eitaa logo
-قُلک-
182 دنبال‌کننده
281 عکس
33 ویدیو
1 فایل
بچه که بودیم، پولامونو توی قلک می‌ریختیم تا یک روزی به کارمون بیاد؛ اینجا کلمات و تجربیاتم رو پس‌انداز می‌کنم! 🌱 https://daigo.ir/secret/71288017699 🌱 اینستا: atye.esmaeilpour 🌱 تو یکی نه‌ای هزاری/کفرِمتحرک/شخصی‌است
مشاهده در ایتا
دانلود
صبح یک صفحه نهج البلاغه خوندم، خلاصه هنوز عاشق بی‌چاره رو به دیوار است...!
من وقتی تو چند تا آنلاین شاپ سفارشمو تا مرحله پرداخت پیش بردم ولی دلم نمیاد پولشو بزنم پس دیگه پیامشونو سین نمی‌کنم:
هدایت شده از کانال کمیل 🇮🇷
وقتی ذهنت رو آروم کنی، میتونی صدای خدا رو بشنوی...
:)
طراحیِ قشنگ✨ اون قهوه فوری جلدش کاملا کاغذیه و بوی قهوه بیرون میاد و ترکیب عناصرش کاملا به هم می‌خورن و حس یک قهوه واقعی رو میده اون جلد مجله هم...اسمش، ترکیب رنگش، ست بودن عناصرش خیلی هماهنگن و دل نشین
توصیه‌ای از عکاس با تجربه روزنتال: <از زندگی واقعی‌تان عکس نگیرید> این مطلبی بود که در اینستاگرام مطالعه کردم، قضیه‌اش طولانیست، لب مطلب هم در همین جمله مشخص است. پیش از آنکه توصیه روزنتال را بخوانم این را رعایت می‌کردم، بقول او: من نمیتوانم هم زندگی کنم، هم عکاسی بله، زندگی من از حرفه‌ی من یعنی عکاسی کاملا جداست، من در خانه دوربین را کنار می‌گذارم، در مراسمات جشن، در راهپیمایی‌هایی که فقط دلم میخواهد از لحظه لحظه‌ی آن لذت ببرم مطلقا عکسی نمی‌گیرم. من در خانه غیر اصولی ترین عکس‌های ممکن را می‌گیرم، برای مادرم از کج ترین و شلوغ ترین قاب‌ها عکس می‌گیرم کیست که نداند آنجایی که دوربین دستت بوده وقت نکردی لذت ببری و این قصه پر غصه تمام بلاگر‌هاست. من حتی از اعضای خانواده‌ام عکس درست و حسابی ندارم، نه که نتوانم، محیط صمیمیِ خانه در قاب اتوکشیده‌ی دوربین جاگیر نمی‌شود. در خانه بعلت وجود کودکان استفاده از گوشی برای عکاسی برایم حکم مکروهِ نزدیک به حرام را دارد، هیچ‌گاه دوست ندارم کودک را اسیر این بوقِ شیطان کنم و بگویم تو برای خوب بودن جلوی این دوربین باید آماده شوی، حتی اگر عکسی یا فیلمی دارم، دوربین را به لطایف الحیلی از دیدرس کودک دور نگه داشته‌ام تا مبادا بابت بودن دوربین معذب شود یا بخواهد ذره‌ای از عملکرد عادی خودش کنار بکشد. بزرگی می‌گفت کسی می‌تواند راویِ خوبی باشد که دوربین جلوی گوشی‌اش بسته باشد، او در زمینه روایت کردن می‌گفت اما این در تمام زندگی صادق است، ما انسان‌ها بعد از آن سیب ممنوعه مامور شدیم روی زمین نیک بنگریم، نیک اندیشه کنیم، در آفرینش زمین و آسمان و شتر و کوه تا بفهمیم در این گیتیِ پرژرفا ما ذره ای از ذرات ناچیز جهان و اپسیلومی از قدرت خدای یگانه نیستیم، آمده‌ایم ببینیم نه اینکه دیده شویم لحظات ناب گفتنی نیستند، تجارب معنوی گفتنی نیستند، لحظات خوب هم برای قاب دوربین قابل چیدن نیست...
