eitaa logo
گفتمان دانشگاه شیراز
117 دنبال‌کننده
159 عکس
100 ویدیو
13 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
4.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ترامپ: از کردها راضی نیستم؛ آن‌ها سلاح‌های ارسالی ما را به دست معترضان ایرانی نرساندند 🔹 خبرنگار: شما گفتید که برای کمک به معترضان ایرانی سلاح ارسال می‌کنید. برخی منابع مدعی هستند که این سلاح‌ها در سلیمانیه، در کردستان عراق قرار دارند. آیا این موضوع را تأیید می‌کنید؟ 🔹 ترامپ: من از نحوهٔ تحویل سلاح‌ها راضی نیستم. مقدار کمی سلاح ارسال شد و خواهیم دید که در نهایت به دست چه کسی می‌رسد. اما من از اتفاقی که در مورد کردها افتاد راضی نیستم. کردها سلاح‌ها را آن‌طور که قرار بود، تحویل ندادند. ✨💠 گفتمان دانشگاه شیراز 🆔 @goftemanuni
لزوم تمایز میان مذاکره و سازش تمایز میان «مذاکره» و «سازش» در شرایط جنگی، یک مسئله کلیدی در فهم سیاست و راهبرد است؛ اما اغلب این دو مفهوم به‌اشتباه یکی تلقی می‌شوند. این سوءبرداشت می‌تواند هم در تحلیل‌ها و هم در تصمیم‌گیری‌های سیاسی، پیامدهای جدی داشته باشد. 1. تعریف دقیق مفاهیم 🔹مذاکره (Negotiation) یک ابزار است، نه یک هدف.در جنگ، مذاکره یعنی تلاش برای کاهش هزینه‌ها، مدیریت بحران، کسب امتیاز بدون ادامه درگیری یا حتی خرید زمان برای تقویت موقعیت 📌 در بسیاری از جنگ‌ها، حتی طرف‌های درگیر در اوج دشمنی هم مذاکره می‌کنند (مثل مذاکرات آتش‌بس، تبادل اسرا، یا تعیین خطوط تماس). 🔹 سازش (Compromise / Capitulation) یک نتیجه یا رویکرد است.در جنگ، سازش یعنی عقب‌نشینی از اصول یا اهداف اصلی، پذیرش شرایط طرف مقابل بدون تأمین منافع حیاتی یا تسلیم شدن تحت فشار 📌 نکته مهم: هر مذاکره‌ای به سازش منجر نمی‌شود، اما هر سازشی معمولاً از دل یک نوع تعامل (از جمله مذاکره) بیرون می‌آید. چرا این دو اشتباه گرفته می‌شوند؟ 1. نگاه احساسی به جنگ: در فضای جنگی، هرگونه گفت‌وگو ممکن است به‌عنوان «ضعف» تعبیر شود، در حالی که مذاکره می‌تواند بخشی از جنگ باشد، نه پایان آن. 2. تجربه‌های تاریخی تلخ: وقتی در تاریخ، مذاکره به نتایج بد (سازش تحمیلی) منجر شده، ذهنیت عمومی این دو را یکی می‌بیند. 3. جنگ روایت‌ها (Media & Propaganda) طرف‌های درگیر ممکن است مذاکره دشمن را «سازش» جلوه دهند یا سازش خود را «پیروزی دیپلماتیک» معرفی کنند. 4. نکته راهبردی مهم: در علوم سیاسی و روابط بین‌الملل، یک اصل شناخته‌شده وجود دارد: «جنگ ادامه سیاست با ابزارهای دیگر است» یعنی مذاکره و جنگ دو ابزار متفاوت در یک مسیر هستند. حذف مذاکره به معنای محدود کردن گزینه‌های راهبردی است فرض کن دو کشور در جنگ هستند:اگر یکی از آن‌ها برای تبادل اسرا مذاکره کند این مذاکره است اگر همان کشور تحت فشار، بخشی از خاکش را واگذار کند این سازش است. در نتیجه تمایز میان مذاکره و سازش اهمیت حیاتی دارد چون مانع تصمیم‌گیری‌های احساسی می‌شود و امکان استفاده هوشمندانه از دیپلماسی را فراهم می‌کند و از افتادن در دام «یا جنگ یا تسلیم» جلوگیری می‌کند. ✨💠 گفتمان دانشگاه شیراز 🆔 @goftemanuni
