eitaa logo
-قُلک-
181 دنبال‌کننده
589 عکس
56 ویدیو
4 فایل
بچه که بودیم، پولامونو توی قلک می‌ریختیم تا یک روزی به کارمون بیاد؛ اینجا کلمات و تجربیاتم رو پس‌انداز می‌کنم! https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_1i625q7&btn=-قلک-
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از کانال حمید کثیری
18.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
حس کرد پا به پاش جهان گریه می‌کند دارد غروب گریه می‌کند با این زبان چگونه بگویم چه‌ها کشید بر روی خاک و خون بدنی را رها کشید او را چنان فنای خدا بی‌ریا کشید حتی براش جای کفن بوریا کشید این ارتباط زیبای استاد فرشچیان با حمیدرضا برقعی را ببینید و بشنوید ... @hamidkasiri_ir
شمع می‌سوزد و قطره قطره اشک می‌ریزد، سوختن‌ها و گریستن‌ها از عمر شمع کم می‌کند اما رسم سوختن و اشک ریختن را می‌آموزد، رسم روشنایی بخشیدن و تاریکی زدودن حتی در واپسین لحظات حیات... پ‌ن: بسوز خوبه بسوز کمت نباشه دلم ببار این تازه روزای خوب توئه شبی که میبینی دم غروب توئه:)
بعد از تموم کردن جلد دوم کتاب سه دیدار، با تاثیری که از نادر ابراهیمی گرفته بودم، یک خاطره بد رو توی دفترم نوشتم، انقدر از نظر لفظ بنظرم خوشگل شده که هرچی غم تو اون خاطره بود شُست بُرد:)
گاهی چنان بدم که مبادا ببینی ام حتی اگر به دیده ی رویا ببینی ام من صورتم به صورت شعرم شبیه نیست بر این گمان مباش که زیبا ببینی ام شاعر شنیدنی است، ولی میل، میل توست آماده ای که بشنوی ام، یا ببینی ام این واژه ها صراحت تنهایی من اند با اینهمه، مخواه که تنها ببینی ام مبهوت می شوی اگر از روزنت شبی بی خویش، در سماع غزل ها ببینی ام یک قطره ام و گاه چنان موج می زنم در خود، که ناگزیری، دریا ببینی ام شب های شعرخوانی من بی فروغ نیست اما تو با چراغ بیا تا ببینی ام
ز بودنم چه افزون؟ نبودنم چه کاهد؟ که گویدم به پاسخ که زنده ام چرا من؟
تشویش هزار آیا، وسواسِ هزار اما
ذات هنسفری بلوتوثی: از ۸ تا دونه گوشی که مجموعا باید باشه فقط ۳ دونه‌ش کار می‌کنه و هنوز گم نشده
چون باید کم کم جمع کنیم بریم امتحان بدیم😩😩😩 +وسایل ضد آفتابی +لپتاپ و شارژر و تکنولوژیجات +وسایل مورد نیاز در مسیر
دنیای عجیبیه، تا پارسال موقع امتحانات ناراحت بودم که چرا لپتاپ ندارم توش درس بخونم، الان دارم ولی بابت امنیتش و سختی جابه‌جاییش نمی‌برمش دانشگاه و ازش استفاده نمی‌کنم، از طرفی بیشتر جزوه‌هامو چاپ کردم چون دیگه از پیکسل‌ها خسته شدم🫠🫠
-قُلک-
ایندفعه تنوع به خرج دادم و با شلوار قدیمی خواهرم برای دفترم جلد درست کردم، با دکمه‌های اضافه‌ی خونه، درود بر دفتر دست ساز
کم کم غروبِ ماهِ غمت دیده می‌شود...
بنظرم آدم‌هایی که نقاشی می‌کشن، از هر نوعی خیلی جسارت دارن، بدون اینکه طرح کلیِ کارشون خیلی درگیرشون کنه اون ایده‌ای که تو ذهنشون دارن می‌کشن، از یک گوشه با قدم‌های کوچیک شروع می‌کنن و شمای کلی طرح رو حتی شده تایید نشده و کمرنگ آغاز می‌کنن، زیاد به جزئیات و آینده طرح فکر نمی‌کنن، اگر بد شده باشه پاکش می‌کنن یا رنگ جدید میزنن تا اصلاحش کنن این متن رو دوبار بخون چون درمورد نقاش و نقاشی صحبت نمی‌کنم‌.‌..