هدایت شده از 𝖬𝄗𝖠︎ ː 𝖣𝖺𝗂𝗅𝗒
𝗉𝗈̆𝗏︎: دلت براش تنگ شده ولی حتی نمیتونی باهاش مثل قبل حرف بزنی
یعنی با خنده هاش دلت رو باختی ؟ من خندیدن بلد نبودم ، این عادلانه نیست .
هدایت شده از آپاستروف
همیشه دوست داشتم بدونم گزینهی اولِ یه آدم بودن چه حسی داره ، ولی به نظر باید این آرزو رو با خودم تو گور ببرم .
مثل درختی که به سوی افتاب قد میکشد همهٔ وجودم دستی شده است و همه دستم خواهشی ، خواهش تو
تو را دوست دارم و این دوست داشتن حقیقتی است که مرا به زندگی دلبسته میکند .