✅️ گفتگوی تحلیلی مذاکرات از منظر روانشناسی با حضور دکتر محمدعلی گودرزی استاد تمام روانشناسی دانشگاه شیراز در کانال آپارت مجمع نخبگانی فروغ ایران قرار گرفت. 🔶️ لینک مشاهده در آپارات: https://www.aparat.com/v/iwry432 ✨💠 گفتمان دانشگاه شیراز 🆔 @goftemanuni
«دوره تحلیلی سامری در آتش ۲» ▫️نگاهی فراگیر به ابعاد مختلف جنگ رمضان ۵ روز/یکشنبه ها و پنجشنبه ها (حضوری و مجازی) شروع دوره: ۱۰ اردیبهشت ۱۴۰۵ تهران ●اعطای گواهی معتبر آموزشی برای ثبت‌نام و کسب اطلاعات از طریق پیام‌رسان‌های: بله و ایتا، به شناسه زیر پیام بدهید. @DMeshkatbayan ✨💠 گفتمان دانشگاه شیراز 🆔 @goftemanuni
3.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔴رسوایی امنیتی یا سناریوی از پیش‌طراحی‌شده؟!🔻نمی‌توانید به من بگویید این صحنه‌سازی شده نبود ‌ 🔹رایان ماتا، روزنامه‌نگار و فعال رسانه‌ای آمریکایی: باور کنید، هیچ مأمور سرویس مخفی بابت این اخراج نمی‌شود نه. چون احتمالا همه شان اسرائیلی هستند. چرا این صحنه‌سازی شد؟ چرا اجازه دادند این اتفاق بیفتد؟ یا اگر قرار نبوده. اینقدر جلو برود و این بخشی از یک سناریوی بزرگ است، پس قضیه چیه؟ ‌ 🔹حواس‌پرتی‌های بزرگ کجایند؟ یا این برای این است که ترامپ امتیاز جلب کند؟ آیا سعی می‌کردند یک صحنه تقلبی دیگر راه بیندازند تا ترامپ دوباره دل مردمش را به دست بیاورد؟ ‌ ✨💠 گفتمان دانشگاه شیراز 🆔 @goftemanuni
💠 مرکز علم و فناوری حکمرانی انقلاب اسلامی دانشگاه جامع امام حسین(ع) برگزار می کند: 📌سلسله نشست های نبرد رمضان و بازتعریف حکمرانی اسلامی ایرانی 🌀نشست اول 🔸بازخوانی هویت ملی در اندیشه امام خامنه ای شهید و نمودش در جنگ رمضان 👤 با حضور: جناب آقای دکتر عباسعلی رهبر؛ عضو هیئت علمی دانشگاه علامه طباطبائی زمان: دوشنبه ۱۴ اردیبهشت | ساعت ۱۶ برگزاری بصورت مجازی در اسکای روم 🖥️ جهت شرکت در نشست؛ اینجا کلیک کنید. ✨💠 گفتمان دانشگاه شیراز 🆔 @goftemanuni
کریدورهای جایگزین؛ راهبرد کاهش فشارهای دریایی عباس محمدیان پژوهشگر حکمرانی فرهنگی نوشت: 🔺توسعه کریدورهای زمینی و منطقه‌ای می‌تواند وابستگی به مسیرهای دریایی را کاهش داده و تاب‌آوری اقتصادی کشور را تقویت کند. 🔺واقعیت آن است که وابستگی ساختاری به مسیرهای دریایی، در غیاب آلترناتیوهای مؤثر زمینی، قدرت اثرگذاری چنین فشارهایی را چند برابر می‌کند. 🔺اگر شبکه‌ای از کریدورهای زمینی کارآمد، متنوع و نهادینه در پیرامون ایران شکل گرفته بود، امروز محاصره دریایی نمی‌توانست تا این اندازه تعیین‌کننده و «گلوگاهی» عمل کند. کریدورها می‌توانستند به‌مثابه سوپاپ‌های اطمینان ژئواکونومیک، جریان تجارت را از مسیرهای جایگزین هدایت کرده و سطح آسیب‌پذیری را به‌طور معناداری کاهش دهند. 🔗 mehrnews.com/x3bXXC ✨💠 گفتمان دانشگاه شیراز 🆔 @goftemanuni
