●@book_club ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
اهل سیاست، خیال میکنند که دور را میبینند؛ البت میبینند، اما نه خیلی دور را. حکماً اگر خیلی دور را میدیدند، کارشان توفیر میکرد. امیرالمؤمنین، روحی فداه، اهل سیاست بود، اما دورِ دور را میدید، جایی به قاعدهی قیامت دور و دیر...
📖 #منِ_او
3.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
یه نکتۀ مهم دربارۀ
یادگیری مهارتهای جدید!🏆
●𝑒𝒾𝓉𝒶𝒶.𝒸𝑜𝓂/𝓑𝓸𝓸𝓴_𝓒𝓵𝓾𝓫
حکماً بهتر است که من به فکرِ مردمِ خودمان باشم، تا مردمِ شما!
سری تکان داد. لبهای کلفتش را گشود و گفت: «لا تفاوت بینهم! مردم همان مردمِ مستضعفاند... لا تفاوت بینهم. الحمدلله الذی یرفعُ المستضعفین و یضعُ المستکبرین! مهم این است که آدم در هر لحظه مشغولِ کاری برای مردمِ مستضعف باشد. چه لحظهای، چه کاری، چه مردمی... اینها اهمیت ندارند...»
📖 #منِ_او
فتاح متوجهِ چیز نوشتن من شد. نگاهی کرد و خندید. من از نوشتن دست کشیدم.
- این اراجیف چیست که مینویسی؟ ننویس! به جای نوشتن، نگاه کن! بو بکش! گوش کن! مزه کن! لمس کن! تند و تند مینویسی که چه؟!
📖 #منِ_او
●@book_club ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
ادواردو هم به گونهای محصور بود. محصور در دیوارهای بلند تفکر سرمایهداری و اشرافیگری. او میخواست از آنها بگذرد و دربارۀ گذشته، آینده، ادیان اسمانی، تفکر انسانها در دوران مختلف، و خیلی چیزهای دیگر که هنوز نمیدانست تحقیق کند.
📖#ادواردو_مسافری_ازرم
ادواردو با تعجب گفت :« هیچکس تولدش را در یک خانوادۀ اشرافزاده یا دهقانزاده انتخاب نمیکند، پس اینها نمیتواند ملاک برتری آدمها باشد.»
📖#ادواردو_مسافری_ازرم
●@book_club ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