8.17M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
✅ خانواده حیدری با تولیدات دانشبنیان جزء ۲۶ شرکت فناور ایران انتخاب شدند
پیش از این دستگاههای تیوپلار را از اسپانیا و چین وارد میکردند اما حالا این خانواده تلاشگر اهل بن (چهارمحالوبختیاری)، تنها تولید کننده این دستگاهها در خاورمیانه هستند.
📆 ۱۴۰۲/۲/۳۱
#ساختوتولید
#علمیوفناوری
🇮🇷 خـــــ♥️ــوشخبـر 👇👇
برای پیوستن به ما کلیک کنید
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🔴 اینجا ایران یا عراق نیست، اینجا کشور هلند هست که روز به روز داره بر با حجاب ها افزوده میشه
اون وقت دختره احمق تو ایران کشف حجاب میکنه، در حالی که هنوز فلسفه حجاب رو نمیدونه !
🔴 #بیداری_ملت 👇
@bidariymelat
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
☘ توصیه مهم شیخ جعفر اقا مجتهدی(ره) به استاد مرحوم فاطمی نیا در مورد حضرت معصومه (سلام الله علیها)
☀️ به ما بپیوندید 👇
http://eitaa.com/joinchat/1582039040C6a7a30e470
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
❌️غنینژادها مخالف ملی شدن صنعت نفت/ غربِ عزیز؛ بابت استقلالخواهی از شما معذرت میخواهیم!
👈🏻این صحبتهای موسی غنینژاد درباره ملی شدن صنعت نفت ایران را گوش کنید. غنینژاد عنوان میکند که بهتر بود شرکت نفت ایران و انگلیس باقی میماند و ایران با مذاکره سهم مناسبی از درآمد نفتی کشور را به دست میآورد.
▪️بله دقیقا دکتر غنینژاد درست میگوید، چه پیشنهادی جذابتر از اینکه ایران برای گرفتن اندک سهمی از حق و حقوق خود دست به دامان انگلیس شود، چه بسا با التماس بیشتر ارباب به ما ایرانیها مرحمت میکرد.
▪️در بخش دیگری نیز عنوان میکند که ملی شدن صنعت نفت با مدلی که اجرایی شد منجر به انزوای ایران در دنیا شد. ظاهرا ایران باید بابت این شیوه نادرست، از انگلیسیها و آمریکاییها معذرتخواهی کند که باعث ایجاد سوتفاهم شد.
▪️از دید غنینژادها هیچ وقت استعماگران غربی محکوم نیستند و این ما ایرانیان هستیم که با آنها بد رفتار کردهایم. این تفکرات همچنان در صنعت نفت ایران صاحب تریبون است، افرادی که در جلسات خصوصی خود ملی شدن صنعت نفت را اشتباه دانسته و همان قراردادهای امتیازی را بهتر و بدون دردسر میدانند.
🎬 #بیداری_
12.53M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#حتما_ببینید 🎥
🔰 ماجرای پیرمردی که حدود ۱۷۰ سال عمر داشت.
مـی گفت که بعــد از نمــــاز عشــــا
می خوابـــد و ۲ سـاعت مــانــده به
اذان صبح از خواب بلند می شود.
🔸️نکات مهمی که رعایت آنها باعث سلامت جسم و روح انسان می شود.
✨️صفحه معرفتی چله نمازشب🌙
https://eitaa.com/joinchat/2684223698Cd1fbca249e
🔴 پشت میکروفون 🎤😂
#شب_جمعه همه گردانها توی حسینیه بزرگ شهرک دارخوین جمع و مشغول خواندن دعای کمیل بودند.
مداح با سوز و حال خاصی دعا می خواند و بچه ها حال خوشی داشتند.
در آن همهمه و گریه تقريباً وسط دعا بود که مداح بلند فریاد کشید: آی گنهکار کجای این مجلس نشسته ای…!؟
که یکدفعه تو اون تاریکی از وسط حسینیه یکی از رزمندههای شیطون فریاد کشید:
“ پشت میکروفوووون ”
حسینیه رفت رو هوا و تا آخر دعای کمیل ؛ با خنده تمام شد. 😂😂😂
#طنز جبهه
*اصـالت چیست👌✨♥️*
در زمانهای گذشته درب قصر یکی از پادشاهان لکه سیاهی افتاده بود خادمین دربار هر کاری کردند، نتوانستد لکه را از بین ببرند
یک روز مرد فقیری از این موضوع مطلع شد و گفت من می دانم چرا درب قصر پادشاه سیاه شده است
مرد فقیر را پیش پادشاه بردند و
ایشان به پادشاه گفت
داخل درب گرانبهای قصر شما کِرمی هست که مشغول خوردن درب است!