🔰 ایران در میانه رقابت هژمونیک؛ بحران انرژی، تنگه هرمز و بازی بزرگ قدرت‌ها نظام بین‌الملل در آستانه یک جابه‌جایی مهم قدرت قرار دارد. رشد اقتصادی و فناورانه چین طی دو دهه اخیر، آن را به نقطه‌ای رسانده که در برخی شاخص‌ها به آمریکا نزدیک شده و در برخی حوزه‌ها حتی پیشی گرفته است. در چنین شرایطی، رقابت میان دو هژمون ـ یکی مستقر و دیگری در حال صعود ـ وارد مرحله‌ای حساس می‌شود؛ مرحله‌ای که تاریخ نشان داده در آن، احتمال تنش‌های ساختاری افزایش می‌یابد. در این رقابت، انرژی و مسیرهای انتقال آن جایگاهی تعیین‌کننده دارند. چین به‌عنوان بزرگ‌ترین واردکننده انرژی جهان، به جریان پایدار نفت و گاز از غرب آسیا وابسته است. هرگونه اختلال در این مسیرها، نه‌تنها قیمت انرژی، بلکه کل زنجیره تولید جهانی را دچار بحران می‌کند. ایران در این معادله صرفاً یک تولیدکننده نفت نیست؛ بلکه یک گره ژئوپلیتیکی در شبکه انتقال انرژی است. تنگه هرمز، که بخش قابل‌توجهی از نفت جهان از آن عبور می‌کند، در مجاورت ایران قرار دارد. هرگونه محدودیت، محاصره دریایی، یا بی‌ثباتی گسترده در ایران، می‌تواند موجب اشباع ذخایر نفتی در مبدأ، کاهش تولید، افزایش قیمت جهانی و شکل‌گیری یک شوک انرژی شود. چنین بحرانی تنها متوجه ایران نخواهد بود. چین، اتحادیه اروپا و حتی اقتصادهای نوظهور آسیایی به‌شدت متأثر خواهند شد. افزایش قیمت انرژی، تورم جهانی، اختلال در حمل‌ونقل، افزایش هزینه تولید کالا و کمبود مواد اولیه، پیامدهای زنجیره‌ای چنین وضعیتی است. در این چارچوب، برخی تحلیل‌ها بر این باورند که فشار بر ایران می‌تواند در خدمت یک هدف بزرگ‌تر باشد: افزایش هزینه‌های انرژی برای چین و ایجاد نااطمینانی در مسیرهای حیاتی آن. به‌عبارت دیگر، بی‌ثبات‌سازی محیط پیرامونی ایران می‌تواند ابزاری غیرمستقیم در رقابت هژمونیک باشد. از سوی دیگر، اروپا نیز از چنین سناریویی متضرر خواهد شد. بحران انرژی سال‌های اخیر نشان داد که اقتصادهای اروپایی نسبت به شوک‌های انرژی بسیار آسیب‌پذیرند. بنابراین هرگونه اختلال پایدار در خلیج فارس، می‌تواند شکاف‌هایی میان منافع آمریکا و برخی شرکای اروپایی ایجاد کند. 📌در نتیجه، مسئله ایران را نمی‌توان صرفاً در چارچوب یک اختلاف دوجانبه یا منطقه‌ای تحلیل کرد؛ بلکه باید آن را در بستر رقابت ساختاری قدرت‌های بزرگ و امنیت انرژی جهانی فهم کرد. ✨💠 گفتمان دانشگاه شیراز 🆔 @goftemanuni
10.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 کولاک تحلیلگر نظامی ایرانی در پاسخ به سوالات جانبدارانه بی‌بی‌سی در دفاع از حُکام عرب و آمریکا 🔺️عین حرف شمارو حُکام عرب می‌زنند که محلی از اعراب ندارند؛ بستن تنگه هرمز حق مشروع ایران است! 🔹️حسین آرین، تحلیلگر نظامی: تمام سخنان مقامات غربی در مورد تنگه هرمز یاوه‌گویی است. ✨💠 گفتمان دانشگاه شیراز 🆔 @goftemanuni
گفتمان دانشگاه شیراز
