در حقیقت انزوا و تنهایی، ما را در معرض خطر بیشتری برای بیماری و مرگ زودرس قرار می دهد تا مصرف سیگار.
#مغازه_جادویی
نگه داشتن خشم یا خصومت درباره کسی که در حق تان ظلم کرده، مانند این است که خودتان سم بنوشید و امیدوار باشید آن شخص را مسموم کند. اما اینطور نیست، شمارا مسموم می کند، تعامل شما با دیگران را مسموم می کند، نگاه شما را به جهان مسموم می کند. درنهایت شما را به اسیر زندانی تبدیل می کند که کلیدش را دارید اما قفل را باز نمی کنید.
#مغازه_جادویی
همه چیز روبراه میشود؛ این را در سکوت، به هر سهمان میگویم. شاید زمان ببرد، اما در نهایت اتفاق میافتد.
#جنگجوی_عشق
کم کم درک میکنیم که پدر مادر بودن یعنی یک روز نگاه کنی و ببینی با انسان دیگری سوار ترنِ هوایی شدهای. توی یک کابین، کنار هم تسمهپیچ شده اید و دیگر هرگز نمی توانید از آن پیاده شوید..!
#جنگجوی_عشق
بدنش بازوهایم را پُر میکند
و به این فکر میکنم که
"اوه! پس بازوهای من برای همینه:)"..
#جنگجوی_عشق
کلمات، آجرهایی هستند که برای ساختن پُل از آن ها استفاده کرده ام. برای دانستنِ کسی نیاز دارم او را بشنوم و احساس کنم میشناسماش. نیاز دارم مرا بشنود. فرآیند دانستن و عاشقِ فردِ دیگری بودن برای من در خلال مکالمه رخ می دهد.
#جنگجوی_عشق
این داد و ستد بارها و بارها تکرار میشود؛ وقتی ما عمیقتر به قلب و ذهن و گذشته و رویا های همدیگر میرویم. در نهایت دوستی ایجاد میشود.
#جنگجوی_عشق
وقتی این داستان را برای او تعریف کردم، می دانستم چقدر مهم است، اما او نمی دانست. او فقط لبخندی زد و سری تکان داد و گذاشت که این موضوع بلغزد و از دست برود.
#جنگجوی_عشق