پادشاه به او خندید وگفت ای مردک مگر می شود در داخل درب کرم زندگی کند؟
مرد فقیر گفت: ای پادشاه من یقین دارم کرمی در آن وجود دارد
پادشاه گفت بسیار خوب!
دستور می دهم درب را بشکنند اگر کرمی نبود گردنت را می زنم
مرد هم پذیرفت
وقتی درب را شکافتند دیدند کِرمی زیر قسمت سیاهی لکه رنگ وجود دارد.
پادشاه از پاسخ او خوشش آمد و دستور داد مرد فقیر را به گوشه ای از آشپزخانه برده و مقداری از پس مانده غذاها را به او بدهند!
روز بعد پادشاه که سوار بر مرکب یکی از اسبانش شد بود رو به مرد فقیر کرد و گفت
این بهترین اسب من است نظر تو چیست؟
مردفقیر گفت شاید این اسب در تند دویدن بهترین باشد که هست ولی یک ایرادی نیز دارد پادشاه سوال کرد ای مرد بگو ببینم چه ایرادی دارد؟
مرد فقیر گفت: این اسب در اوج دویدن هم که باشد وقتی رودخانه ای ببیند به درون آب می پرد
پادشاه باورش نشد!
برای اثبات ادعای مرد فقیر ،
سوار بر اسب از کنار رودخانه ای گذشت
ناگهان اسب با دیدن رودخانه سریع خودش را درون آب انداخت
پادشاه از دانایی مرد فقیر متعجب شد و دستور داد که مرد فقیر را مجددا به محل قبلی برده و پس مانده غذاها را به بدهند.
روزبعد خواست تا او را بیاورند
وقتی فقیر را نزد پادشاه آوردند ؛پادشاه از او سوال کرد:
مردک بگو دیگر چه می دانی؟
مرد که به شدت ترسیده بود گفت:
می دانم که تـو شـاهــزاده نیستی!!
پادشاه به خشم آمد و او را به زندان افکند ولی چون دو مورد قبل را درست جواب داده بود
در پی کشف واقعیت نزد مادرش رفت و گفت ای مادر راستش را بگو من کیستم؟ این درست است که شاهزاده نیستم؟!
مادرش بعد کمی طفره رفتن گفت: حقیقت دارد پسرم!
من و شاه از داشتن بچه بی بهره بودیم
و از به تخت نشستن برادرزاده های شاه هراس داشتیم؛
وقتی یکی از خادمان دربار تو را به دنیا آورد تو را از او گرفتیم و گفتیم ما بچـه دار شدیم
بدین صورت پادشاه از راز شاهزاده نبودن خود باخبر شد !!
پادشاه بار دیگر مرد فقیر را خواست و از سِـرّ دانایی او پرسید.....
مرد فقیر گفت:
علت سیاهی در را از آنجایی فهمیدم که هر چیزی تا از درون خودش خراب نشود از بین نمی رود!
علاقه اسب به آب را چون پاهایش پشمی بود و کُلک داشتند فهمیدم که در زمان کُره بودن در زمان چریدن در چراگاه حتما روزی از شیر گاومیشی تغذیه کرده و حتما به آب تنی علاقه مند است.
پادشاه پرسید :
*"""اصـالت""" مرا چگونه فهمیدی؟!*
فقیر گفت:
من پاسخ دو سئوال مهم زندگیتان را دادم
ولی تو به جای پاداش مناسب، دو شب مرا به گوشه ای از آشپزخانه فرستادی و غذای پسمانده دربار دادی
چون این کار تو را دور از کرامـت و بزرگی یک شاهـزاده دیدم
*"""فهمیدم تو بزرگ زاده نیستی"""
یادمان باشد بنیادی ترین *""خصایص ما انسان ها ذاتـی"" است*
هیچگاه آدم کوچک بزرگ نمی شود و هیچوقت بزرگ و بزرگ زاده کوچک نمی شود
*نه هر گرسنه ای، فقیـراست*
*و نه هر بزرگی، بزرگـوار*
*مهم ""اصـالت"" و ""ریشـه""" آدماست*
و اینکه
درچه مکتب و مسلکی و چگونه محیطی تربیت یافته است!!
*تو اول بگو با کیان زیستی*
*که تا من بگویم که تو کیستی*🙏🌹
*اصـالت چیست👌✨♥️*
در زمانهای گذشته درب قصر یکی از پادشاهان لکه سیاهی افتاده بود خادمین دربار هر کاری کردند، نتوانستد لکه را از بین ببرند
یک روز مرد فقیری از این موضوع مطلع شد و گفت من می دانم چرا درب قصر پادشاه سیاه شده است
مرد فقیر را پیش پادشاه بردند و
ایشان به پادشاه گفت
داخل درب گرانبهای قصر شما کِرمی هست که مشغول خوردن درب است!
