دالایلا پرسید: «چی تو رو خوشحال میکرد؟»
خیلی سریع، عشق به ذهنش آمد و شگفتزده شد، درست مثل رعد و برق در روزی که هوا آفتابی پیشبینی شده. هاوئی هرگز احساس تنهایی نکرده بود، چون میتوانست هرموقع دلش خواست آنلاین شود و در میان پیامهایش غرق شود. اما احساسات میلیونها نفر با عشقی که یک نفر آن را هدیه میکند از زمین تا آسمان فرق میکند.
📖 #هردو_درنهایت_میمیرند
میخواستم از حالا آن قدر پول در بیاورم که در آینده، بدون چشم داشتی از خانواده خود یا خانواده همسر آینده ام، برای خوردن ساندویچ و نوشابه و سایر چیزهای خوشمزه نیازمند پیدا کردن پول از زیر فرش خانه خودمان یا فروش یواشکی النگوی همسر آینده ام یا پیش فروش کلیه پدرزنم نباشم.
📖 #آبنبات_پستهای
رنج بزرگ همهی انسانهای نافرهیخته این است که معنویت موجب سرگرمیشان نمیشود، بلکه برای رهایی جستن از بیحوصلگی پیوسته به واقعیت نیاز دارند.
📖 #در_باب_حکمت_زندگی
اعیان، انسانها را برنمیانگیزند، بلکه فکر انسانها دربارهی اعیان برانگیزندهی آنان است.
- اپیکور
📖 #در_باب_حکمت_زندگی
شکایت از فرومایگی سودی ندارد، زیرا آنچه بر جهان فرمانروایی میکند، فرومایگی است، حتی اگر مردمان عکس این را ادعا کنند.
- گوته
📖 #در_باب_حکمت_زندگی
چهقدر ترس به سراغمان میآید و زندگیمان را تلخ میکند، اما در نهایت متوجه میشویم بیپایه است و علتی ندارد.
📖 #بینایی