هدایت شده از کانال حمید کثیری
فرماندهان ما فرماندهانِ شهادت‌اند! پیشمرگانِ مردم ... تسلیت برای شهادتِ سردار سلامی سردار رشید دکتر طهرانچی دکتر عباسی @hamidkasiri_ir
بسم‌الله الرحمن الرحیم(۳/۲۳) ساعت ۱۲:۴۵ در گوشه‌ای از ایران قلبم مملو از خشم و جرئت و کینه بر علیه موجودات پست تر از حیوان صهیونیست، چشم‌هایم به خون نشسته و مشت‌هایم گره، غم چشمانم را مخفی می‌کنم، اما دل و دماغ زندگی برایم نمانده. از ساعت۴:۳۰ که بیدار شدم تا الان برایم چند روز گذشتهاست، باورم نمی‌شود هنوز وسط جنگیم و سردار سلامی و سردار باقری و شش تن از دانشمندان هسته‌ای کشور به آرزوی دیرینه‌‌شان(شهادت در شب زیارتی امام حسین علیه السلام) رسیده‌اند، با خودم فکر می‌کنم صهیونیست هیچ وقت آگاه است که چه شب و روز‌های مبارکی عزیزانمان را به آرزوی خود می‌رسانند؟ از هر طرف نشتر زخم زبان می‌بارد و ذکر برلب، از خدا می‌خواهم سینه‌ام را گسترده گرداند مبادا با کلمه‌ای که از دهانم بیرون می‌رود ذره‌ای به اتحاد واجب تر از نان شب کشورم آسیب نزنم. مهر بر لب زده خون می‌خورم و خاموشم! مانند بچه شتری نه کوهانی دارم که سوارم شوند و نه پستانی برای دوشیدن و نه عجله‌ای برای اظهار نظر کردن از مسائلی که فهم تمام و کمال از آن ندارم، شاید حرف مفت زدن الان کنتور نندازد اما قبض آن، روز قیامت پدرم را درخواهد آورد. بقول پرستو نگاهم را بلندمدت می‌کنم، هر کسی در دوره‌ای که زندگی می‌کرده امتحان شده، این هم امتحان ما است، خصوصا خیمه نشینان امام حسین علیه السلام.
ساعت ۹:۵۰(۳/۲۳) چشم در چشمان استوار تر از کوه روسپید ترین رهبر تاریخ و روشن ترین جبهه محکم ضربان قلبم آرام می‌گیرد و نفس هایم منظم می‌شوند. سوگند می‌دهم خدارا به کتاب مبینش که سالهای عمرم را روی سالهای عمر رهبرم بگذارد و عکسشان را به قلبم نزدیک میکنم همان شکافی که می گویند روح از این ناحیه خارج میشود.
با لذت کامل و با چشم‌های باز و شعفی کم توصیف تک تک فیلم‌های اصابت موشک‌های عزیزمان به اسرائیل منحوس را میبینم، لذت میبرم واقعا از نابود شدن موجودات کثیفی چون اسرائیلی ها و بعد از چند ثانیه اشک میریزم، جای سرداران ما خالی، جای سردار سلیمانی، سردار زاهدی، سردار باقری، سردار مظلوم حاجی زاده😭😭😭 اشک امان نمیدهد، اشک را پاک می‌کنم تا با وضوح بیشتری به درک واصل شدن حیوانات صهیونیست را ببینم ماه هاست دارم فقط صدای گریه کودک فلسطینی و پای جدا مانده، سر جدا مانده و خاک و خون مظلوم و آه مظلوم میبینم، ماه هاست صدای گریه‌های بچه‌ها آرامش را از خواب و زندگی ام گرفته، ماه هاست هربار اینستاگرام را باز می‌کنم جز اشک چیزی عایدم نمی‌شود # فیلم‌های خراب شدن تهران را نمی‌بینم دلم طاقت ندارد، فیلم‌های فلسطین را میدیدم اما انگار میدانستم کشور خودم نیست اما فیلم‌های تهران را نمیتوانم ببینم...
به سرم می‌زند راپورت این فامیل‌های گزافه گویمان را بدهم اطلاعات، عاقلی در سرم می‌گوید: رها کن، این‌ها دارند یک گوشه فحششان را می‌دهند و ماستشان را می‌خورند، حتی اگر کسی به حساب حرف‌های مفتشان برسد کلاهشان را می‌گذارند بالاتر، حداقل اطلاعات به حساب کسی رسیدگی کند که ارزش یک ثانیه وقت هم داشته باشد، همانطور که من هم لحظه‌ای برای پاسخ‌گویی به آنها اختصاص نمی‌دهم!!