وقتی ذهنت رو آروم کنی، میتونی صدای خدا رو بشنوی...
:)
طراحیِ قشنگ✨ اون قهوه فوری جلدش کاملا کاغذیه و بوی قهوه بیرون میاد و ترکیب عناصرش کاملا به هم می‌خورن و حس یک قهوه واقعی رو میده اون جلد مجله هم...اسمش، ترکیب رنگش، ست بودن عناصرش خیلی هماهنگن و دل نشین
توصیه‌ای از عکاس با تجربه روزنتال: <از زندگی واقعی‌تان عکس نگیرید> این مطلبی بود که در اینستاگرام مطالعه کردم، قضیه‌اش طولانیست، لب مطلب هم در همین جمله مشخص است. پیش از آنکه توصیه روزنتال را بخوانم این را رعایت می‌کردم، بقول او: من نمیتوانم هم زندگی کنم، هم عکاسی بله، زندگی من از حرفه‌ی من یعنی عکاسی کاملا جداست، من در خانه دوربین را کنار می‌گذارم، در مراسمات جشن، در راهپیمایی‌هایی که فقط دلم میخواهد از لحظه لحظه‌ی آن لذت ببرم مطلقا عکسی نمی‌گیرم. من در خانه غیر اصولی ترین عکس‌های ممکن را می‌گیرم، برای مادرم از کج ترین و شلوغ ترین قاب‌ها عکس می‌گیرم کیست که نداند آنجایی که دوربین دستت بوده وقت نکردی لذت ببری و این قصه پر غصه تمام بلاگر‌هاست. من حتی از اعضای خانواده‌ام عکس درست و حسابی ندارم، نه که نتوانم، محیط صمیمیِ خانه در قاب اتوکشیده‌ی دوربین جاگیر نمی‌شود. در خانه بعلت وجود کودکان استفاده از گوشی برای عکاسی برایم حکم مکروهِ نزدیک به حرام را دارد، هیچ‌گاه دوست ندارم کودک را اسیر این بوقِ شیطان کنم و بگویم تو برای خوب بودن جلوی این دوربین باید آماده شوی، حتی اگر عکسی یا فیلمی دارم، دوربین را به لطایف الحیلی از دیدرس کودک دور نگه داشته‌ام تا مبادا بابت بودن دوربین معذب شود یا بخواهد ذره‌ای از عملکرد عادی خودش کنار بکشد. بزرگی می‌گفت کسی می‌تواند راویِ خوبی باشد که دوربین جلوی گوشی‌اش بسته باشد، او در زمینه روایت کردن می‌گفت اما این در تمام زندگی صادق است، ما انسان‌ها بعد از آن سیب ممنوعه مامور شدیم روی زمین نیک بنگریم، نیک اندیشه کنیم، در آفرینش زمین و آسمان و شتر و کوه تا بفهمیم در این گیتیِ پرژرفا ما ذره ای از ذرات ناچیز جهان و اپسیلومی از قدرت خدای یگانه نیستیم، آمده‌ایم ببینیم نه اینکه دیده شویم لحظات ناب گفتنی نیستند، تجارب معنوی گفتنی نیستند، لحظات خوب هم برای قاب دوربین قابل چیدن نیست...