پادشاه به او خندید وگفت ای مردک مگر می شود در داخل درب کرم زندگی کند؟
مرد فقیر گفت: ای پادشاه من یقین دارم کرمی در آن وجود دارد
پادشاه گفت بسیار خوب!
دستور می دهم درب را بشکنند اگر کرمی نبود گردنت را می زنم
مرد هم پذیرفت
وقتی درب را شکافتند دیدند کِرمی زیر قسمت سیاهی لکه رنگ وجود دارد.
پادشاه از پاسخ او خوشش آمد و دستور داد مرد فقیر را به گوشه ای از آشپزخانه برده و مقداری از پس مانده غذاها را به او بدهند!
روز بعد پادشاه که سوار بر مرکب یکی از اسبانش شد بود رو به مرد فقیر کرد و گفت
این بهترین اسب من است نظر تو چیست؟
مردفقیر گفت شاید این اسب در تند دویدن بهترین باشد که هست ولی یک ایرادی نیز دارد پادشاه سوال کرد ای مرد بگو ببینم چه ایرادی دارد؟
مرد فقیر گفت: این اسب در اوج دویدن هم که باشد وقتی رودخانه ای ببیند به درون آب می پرد
پادشاه باورش نشد!
برای اثبات ادعای مرد فقیر ،
سوار بر اسب از کنار رودخانه ای گذشت
ناگهان اسب با دیدن رودخانه سریع خودش را درون آب انداخت
پادشاه از دانایی مرد فقیر متعجب شد و دستور داد که مرد فقیر را مجددا به محل قبلی برده و پس مانده غذاها را به بدهند.
روزبعد خواست تا او را بیاورند
وقتی فقیر را نزد پادشاه آوردند ؛پادشاه از او سوال کرد:
مردک بگو دیگر چه می دانی؟
مرد که به شدت ترسیده بود گفت:
می دانم که تـو شـاهــزاده نیستی!!
پادشاه به خشم آمد و او را به زندان افکند ولی چون دو مورد قبل را درست جواب داده بود
در پی کشف واقعیت نزد مادرش رفت و گفت ای مادر راستش را بگو من کیستم؟ این درست است که شاهزاده نیستم؟!
مادرش بعد کمی طفره رفتن گفت: حقیقت دارد پسرم!
من و شاه از داشتن بچه بی بهره بودیم
و از به تخت نشستن برادرزاده های شاه هراس داشتیم؛
وقتی یکی از خادمان دربار تو را به دنیا آورد تو را از او گرفتیم و گفتیم ما بچـه دار شدیم
بدین صورت پادشاه از راز شاهزاده نبودن خود باخبر شد !!
پادشاه بار دیگر مرد فقیر را خواست و از سِـرّ دانایی او پرسید.....
مرد فقیر گفت:
علت سیاهی در را از آنجایی فهمیدم که هر چیزی تا از درون خودش خراب نشود از بین نمی رود!
علاقه اسب به آب را چون پاهایش پشمی بود و کُلک داشتند فهمیدم که در زمان کُره بودن در زمان چریدن در چراگاه حتما روزی از شیر گاومیشی تغذیه کرده و حتما به آب تنی علاقه مند است.
پادشاه پرسید :
*"""اصـالت""" مرا چگونه فهمیدی؟!*
فقیر گفت:
من پاسخ دو سئوال مهم زندگیتان را دادم
ولی تو به جای پاداش مناسب، دو شب مرا به گوشه ای از آشپزخانه فرستادی و غذای پسمانده دربار دادی
چون این کار تو را دور از کرامـت و بزرگی یک شاهـزاده دیدم
*"""فهمیدم تو بزرگ زاده نیستی"""
یادمان باشد بنیادی ترین *""خصایص ما انسان ها ذاتـی"" است*
هیچگاه آدم کوچک بزرگ نمی شود و هیچوقت بزرگ و بزرگ زاده کوچک نمی شود
*نه هر گرسنه ای، فقیـراست*
*و نه هر بزرگی، بزرگـوار*
*مهم ""اصـالت"" و ""ریشـه""" آدماست*
و اینکه
درچه مکتب و مسلکی و چگونه محیطی تربیت یافته است!!
*تو اول بگو با کیان زیستی*
*که تا من بگویم که تو کیستی*🙏🌹
✅نصیحتهای خانوم جون
👈 خانوم جون خدابیامرز میگفت:
هر وقت خواستی نمک تو غذا بریزی، پشت تو بکن به شوهرت تا نبینه چقدر ریختی!
یعنی هر چیزی رو ، لازم نیست به شوهرت بگی!
👈 خانوم جون خدابیامرز میگفت:
نونت رو واسه دل خودت میخوری لباست رو ، واسه دل مردم میپوشی.
