بسمالله الرحمن الرحیم(۳/۲۳)
ساعت ۱۲:۴۵ در گوشهای از ایران قلبم مملو از خشم و جرئت و کینه بر علیه موجودات پست تر از حیوان صهیونیست، چشمهایم به خون نشسته و مشتهایم گره، غم چشمانم را مخفی میکنم، اما دل و دماغ زندگی برایم نمانده.
از ساعت۴:۳۰ که بیدار شدم تا الان برایم چند روز گذشتهاست، باورم نمیشود هنوز وسط جنگیم و سردار سلامی و سردار باقری و شش تن از دانشمندان هستهای کشور به آرزوی دیرینهشان(شهادت در شب زیارتی امام حسین علیه السلام) رسیدهاند، با خودم فکر میکنم صهیونیست هیچ وقت آگاه است که چه شب و روزهای مبارکی عزیزانمان را به آرزوی خود میرسانند؟
از هر طرف نشتر زخم زبان میبارد و ذکر برلب، از خدا میخواهم سینهام را گسترده گرداند مبادا با کلمهای که از دهانم بیرون میرود ذرهای به اتحاد واجب تر از نان شب کشورم آسیب نزنم. مهر بر لب زده خون میخورم و خاموشم! مانند بچه شتری نه کوهانی دارم که سوارم شوند و نه پستانی برای دوشیدن و نه عجلهای برای اظهار نظر کردن از مسائلی که فهم تمام و کمال از آن ندارم، شاید حرف مفت زدن الان کنتور نندازد اما قبض آن، روز قیامت پدرم را درخواهد آورد.
بقول پرستو نگاهم را بلندمدت میکنم، هر کسی در دورهای که زندگی میکرده امتحان شده، این هم امتحان ما است، خصوصا خیمه نشینان امام حسین علیه السلام.
ساعت ۹:۵۰(۳/۲۳)
چشم در چشمان استوار تر از کوه روسپید ترین رهبر تاریخ و روشن ترین جبهه محکم ضربان قلبم آرام میگیرد و نفس هایم منظم میشوند. سوگند میدهم خدارا به کتاب مبینش که سالهای عمرم را روی سالهای عمر رهبرم بگذارد و عکسشان را به قلبم نزدیک میکنم همان شکافی که می گویند روح از این ناحیه خارج میشود.
با لذت کامل و با چشمهای باز و شعفی کم توصیف تک تک فیلمهای اصابت موشکهای عزیزمان به اسرائیل منحوس را میبینم، لذت میبرم واقعا از نابود شدن موجودات کثیفی چون اسرائیلی ها و بعد از چند ثانیه اشک میریزم، جای سرداران ما خالی، جای سردار سلیمانی، سردار زاهدی، سردار باقری، سردار مظلوم حاجی زاده😭😭😭
اشک امان نمیدهد، اشک را پاک میکنم تا با وضوح بیشتری به درک واصل شدن حیوانات صهیونیست را ببینم
ماه هاست دارم فقط صدای گریه کودک فلسطینی و پای جدا مانده، سر جدا مانده و خاک و خون مظلوم و آه مظلوم میبینم، ماه هاست صدای گریههای بچهها آرامش را از خواب و زندگی ام گرفته، ماه هاست هربار اینستاگرام را باز میکنم جز اشک چیزی عایدم نمیشود
#
فیلمهای خراب شدن تهران را نمیبینم دلم طاقت ندارد، فیلمهای فلسطین را میدیدم اما انگار میدانستم کشور خودم نیست اما فیلمهای تهران را نمیتوانم ببینم...
به سرم میزند راپورت این فامیلهای گزافه گویمان را بدهم اطلاعات، عاقلی در سرم میگوید: رها کن، اینها دارند یک گوشه فحششان را میدهند و ماستشان را میخورند، حتی اگر کسی به حساب حرفهای مفتشان برسد کلاهشان را میگذارند بالاتر، حداقل اطلاعات به حساب کسی رسیدگی کند که ارزش یک ثانیه وقت هم داشته باشد، همانطور که من هم لحظهای برای پاسخگویی به آنها اختصاص نمیدهم!!
پ میگوید ایران قدرتی ندارد برای مقابله پس چرا زیر دوخم مقابله را گرفته!! من برایتان سانسورش کردم.
پ برایم محترم است دوست ندارم با حرفم رابطهای که مدتها برای ماندنش زحمت کشیدم را بر باد دهم، پس به شما میگویم
تصور کنید عزیزتان نوبت عمل جراحی دارد و دکتر درِ گوشِ شما که از اقوام درجه یک بیمار هستید میگوید احتمال زنده ماندنش ۵۰ ۵۰ است، آیا در اتاق انتظار برای بیمار وقت تحلیل است که بگویید ببین مریض عزیز؛ دکتر گفت پنجاه درصد ممکن است زنده بمانی البته من با این هیکل ضعیف که از تو میبینم احتمال نمیدهم زنده بمانی!
درست نیست آقا، درست نیست!
خودتان تیشه گرفتهاید به ریشه عزیزتان میزنید.
الان هم وقت تضعیف هموطنها و نیروی نظامی کشورمان درعین اینکه اطلاعات کافیای نداریم نیست.
اسرائیل گفته ۷۲۰ حمله هوایی انجام داده که بخش اعظمش توسط پدافند کشورمان خنثی شده و هرچه کارساز شده توسط وطن فروش و جاسوس و عمله ذلیل بوده، ما هرجا خوردیم، موریانه داخلی به جان درختمان افتاد و آسیب زد بسیار بیشتر از دشمن بیرون از مرزها...
