eitaa logo
-قُلک-
181 دنبال‌کننده
589 عکس
56 ویدیو
4 فایل
بچه که بودیم، پولامونو توی قلک می‌ریختیم تا یک روزی به کارمون بیاد؛ اینجا کلمات و تجربیاتم رو پس‌انداز می‌کنم! https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_1i625q7&btn=-قلک-
مشاهده در ایتا
دانلود
اروپایی‌های استعمارگر هربار سعی می‌کردن به بهانه‌ای به مناطق تحت تسلط بومی‌ها دست درازی کنن، بهانه‌های واهی، بعضا آدم‌های مست خودشونو میفرستادن توی شهر‌ها که خرابکاری کنن و بعد که مردم مجازاتشون می‌کردن، بهانه برای حمله جور می‌شده.
مثلا یک پسر بچه سفید پوست گم شد و ارتش اروپایی حس کرد سرخ پوست‌ها دزدیدنش، به قبیله حمله کردن و به ازای پوست سر مردان قبیله ۴۰ دلار و پوست سر زن‌ها و بچه‌ها ۲۰ دلار به سرباز‌ها می‌پرداختن و قبیله چیریکا رو با ریشه از خاک در می‌آوردن‌. یا توی یک قبیله سرخ‌پوستی وقتی مطمئن میشن هیچ کس از قبیله زنده نمونده تمام اجساد رو آتیش میزنن تا ردی هم از آدم‌ها باقی نمونه.
همین کانادا که مردمش تو ذهن من آدم‌های سفید و چشم رنگی هستن، بومیان سرخ پوست داشتن که توی یک چله زمستون، تو هوای سرد کانادا سرخ‌پوست‌ها رو وادار کردن تا همه از شرق رود می‌سی‌سی‌پی به غرب اون رود برن. هم در راه تلفات داشتن هم در طول رودخانه می‌سی‌سی‌پی که با تکه‌های یخ، عبور قایق‌هارو سخت می‌کرد از۷۰۰۰ نفرِ قبیله چیروکی، ۴۰۰۰ نفر در راه تلف شدن.
خیلی‌ها ممکنه همون موقع خودشون رو با این قانع می‌کردن که زمین‌ها خریداری شده از بومیان، بله تایید می‌کنم، اما به ثمن بخس، به حیله، به دو دره بازی، به ناحق و سوء استفاده از سادگی اون مردم... بله ممکنه چند درصد زمین فلسطین رو خریده باشن، ولی مطمئن باشید این هم ادامه همون شجره ملعونه استعماره خیلی‌ها ممکنه بگن خب همون یه تیکه فلسطین مال اونا، ولی ما ۵۰۰ ساله تو تاریخ دیدیم، اونا فقط از مردم بومیِ بدبخت خواستن فقط یک قدم اونورتر برن، اما دیدیم که قطره قطره جمع گردد وانگهی دریا شود، وانگهی دیدن نه کشوری براشون مونده نه قاره...
آخرین قبائلِ ذلیلِ بازمانده از بومی‌های آمریکا از راه شکار این نوع گاو امرار معاش می‌کردن، اروپایی‌ِ استعمارگر برای اینکه این گاو‌هارو عامل بی‌نیازی و استقلال سرخ‌پوست‌ها از خودشون می‌دونستن، شروع می‌کنن به قتلِ عامِ گاو!! و از جمجمه سر گاو‌ها کوه‌هایی درست می‌کنن که دیگه بومیِ آمریکا استقلال نداشته باشه همينقدر کثیف همینقدر رذل همینقدر حیوان شاید مثل الانی که توی غزه کیسه آرد کار توی خیابون قرار میدن، هرکسی میاد سمتش که آرد رو برداره با گلوله می‌زنن مثل الان غزه که مردم رو در صف‌های غذا به رگبار می‌بندن شاید مثل الانی که پدری توی غزه میگه من کلیه‌مو حاضرم بدم به هرکس که یک کیسه برنج به بچه های من بده
-قُلک-
خیلی دوست داشتم کامل بخونمش بعد درموردش بنویسم اما ذوق دارم بابتش روز سه شنبه ۶:۳۰ صبح این سه تا کتا
قدری پیچیده شد، مسائل اقتصادی و سیاسی هم ورود پیدا کرد و من نمیدونم چطور مثل کتاب بی‌طرف بنویسم تا شما هم بجانتون بشینه و فکر نکنید این دختره داره عقایدشو تو چش و چالِ ما می‌کنه:)
عنوان قفس: انگلیسی‌ها بیش از ۵۰ نوع مالیات و عوارض مختلف از کشاورزان هندی می‌گرفتن. اگر کسی مالیات نمیداد توی قفس زیر آفتاب می‌موند تا عزراییل میومده ملاقاتشون. بقیه هم که میدیدن این بدبختا بخاطر مالیات ندادن به انگلیس دارن جون میدن، مثل قاطر کار می‌کردن تا مالیات بدن، بعضا فرزندشونو میفروختن تا مالیات بدن. خیلی‌ها از پس مالیات بر نمیومدن و عطاش رو بر لقاش می‌بخشیدن و فرار می‌کردن و آواره می‌شدن، در بهترین حالت توی کارخونه‌های انگلیس کار می‌کردن. دستمزد‌های اندک باعث می‌شد تا ۳۰ نفر در یک اتاق کوچیک با حیواناتشون زندگی کنن. زن‌ها همراه مرد‌ها به راهرو‌های تاریک معدن می‌رفتن و کار می‌کردن. برای نگهداری بچه‌ها از چای نبات غلیظ با تریاک اعلا استفاده می‌کردن و خواب طولانی مدت بچه، به والدین اجازه کارگری می‌داد.