یعنی که توی خونهات ممکنه نون خالی بخوری، کسی نمیبینه ولی لباست رو همه میبینن پس خوب و تمیز و مرتب بپوش.
👈 خانوم جون خدابیامرز میگفت:
هیچوقت تعریف هیچ زنی رو جلوی شوهرت نکن.
چون باعث میشه شوهرت به زنهای اطرافش دقت کنه و عادتش بشه.
👈 خانوم جون خدابیامرز میگفت:
جایی نِشین ، که ورنخیزی
وحرفی بزن که ورنتیزی.
یعنی حواست باشه با کی میری و با کی میای! هر کسی لایق رفت و آمد نیست!
👈 خانوم جون خدا بیامرز میگفت:
تعریف دونفر رو توی جمع نکنین. یکی بچه یکی شوهر! زود چشم میخورند!
👈 خانوم جون خدابیامرز میگفت:
همیشه پوستت رو بشکاف پولتو بذار توش.
یعنی همیشه برای خودت پس انداز داشته باش!
👈 خانوم جون خدابیامرز میگفت:
اول و آخر زندگیت فقط شوهرت برات میمونه، نه بچه هات، نه ما که پدر و مادرتیم...پس همیشه هوای شوهرت رو داشته باش!!
👈 خانوم جون خدابیامرز میگفت:
اگه شوهرت دوستت باشه دنیا دشمنت باشه خیالت راحت باشه، ولی اگه دنیا دوستت باشه شوهرت دشمنت باشه فایده نداره.
👈 خانوم جون خدابیامرز ﻫﺮ ﻭﻗﺖ ﺯﻧﻲ ﺭﻭ میدید ﻛﻪ ﺑﺎ ﺷﻮﻫﺮﺵ ﻣﺸﻜﻞ ﺩاﺭﻩ میگفت:
ﻧﻨﻪ "ﺗﻮی کِشتی ﻛﻪ هستی ﺑﺎ ﻧﺎﺧﺪا ستیز نکن.
👈 خانوم جون خدابیامرز میگفت:
هیچ وقت نون و تخم مرغ تو خونهتون تموم نشه.
نصفه شبی کسی بیاد خونهتون ازتون انتظار چلو کباب نداره اما حداقل یه نیمرو میذاری جلوش
..🌸🌺🌸🌺🌸
اين كلمات روبايد باطلا نوشت كاش جوانان امروز به اين نصايح گوش كنند
🌹🌹🌹🌹🌹🌹
@siyahdune
داستان هایی از پوشش و حجاب(76)
لباس زنان
لباسى كه زن براى حجاب و پوشش خود انتخاب میكند میبايست شرائط ذيل را دارا باشد:
1- غصبى نباشد.
2- 2- لباس شهرت نباشد. (لباسى كه بواسطه داشتن خصوصيتى جلب توجه و انگشت نما باشد لباس شهرت است)
3- مرد لباس مختص به زن و زن لباس مختص به مرد را نپوشد.
4- زن بايد از پوشيدن لباسهائى كه جلب توجه میكند اجتناب نمايد.
5- لباس نبايد تنگ يا نازك باشد بگونه اى كه حجم يا برجستگيهاى بدن زن را نمايان سازد.
لباس نازك و تنگ
يك روز اسماء دختر ديگر ابوبكر كه خواهر زن پيامبر بود با جامه بدن نما و نازكى به خانه پيامبر آمد پيامبر روى خود را از او برگرداند و فرمود: اى اسماء زن وقتى بحد بلوغ رسيد نبايد چيزى از بدن و اندامش ديده شود.
كفشهاى صدادار
قرآن مجيد در سوره نور (آيه 31) میفرمايد: و مبادا زنها پايشان را محكم بزمين بزنند تا زينتهاى مخفى آنان (خلخالهائى كه به پا میكردند) آشكار شود و همگى بسوى خداتوبه كنيد باشد كه رستگار گرديد.
سوال: باتوجه به فرمايش حضرت امام كه
فرموده اند (بايستى از لباسهائى كه جلب توجه میكند اجتناب نمايند) آيا پوشيدن جوراب ضخيم بدون شلوار با اينكه حجم بدن از بيرون مشخص و در بعضى موارد مهيّج است و يا پوشيدن كفشهائى كه در هنگام راه رفتن صداى مهيج دارد جايز است
جوال: از پوشيدن هر گونه لباس مهيج بايد خوددارى كرد.
راستى: چگونه است كه برخى از زنان مسلمان حّد حجاب را رعايت نمى كنند؟ از كفشهاى صدادار يا لباسهاى نامناسب استفاده میكنند؟ موهايشان را كاملا نمى پوشانند؟ متابعت شيطان تا به كجا؟ دورى از خدا تا كى
ان ربك لبلمرصاد و همانا پروردگارت در كمين است.