⭕️ مرشایمر و پارسی: ترامپ شکست را بپذیرد و از جنگ خارج شود 🔹دکتر مرشایمر در گفتگو با تریتا پارسی توضیح می‌دهد که ایده‌های مبهم ترامپ در باب تنگه هرمز، نه امکان عملیاتی شدن دارند و نه حتی می‌توانند بر تصمیمات ایران اثرگذار باشند؛ او ترامپ را سردرگم و شکست‌خورده توصیف می‌کند که باید هر چه زودتر راهی برای خروج از این رسوایی، پیدا کند. تریتا پارسی، کارشناس ایرانی مستقر در آمریکا در گفتگو با پروفسور مرشایمر، به بررسی وضعیت کنونی جنگ و تبادل پیام‌ میان دو کشور پرداخته و هر دو تأکید می‌کنند که ترامپ شکست خورده و فقط باید با پذیرش این شکست، راهی آبرومندانه برای خروج از این بحران کشف کند. هر دو کارشناس تأکید می‌کنند که افزایش فشار علیه ایران، نه تنها عزم تهران را برای ادامه مقاومت دچار خدشه نکرده، بلکه در واشنگتن، تغییرات سیاسی پیاپی را به دنبال داشته است. 🔸پروفسور مرشایمر و تریتا پارسی هر دو وضعیت فعلی ترامپ را یک شکست راهبردی چندلایه توصیف کردند. دکتر مرشایمر تأکید می‌کند که اهداف اعلامی آمریکا محقق نشده‌اند، در حالی که ایران نه‌تنها قابلیت‌های رزم را حفظ کرده بلکه در برخی حوزه‌ها (مانند کنترل عملی بر تنگه هرمز) موقعیت بهتری پیدا کرده است. تریتا پارسی نیز با تمرکز بر پیامدهای اقتصادی و ژئوپلیتیکی نشان می‌دهد که ابزار اصلی فشار آمریکا یعنی محاصره دریایی، به‌جای ایجاد فروپاشی در ایران، به افزایش هزینه‌های داخلی برای دولت ترامپ منجر شده است. هر دو کارشناس تأکید کردند که شکاف میان «اهداف اعلامی» و «نتایج واقعی» به حدی رسیده که حتی در صورت تداوم فشار، موقعیت برتری برای آمریکا غیرقابل تحقق و ترامپ ناچار است میان پذیرش شکست یا تلاش برای بازتعریف آن در قالب یک توافق، یکی را انتخاب کند. ترامپ به دنبال ایجاد بهانه‌ای برای از سر گرفتن جنگ است... دکتر مرشایمر ایده ترامپ برای «هدایت کشتی‌های تجاری از تنگه هرمز» را مبهم و پرریسک توصیف می‌کند و توضیح می‌دهد تنها در صورتی چنین اقدامی معنا پیدا می‌کند که با اسکورت نظامی همراه باشد؛ امری که با محدودیت شدید ناوهای آمریکایی و خطر بالای هدف قرار گرفتن آن‌ها توسط ایران هم به تضعیف محاصره دریایی و هم به از دست رفتن دارایی‌های حیاتی نیروی دریایی منجر شود. در همین چارچوب، مرشایمر این اقدام را بخشی از یک محاسبه سیاسی خطرناک می‌داند؛ تحریک ایران برای واکنش نظامی، به‌منظور مقصر جلوه دادن تهران در آغاز مجدد جنگ. به بیان دیگر، ترکیب «ابهام عملیاتی» و «ریسک نظامی بالا» با «انگیزه‌های سیاسی برای تغییر روایت جنگ» نشان می‌دهد که این طرح می‌تواند جرقه‌ای برای تشدید درگیری و خروج وضعیت از کنترل باشد. افزایش فشار به ایران، باعث تغییر سیاسی در واشنگتن شده است نه در تهران این دو کارشناس به یک خطای تحلیلی محوری در رویکرد واشنگتن اشاره می‌کنند: این فرض که «افزایش درد اقتصادی» به‌طور خودکار به «تسلیم سیاسی» منجر می‌شود. مرشایمر تأکید می‌کند در شرایطی که یک دولت تهدید را وجودی تلقی می‌کند، حتی فشارهای بسیار شدید اقتصادی نیز به تسلیم منجر نمی‌شود، زیرا هزینه تسلیم از هزینه تحمل فشار بیشتر است. پارسی این نکته را تکمیل کرده و می‌گوید