عنوان: هر سادو به اندازه یک لشکر ارزش دارد. انگلیس برای هر رفتار و قانون دربرابر هندی‌ها یک اصل داشت:Divide et impera هندو‌ها و مسلمون‌های هند باهم همدست شده بودن و از ارتش انگلیس ناراحت، چرا؟ توهین به عقاید مذهبی مردم چون ارتش انگلیس گلوله‌هاشو با روغن گاو و خوک چرب می‌کرد، دو حیوان حائز اهمیت در هندوئیسم و اسلام. سرباز‌های هندی شورش کردن و گفتن تا استفاده از این گلوله‌ها ممنوع نشه ماهم نمی‌جنگیم. شورش کردن و با خیلی از شهر‌های مسلمون نشین و هندو نشین هند متحد شدن. این وسط یک قومی بود به نام سیک‌ها که هم با مسلمون‌ها هم هندو‌ها مشکل داشتن، انگلیسیا برعلیه مسلمون‌ها و هندو‌ها به سیک‌ها کخ میریختن و سر آخر سیک‌هارو در جنگ بر علیه باقی هندی‌ها شوروندن(دیگه فعل برای استفاده ندارم) این کخ ریزی توسط سادو انجام میشد، فردی با لباس سایز مذاهب بین سیک‌ها میرفتن و تحریک می‌کردن و بین دو مذهب درگیری ایجاد می‌شد. بهرحال انگلیس ارتش بزرگ و توپ خونه قدرتمند خودشو داشت و هندی‌ها دست خالی بودن، بر هندی‌های انقلابی فائق اومد.
ژنرال رُز، فرمانده لشکر انگلیس دستور داد بین دو شهر گوالیور و کانپور مردم رو روی درخت‌هاش اعدام کنن، هر درخت یک هندی‌. خشونت سرباز‌های انگلیس به حدی بود که رُز دستور داد: بابا کمتر بکشین و مردن رو بسوزونین، پسفردا دوباره بساط کشاورزی رو بخوایم پهن کنیم نه برامون زمین می‌مونه نه کارگر که رایگان کار کنه! به خودمون رحم کنید حداقل! که ساکنین انگلستان وقتی دستور رُز رو فهمیدن، کمپین راه انداختن که رُز اخراج بشه چون خشونت لازم در برخورد با شورشی‌هارو نداره🔪 راستی! اون شعاری که انگلیس تمام مدت در هند بکار می‌گرفت این بود: تفرقه بینداز و حکومت کن...:)
این ایستک‌های قهوه خیلی خوشمزه‌ان، من و دوستم هر چند روز یکبار از اینا می‌خوردیم، حدودا تا آبان‌ماه پارسال چندین ماه بعد که اینهمه شیشه از زیر تختامون جمع کردیم یادم اومد قضیه اینکه دیگه ایستک نخوردیم چیه. یک‌بار باهم نشستیم دیدیم اگر پول گزاف این ایستک‌هارو داریم و خوشگذرونیمون انقدر سهم داره، یعنی پول برای غزه هم داریم، قرار گذاشتیم یا ایستک نخوریم، یا اگر می‌خوریم به اندازه همون مقدار برای مردم غزه پول بزنیم. که ما این راه رو انتخاب کردیم که دیگه نخوریم😐😁 ولی تصمیم جالبی بود
من مثل یک کرم ابریشمم که از علوم، از دانسته‌ها برای خودم پیله محکمی بافتم، رویه و ظاهر آبروداری برای خودم ساختم، اما هنوز ظرفیت پیله داشتن در من ایجاد نشده، هنوز کرمم و تا پروانه شدن فاصله دارم، پس دست از علم‌ها می‌کشم، حتی اگر هر روز نخوندم و به توبره‌ی علمم نیفزودم مهم نیست، علم‌ها وبال پروازم شدن درحالی‌ که برای پروانه شدن این همه علم لازم نبود، ظرف وجودی میخواست که من نداشتم، عمل میخواست که من نداشتم. وقت اینه که من از دنیای بیرون پیله فارغ بشم و درون نگر، ببینم توی پیله، منِ کرم برای پروانه شدن چه ظرفیت و چه ضعفی دارم. پس دست از علم‌ها و سطح‌ها می‌شورم و به عمل‌ها و عمق‌ها روی میارم تا طلوع پروانگی
من به قربان خدا چون که مرا غمگین دید بهر خوشحالی من، در دلم انداخت تورا شیعه جماعت به ضرس قاطع در پیچ و خم‌های دنیا پس می‌افتاد اگر فکر می‌کرد در تحمل رنج‌ها تنهاست و امام و پیشوایش درک نکرده‌است چه در دل آشوبش می‌گذرد. به قربانِ خدا! دید درد‌های ما صاحب ندارند، از عباد صالحش روی زمین نازل کرد و آن‌هارا بلاپوش کرد و آنقدر آن‌هارا به زیور بلا زینت داد که تا قیامِ قیامت شیعه از بلایی شکوه نکند، مگر اینکه اشک برای امامش بریزد و تاسی به امامش کند. هرکه در ابن بزم مقرب تر است جام بلا بیشترش می‌دهند