الان هم سپاه اذعان داشته داریم موشکهایمان را انبار گردانی میکنیم، این موشکهای که ۲۰ سال خاک خورده اند را زیر قیمت حرامِ اسرائیل کردیم، انبار که خالی شد، تکنولوجیای جدید هم در سایت موجود میشود برای ارسال مستقیم با پست پیشتاز دم در خانه مااادر نتانیاهو...
این ترامپ دودره باز هم همش چشمک میزند و نخ میدهد، انگار نمیداند ما میدانیم دونگ اسرائیل را او پرداخت میکند🤨 هی میخواهد سر شوخی را باز کند خوشبختانه بعد از این حمله مستقیم در بلاک لیست رفت و دیگر تایپ ما نیست(از اولش هم نبود!)
گرچه این قوم، غدیر «خم» ما را «خون» کرد
نگــــذاریــــم به ابــــرویِ علــــی خم برسد
وقت فریاد و رجزخوانی و حملهست و قیام
گریــــهها را بگــــذارید مــــحرم برســــد...
هدایت شده از فاطمهی سلطانی:)
964.7K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
تو پخش زنده صدا و سیمای مارو زدن...
و این مجری(خانم امامی عزیزم) ثابت کرد
تربیت یافته مکتب حضرت زینبه...
بجای فرار رجز میخونه، بنازم این تربیت زهرایی رو...
🌱 @fatemeyesoltanii
در نظام خشک و بیروح بروکراسی اداری، مثل آموزش و پرورش، برای وزیر که در صدر این تشکیلات ایستاده است مهم نیست که منِ دانشجو معلم چه کسی هستم، چه کار میکنم، دغدغهام چیست، همانطور که من در طول این چند سال دقیقا نمیدانستم وزیر کیست و چه اولویتهایی برای آپ دارد، من برای او ابزار هستم یا سیاهی لشکر دورافتاده سپاهش که سیاهی لشکر دانشآموزان محروم یا کم اهمیت کشور را درس میدهد، اما در نظام محبتی که در تشکیلات اسلام برقرار است حتی دور ترین مهره و عادی ترین مهره در آن بدنه مهم است، وزیر آموزش و پرورش تراز با دانشجو معلمان رابطه قلبی دارد، با آنها سخن میگوید، به آنها اولویت میدهد و به آنها سرخط میدهد برای عمل کردن، با کارمندانش رابطه قلبی دارد و خطاب به آنان سخن میگوید
#
در شرایط فعلی حتی منِ دانشجویی که نه بچهای روی گاز دارم نه مسئولیت رسمیای، از شدت بررسی اخبار و یا کارهای متفرقه وقتِ کافی ندارم برای رسیدگی به همهچیز یا پیشبردن زندگی عادیام
#
نمیخواهم خیلی صغری و کبری کنم اما فرمانده کل این کشور که در صدر این جنگ سنگین قرار دارد، مدیریت امور جنگ با ایشان است، در این چند روز مهم و سرنوشت ساز کشور در عین تهدیدهایی برای ترورشان از طرف ترامپ زرد قناری وجود داشته، دو بار مهمان قاب دوربین شدند و با تک تک مردم ایران، با منی که در شهری مرزی نشستهام، یا کارگری که امروز درگیر خرج زندگیاش بوده، یا مادری که دغدغهاش درست کردن غذای کودکش بوده، یا شهروندی که این چیزها برایش مهم نیست صحبت کرده اند، بقولی به تک تکمان اولتیماتوم دادند و تشکر کردند و وظیفهمان را مشخص کردند.
ایشان هرساله آنقدر سخنرانی دارند که منِ ۲۲ ساله بارها مخاطب خاص آن سخنرانی باشم، دانشجو باشم، معلم باشم، دختر باشم... این یعنی من وجود دارم و از دیدگاه ایشان ابزار نیستم.
#
تا عصر جمعه به یاد میآورم درست مانند جنگ زدهها مبهوتِ خرابیهای کشور بودم اما بعد از انتسابات جایگزین بیدرنگ فرماندهان نظامیِ کشور و شروع پرقدرت پدافند و آفند دیگر از آن بهت در آمدم و اتفاقا با ویران شدن تلآویو و حیفا جان تازهای بابت دفاع قدرتمندانه در من دمیده شد.
تا همین چند وقت پیش، شرافت چتر بزرگی بود که خیلیها در سایه آن زیست میکردند، اما شرافت الان برایم یک معیار دارد، آنهم وطن است.
برایم مهم نیست چه موضع سیاسی داشتهای و چه کردی و چه گفتی، یک کلام بگو شریف هستی یا خیر؟ هم وطن هستی یا وطن فروش؟!
مدیر مدرسه رو تموم کردم
الان دقیقا جلالم، خود جلال، با همون احساسات و درگیریها(خیلی از کتاب تاثیر میپذیرم)
سرم درد میکنه، توی این جسم اصلا راحت نیستم و مثل جلال تلخ تلخم، سیگار به دست
یکم نهار زیاد خوردم و داره اذیتم میکنه
بهرحال اوایل کتاب رو که در طی چند هفته و تک روایتی خوندم و اینطور منو جلالی نمیکرد لذت بخش تر بود تا این ۶۰ یا ۷۰ صفحه آخر.
ولی نثرش خیلی خوب بود، بیشتر داشتم میخوندم تا تمثیل برای روایت کردن پیدا کنم.