در سیاست‌گذاری آمریکا، شدت فشار اقتصادی به‌اشتباه به‌عنوان معیار موفقیت در نظر گرفته می‌شود، در حالی که معیار واقعی، توانایی تبدیل این فشار به تغییر رفتار طرف مقابل است؛ امری که در مورد ایران رخ نداده است. علاوه بر این، او نشان می‌دهد که محاصره دریایی نه‌تنها این هدف را محقق نکرده، بلکه با افزایش قیمت نفت و بنزین، فشار اقتصادی و سیاسی را به داخل آمریکا و شخص ترامپ منتقل کرده است؛ این در حالی‌ است که ایران به‌واسطه تجربه طولانی تحریم‌ها سازگاری بیشتری دارد و این سیاست عملاً هزینه‌های بیشتری برای واشنگتن ایجاد کرده و معادله فشار را تا معکوس کرده است. محاصره دریایی، قدرت مضاعفی را در اختیار ایران قرار داده است در تحلیل این دو کارشناس، بحث ازسرگیری حملات نظامی علیه ایران، نشانه‌ای از ناکارآمدی محاصره دریایی است و حتی می‌تواند به تقویت موقعیت راهبردی ایران منجر شود. مرشایمر تأکید می‌کند که اگر آمریکا و اسرائیل به گزینه نظامی بازگردند، این خود اعتراف ضمنی به بی‌اعتمادی به کارایی ابزارهای فعلی است و در عین حال، واکنش متقابل ایران می‌تواند هزینه‌های اقتصادی و امنیتی بسیار گسترده‌تری برای غرب ایجاد کند. پارسی این تحلیل را با داده‌های میدانی تکمیل کرده و با اشاره به نشت اطلاعات، ادعای تضعیف شدید توان نظامی ایران را رد می‌کند و معتقد است ایران همچنان ذخایر قابل‌توجهی از موشک‌ و پهپاد در اختیار دارد.
گفتمان دانشگاه شیراز
در چنین شرایطی، او هشدار می‌دهد که در صورت آغاز دور جدید درگیری، ایران احتمالاً به سمت «تشدید افقی» حرکت خواهد کرد؛ یعنی گسترش دامنه جنگ به بازیگران و جغرافیاهای جدید، از جمله هدف قرار دادن کشورهایی مانند امارات، که می‌تواند سطح بحران را از یک تقابل محدود به یک درگیری منطقه‌ای گسترده و غیرقابل‌کنترل ارتقا دهد. فرسایش و گرفتاری در یک بن‌بست ژئوپلتیک، ارمغان نفوذ لابی اسرائیل در حکمرانی آمریکاست ازجمله پیامدهای اصلی این جنگ از نگاه هر دو کارشناس، «فرسایش اعتبار راهبردی آمریکا» است؛ پارسی تأکید می‌کند اگر کشوری مانند ایران بتواند با اتکا به ترکیبی از موشک، پهپاد، فناوری بومی و مزیت جغرافیایی چنین هزینه‌هایی به آمریکا تحمیل کند، این امر مستقیماً اعتماد جهانی به «چتر امنیتی آمریکا» را تضعیف می‌کند و می‌تواند رفتار متحدان را تغییر دهد. مرشایمر این وضعیت را در بستر وسیع‌تری قرار داده و از «بحران در ساختار سیاست خارجی آمریکا» سخن می‌گوید، جایی که نهاد تصمیم‌گیری دچار اختلال شده و توان اصلاح راهبرد کلان را از دست داده است. در همین چارچوب، او نقش تعیین‌کننده لابی اسرائیل را برجسته می‌کند که نه‌تنها مانع خروج آمریکا از خاورمیانه می‌شود، بلکه حتی تداوم حضور در اروپا را نیز به‌عنوان سکوی عملیاتی برای مداخلات منطقه‌ای ضروری می‌داند؛ نتیجه این هم‌افزایی، گرفتار شدن آمریکا در یک تعهد ژئوپلیتیکی گسترده و پرهزینه است که بازآرایی راهبردی را به‌شدت دشوار می‌کند. ✨💠 گفتمان دانشگاه شیراز 🆔 @goftemanuni